X
تبلیغات
رایتل

ایران دانلود

دانلود جدیدترین فایلهای کاربردی

مقاله بررسی شاهنامه فردوسی و اشعار در خصوص انوشیروان

مطالب:

بر تخت نشستن انوشیروان و اندرز او به ایرانیان:
رسیدن منذر نزد انوشیروان و دادخواهی او از بیداد قیصر روم:
انوشزاد و شورش او
خواب دیدن انوشیروان وتعبیر آن بوسیله بزرگمهر
سگالش کردن خاقان چین
فرستادن شطرنج به ایران :
لشکر کشیدن کسری به روم و سرگذشت کفشگر با انوشیروان:
پند نامة انوشیروان به هرمزد پسر خویش :
پادشاهی خسرو انوشیروان به روایت مورخان اسلامی
1- دینوری
2- حمزه اصفهانی
3- گردیزی:
4- کامل ابن اثیر
5- ابن خلدون
6- مسعودی
کتابنامه :
منابع لاتین:

==========

شاهنامه فردوسی که در حدود پنجاه هزار بیت دارد، شامل قسمتهای اساطیری و داستانهای تاریخی و ملی است. این اثر جاویدان بر اثر نفوذ شدیدی که میان طبقات مختلف ایرانیان یافت در همه ادوار تاریخی مورد توجه بود، چنانکه همه شاعران حماسه سرای ایرانی تا عهد اخیر تحت تاثیر آن بوده اند، بدین ترتیب فردوسی را زنده کننده مجدد و بزرگی دیرین ملت ایران و نگاهدارنده زبان، فرهنگ و ادبیات و هنر ایرانی و برگزیدة جاویدان اتحاد ملی ایران باید دانست.[1]

فردوسی حدود چهار هزار بیت درباره پادشاهی انوشیروان سروده است که در این‌جا به بررسی اشعار وی پرداخته می‌شود:

بر تخت نشستن انوشیروان و اندرز او به ایرانیان:

پادشاهی انوشیروان چهل و هشت سال بود. انوشیروان پسر قباد چون به تخت نشست اندرزهایی به ایرانیان داد وگفت : جملة‌ هستی به فرمان خداست و … [2] کسری مردم را به دادگری خود نوید داد و کشور را به چهار بخش تقسیم کرد و باژ را تقلیل داد و آن را در سه قسط وصول کرد.[3]

شاهان،‌ به ویژه شاه چین و هند که آوازة‌ او را شنیدند باژ را پذیرفتند و فرستادگانی به درگاهش گسیل داشتند. انوشیروان آنگاه به اطراف و اکناف کشور خود سفر کرد و به گرگان و خراسان و آمل رفت و به کوهی رسید که جای فریدون بود، و در آنجا بود که آگاه شد ترکان چه ستمهایی به مردم روا می دارند سپس فرمان داد تا دیواری عظیم بنا کردند و راه ترکان را بستند. آنگاه به هندوستان رفت و مورد استقبال گرم قرار گرفت و از آنجا به سرکوبی بلوچان و گیلانیان- پرداخت و از آنجا به پایتخت خویش (‌مداین ) مراجعت کرد.[4]

چو کسری نشست از بر تخت عاج

به سر بر نهاد آن دل افروز تاج

بزرگان گیتی شدند انجمن

چو بنشست سالار با رایزن

سر نامداران زبان برگشاد

ز دادار نیکی دهش کرد یاد

...


[1] حقیقت ، عبدالرفیع، فرهنگ شاعران زبان پارسی، 1368 ، ص 431.

[2] دبیر سیاقی ، سید محمد ، نامورنامه باستان، 1379 ، ص 17.

[3] همو ،‌ همان، همانجا ؛ ثعالبی مرغنی، حسین بن محمد، شاهنامه کهن، ترجمه سید محمد روحانی، 1372، ص 348.

[4] رستگار فسایی، منصور ، فرهنگ نامهای شاهنامه ، جلد دوم، 1379،‌ ص 786-785.

...

گویند انوشیروان روزی در تیسفون بود و فرستادگان ممالک دیگر با هدایا به دربار وی می‌آمدند، از جمله فرستاده قیصر پادشاه روم بود که هدیه‌ها و تحفه‌ها همراه داشت و این فرستاده ایوان مداین را بدید که ساختمانی نیکو داشت اما در صحن آن کجی‌ای نمایان بود. گفت : “این صحن باید چهارگوش می‌بود”. بدو گفتند“در محل کجی پیرزنی خانه داشت شاه خواست خانه او را بخرد اما او نخواست بفروشد و شاه وی را به فروش مجبور نکرد و کجی چنانکه می‌بینی به جا مانده است.” رومی گفت “این کجی نیک تر از راستی است.”[1]

بزرگمهر گوید که من دو خصلت متضاد در انوشیروان دیدم که مانند آن در دیگران ندیده بودم. روزی انوشیروان بار عام داشت، مردی از خاصان او درآمد و زیرش و را دور کرد، انوشیروان به وزیر گفت که برخیزد و یکسال از وی دور باشد.بار دیگر او را در مجلس خصوصی دیدم که در آن مجلس در امور مملکت تدبیر می کردیم. خدمت گزاران در پشت تخت او با یکدیگر گفتگو می کردند، چنان صدایشان بلند شده بود که ما را از کار باز می داشت شاه را آگاه کردند وی گفت ما پادشاه بر رعیت خود هستیم و نوکران وخدمتگذاران ما پادشان بر ارواح ما هستند و ما را از تحمل ایشان چاره نیست.[2]

انوشیروان همواره می گفت: پادشاهی به سپاه و سپاه به مال و خراج و خراج به آبادانی و‌ آبادانی به دادگری و دادگری به اصلاح کارداران و به استواری وزیران قرار گیرد.[3]

...


[1] همو، همان ، ص 259.

[2] مسعودی، ابوالحسن علی ابن الحسین ، مروج …، جلد اول ،‌ص 264.

[3] همو، همان، ص 265.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: یکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت 13:11 | چاپ مطلب

مقاله اسطوره شناسی و جامعه شناسی اساطیر در شاهنامه

بخشهایی از متن:

مقدمه

در این تحقیق ابتدا به تعریف اسطوره و اسطوره شناسی پرداخته شده و بیان شده که نخستین بار کلمة اسطوره در زبان فارسی توسط چه کسی و در کجا بوده است. سپس فهرست اساطیر ایران را در سه هزار سال نهضت نام برده ام و به توضیح چند مورد آن اکتفا نموده ام. در ادامه به جامعه شناسی اساطیر در شاهنامه، سرودة حکیم ابوالقاسم فردوسی پرداخته شده است. چون اسطوره ها در هر زمان و مکان تغییر می کنند در انتهای این مجموعه قسمتی با نام انسان و اسطوره های نوینش بیان گردیده که نظر متفکرانی چون نتیجه فرانسیس بیکن و . در این مورد و این که چرا اسطوره ها ادامه دارند نقل گردیده. امید است مورد توجه قرار گیرد.

...

‹‹ فصل چهارم ››

انسان و نوین اسطوره هایش

پیش از سقراط و پیدایش فلسفه، اساطیر به طور کلی، شکلی از هنر و ادبیات محسوب می شدند. هر چند اساطیر خود نمود و نماد وجهی از باورهای دینی دوران باستان بودند، اما این باور به شکلی هنری بیان می گردید. به عبارت دیگر اساطیر یونان باستان را می توان مظهر حیات هنری یونانیان انگاشت. اما با ظهور فلسفه افلاطونی این رویکرد در معرض پرستش و زوال قرار گرفت و این دگرگون اساسی در ساخت، بنیاد و برداشت اساطیری پدید آمد. در این دوران، فلسفه باورهای سنتی و کهن و آداب و عادات رایج را دچار تزلزل ساخت و عقل فلسفی دیگر عقلی بود که کاملاً صبغه ایی ناسوتی یافته بود. به قول نیچه در این دوران خدایان المپ از آسمان به زمین کشانده شدند و شک گرایی فلسفی جانشین آن باور کهن و باستانی گشت. نهایت این که آغاز تفکر فلسفی با نفی نگرش های اساطیری همراه گردیده و تأثیر آن تا قرن ها ادامه یافت.

اما علی رغم نفی این نگرش از سوی فلاسفه و با وجود رنسانس و پیشرفت های علمی و فکری و پیدایی منطق استقرایی فرانسیس بیکن و گسترش یافتن خرد انتقادی دکارتی، رویکرد اساطیری در میان توده ها، اعتبار خود را با همان قوت پیشین همچنان حفظ نموده بود. میرچا الیاده می گوید، طبیعت در تمام این دوران ـ از باستان تا کنون ـ به نظر توده های مردم تنها طبیعتی مادی نبود بلکه در عین حال نیروهای فراطبیعی را نیز در برمی گرفت یعنی نمود و نماد نیروهای قدسی و مظهر حقیقت برتر بود.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت 11:24 | چاپ مطلب

دانلود مقاله سیمرغ و زال شاهنامه

  فرمت فایل:  ورد  ( قابلیت ویرایش  )    قسمتی از محتوی متن ...   تعداد صفحات : 8 صفحه سیمرغ و زال سام نریمان، امیر زابل و از پهلوانان سر آمد ایران زمین بود ولیکن فرزندی نداشت . سالها گذشت و خداوند به وی فرزندی داد .کودکی سفید و سرخ و زیبا رو ولیکن با موهای سفید همچون موهای پیرمردان . کسی جرات نمی کرد که این خبر را به سام برساند ، تا اینکه دایه کودک که زنی شیردل بود به نزد سام رفت و گفت : این روز بر سام فرخنده باشد که آنچه از خداوند  می خواستی به تو عطا کرد .بیا و فرزندت را ببین که تمامی اندام او زیبا است و هیچ زشتی در او نخواهی دید ، تنها همانند آهو موی سفید دارد .ای پهلوان بخت تو اینگونه بود و نباید دلرا غمگین کنی .   سام از تختش فرود آمد و بسوی نوزاد رفت .موهای کودک همانند پیران سفید بود .کسی تا حالا چنین چیزی ندیده و نشنیده بود .پوست تنش سرخ و موهایش همچون برف بود . وقتی فرزند را اینگونه دید از جهان ناامید شد و از سرزنش دیگران ترسید .روی به آسمان کرد و گفت : ای خدای بزرگ من چه گناهی مرتکب شده ام که بچه ای همچون اهریمن با چشم ...



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 22:00 | چاپ مطلب

دانلود تحقیق تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه

شاعر و پهلوان در شاهنامه / الگار دیویدسن- مترجم: دکتر فرهاد عطایی- تهران: نشر تاریخ ایران، زمستان   1378. این اثر مقدمه مترجم، پیشگفتار و مقدمه مولف و نه فصل را شامل می‌گردد. در مقدمة مترجم، او پس از توضیحی کوتاه پیرامون فردوسی و شاهنامه به شیوه‌ی پژوهش پروفسور دیویدسن اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که او معتقدست اتکا به منابع مکتوب به تنهایی نمی‌تواند ما را به شاهنامه‌ی فردوسی رهنمون گردد. به اعتقاد او، بر اساس شواهد خود شاهنامه و شواهد بیرونی، فردوسی بخش مهمی از شاهنامه‌اش را از منابع شفاهی گرفته و خود روایات را حین اجرای نقالی دیده و شنیده است. در پیشگفتار، اینگونه بیان می‌کند که موضوع اساسی کتاب این است: که «چگونه می‌توان یک شکل از ادبیات کلاسیک را تداوم یک سنت شفاهی پیشین دانست؟» دیویدسن معتقدست که شاعر در این کتاب در حقیقت به مفهوم پادشاهی اعتبار می‌بخشد بدینصورت که شاعر پا پروردن و اعتبار بخشیدن به پهلوان از او پاسبانی برای تخت شاهی و شاهنشاه می‌سازد پس شاعر قوام بخش و اعتبار دهنده به مفهوم شاهنشاهی اس ...



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 17 فروردین 1396 ساعت 20:40 | چاپ مطلب

سیمرغ (نشریه بنیاد شاهنامه فردوسی)، شماره 1

سیمرغ (نشریه بنیاد شاهنامه فردوسی)، شماره 1 جمعی از نویسندگان   مکان چاپ: تهران تاریخ چاپ: ۱۳۵۱ هجری شمسی زبان: فارسی ...



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 06:19 | چاپ مطلب

آشتی در شاهنامه فردوسی

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، حماسه‌ای منظوم در بحر متقارب مثمن محذوف و دربرگیرندهٔ نزدیک به ۶۰٬۰۰۰ بیت و یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌های حماسه‌ای جهان است که سرایش و ویرایش آن گنجینه، دست‌آورد دست کم سی سال رنج و تلاش خستگی‌ناپذیر این سخن‌سرای بزرگ ایرانی است. ...



ادامه مطلب ...
برچسب‌ها: آشتی، شاهنامه، فردوسی
تاریخ ارسال: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 02:17 | چاپ مطلب

تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات47     در فصل یک، پیرامون اعتبار فردوسی که خالق تنها حماسه ملی معتبر ایران است به بحث می‌پردازد و به سخن ژول مول در این باره اشاره می‌نماید که ماهیت شاعر و پهلوان را نشان می‌دهد. ژول مول می‌نویسد: فردوسی چنان تجلیلی از زندگی رستم کرده است که دیگر هیچ نویسنده ایرانی نمی‌تواند پس از او اینگونه در این باره قلم بزند. «فصل دوم درباره‌ی « اعتبار شاهنامه فردوسی» است. و در اثبات اعتبار شاهنامه به بقای آن استدلال می‌نماید و معتقدست که برای مشخص شدن برتری فردوسی بر سایر سرایندگان حماسه ملی نیازی نیست ضوابط امروزی شعری خود را به کار گیریم بقای شاهنامه‌ی فردوسی نشانه‌ای روشن بر برتری فردوسی و شاهنامه‌اش بر سایر شاهنامه‌هاست و بقای آن باعث شد، تا هیچ کس برای بازگویی روایت شاهنامه طبع آزمایی نکند. «میراث شعر شفاهی» فردوسی فصل سوم را تشکیل می‌دهد. در این فصل مولف بیان می‌کند که شاهنامه‌ی فردوسی ادامه‌ی سنت شفاهی در کسوت مکتوب است اما مستقل، و نشان ...



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 13:51 | چاپ مطلب

شرح مختصری از شاهنامه

شرح مختصری از شاهنامه

مقدمه

سالهای سال است که از مرگ خداوندگار خرد و آگاهی می گذرد، سالهای سال است که حکیم بزرگ توس رخ در نقاب خاک کشیده است و جان نورانیش را به عالم بالا پرواز داده است، اما همانگونه که خود می گوید «نمیرم از این پس که من زنده ام… گواهی که نمرده است و هنوز هر ایرانی آزاده ای با شنیدن سخن نغزش جانی تازه می گیرد و اندیشة بلند و نیکش را ستایش می کند.

گزیده حاضر نگاهی دارد به ده عنوان کتاب، که طی چند سال اخیر پیرامون فردوسی و شاهنامه انتشار یافته است، ذکر یک نکته اینجا ضروری می نماید و آن اینکه اگر مشت را نمونة خروار بدانیم باید بر افول شاهنامه ؟؟‌معاصر گریست، چرا که منابعی که ما به صورت تلخیص ذکر کرده ایم یا مشاهدة دیگر عناوینی که این تحقیق بهانه ای شد تا مطالعه شود و در اینجا نیامده است این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که راستی ماچقدر در کنه مطالب شاهنامه غور کرده ایم و به چه میزان «جزره رمز معنی برده ایم» و راستی آیا حق شاهنامه و فردوسی این است؟ گاهی تألیفاتی مشاهده می شود که انسان از این که حتی نام فردوسی بر پشت آنها حک شده است شرمسار می شود. به امید روزی که شاهنامه پژوهی بی هیچ غرضی در خدمت تجلی اندیشه والای فردوسی درآید.

این اثر مقدمه مترجم، پیشگفتار و مقدمه مولف و نه فصل را شامل می‌گردد. در مقدمة مترجم، او پس از توضیحی کوتاه پیرامون فردوسی و شاهنامه به شیوه‌ی پژوهش پروفسور بویدسن اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که او معتقدست اتکا به منابع مکتوب به تنهایی نمی‌تواند ما را به شاهنامه‌ی فردوسی رهنمون گردد. منابع شفاهی گرفته و خود روایات را حسین اجرای نقالی دیده و شنیده است.

در پیشگفتار، اینگونه بیان می‌کند که موضوع اساسی کتاب این است: که «چگونه می‌توان یک شکل از ادبیات کلاسیک را تداوم یک سنت شفاهی پیشین دانست؟» دیویدسن معتقدست که شاعر در این کتاب در حقیقت به مفهوم پادشاهی اعتبار می‌بخشد بدینصورت که شاعر پا پروردن و اعتبار بخشیدن به پهلوان در مقدمه شاعر (که خود فردوسی ست) و پهلوان (رستم، کسیکه ذدر ذهن ما شخصیت‌های حماسی و اساطیری را تداعی می‌نماید) را محور اصلی کتاب حاضر بر می‌شمرد.

نویسنده معتقدست که منظور اصلی این کتاب نه زندگی نامه‌ی شخصی فردوسی است و نه «تاریخی» که می‌توان از خلال شاهنامه نگاشت. بلکه منظور شعری‌ست که زندگی شاعر نمونه‌ی آن است و داستانی‌ست که شاعر روایت می‌نماید آن هم شعری که آمیز‌ه‌ای است از تاریخ و اسطوره.

در مورد رستم با شخصیتی روبرو هستیم که مخلوق شاعرانه‌ای از نوع اساطیر به نظر می‌آید، نه یک واقعیت تاریخی.

همچنین نویسنده اذعان می‌دارد که در این تحقیق نظری مخالف نظر نولد که و سایر متخصصان ایران شناسی که روایات رستم را خارجی و یا داخل شده در سنت پادشاهان می‌دانند – مطرح می‌گردد.

در ادامه‌ی مقدمه با نگاهی اجمالی به نکات برجسته‌ی چهار سلسله‌ی امپراتوری ایران قبل از اسلام یعنی پیش ادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانی بیان می‌کند که دو سلسله‌ی اول، بخصوص اول، ریشه در اساطیر دارند و دود درمان بعدی، تاریخی‌اند.

در فصل یک، پیرامون اعتبار فردوسی که خالق تنها حماسه ملی معتبر ایران است به بحث می‌پردازد و به سخت ژول مول در این باره اشاره می‌نماید که ماهیت شاعر و پهوان را نشان می‌دهد. ژول مول می‌نویسد: فردوسی چنان تجلیلی از زندگی رستم کرده است که دیگر هیچ نویسنده ایرانی نمی‌تواند پس از او اینگونه در این باره قلم بزند.

«فصل دوم درباره‌ی « اعتبار شاهنامه فردوسی» است. و در اثبات اعتبار شاهنامه شاعر و پهلوان به بقای آن استدلال می‌نماید و معتقدست که برای مشخص شدن برتری فردوسی بر سایر سرایندگان حماسه ملی نیازی نیست ضوابط امروزی شعری خود را به کار گیریم بقای شاهنامه‌ی فردوسی نشانه‌ای روشن بر برتری فردوسی و شاهنامه‌اش بر سایر شاهنامه‌هاست و بقای آن باعث شد، تا هیچ کس برای بازگویی روایت شاهنامه طبع آزمایی نکند.

«میراث شعر شفاهی» فردوسی فصل سوم را تشکیل می‌دهد. در این فصل مولف بیان می‌کند که شاهنامه‌ی فردوسی ادامه‌ی سنت شفاهی در کسوت مکتوب است اما مستقل، و نشانه‌ی بسیار مهم مستقل بودن نقالان از شاهنامه‌ی فردوسی را در مطالب زیادی می‌داند که در سنت روایات شفاهی هست در حالی که در هیچ یک از ادبیات حماسی شناخته شده وجود ندارد.

در فصل چهارم که عنوان آن «کتاب شاهان، حماسه‌ی پهلوانان» است و مولف در اینجا بر این باورست که این دو گانگی می‌تواند در قالب نوعی سنت داستانسرایی وجود داشته باشد، سنتی که باورهای مردم درباره‌ی شاهان را با باورهای پهلوانان به هم می‌آمیزد. در این فصل به تمایز این دو مقوله و روشنفکری پیرامون هر یک پرداخته می‌شود.

و فصل پنجم با عنوان «شاه و پهلوان» تا حدی ادامه‌ی فصل گذشته است بر سازگاری مفهوم ایرانی «کتاب شاهان» با «حماسه‌ی پهلوانان» تأکید می‌کند و تلفیق حکایات پادشاهان داستان‌های پهوانان، بخصوص رستم، در عهد ساسانیان و حتی قبل از آنان، در زمان اشکانیان، را به سنتی ملی تعبیر می‌نماید و در ارائه‌ی این استدلال، جزئیات بیشتری را از اساطیر یونان باستان درباره‌ی رابطه‌ی بین اریستئوس به عنوان پادشاه و هرکول به عنوان پهلوان اضافه می‌نماید.

«رستم، پاسدار حکومت» موضوع فصل ششم است در این فصل از رستم به عنوان پاسدار حکومت یاد می‌کند و در بررسی موضوع رستم او را جزئی جدایی ناپذیر از خود مفهوم پادشاهی می‌داند که به تنهایی فتنه را دو می‌کند و در دفاع و تخت موظف به حمایت از پادشاه‌ست حتی اگر شاه، او را برسد جمعیت و در حضور همگان سرد و بی آبرو کرده باشد. همانطور که خود نیز بر تاج بخشی‌اش اذعان می‌دارد:

منم گفت شیر اوژن و تاج بخش

به درشد به خشم‌اند آمد به رخش

فصل هفتم «موضوع پدری پیشرش و نارس در داستان رستم و سهراب»‌است در این فصل مولف بعد از گزارشی به اجمال از داستان رستم و سهراب، به داوری می‌نشیند. و معتقدست که رستم فقط کاری را که مجبور به انجام آن بود، کرد زیرا هر چه باشد او مدافع تاج و تخت ایرانی‌ست و باید پیوسته متناسب با عنوان خود، تاج پخش، عمل کند، اگر چه شایستگی لازم جهت شاهی را داراست.

هشتمین فصل («دیوسکوریسم» بین پدر و پسر، سرمشقی برای اقتدار در شاهنامه) است.

است. واژه‌ی دیوسکوریسم از نام یونانی Dioskouroi به معنی «فرزندان آسمان» گرفته شده و به دو قلوهای ملکوتی گفته می‌شود که در اساطیر و آیین یونانی به کاستر و پلی دیوکس معروفند. او نوعی مکمل بودن را در رفتار دوقلوها می‌یابد؛ اگر یکی تمایل به ستیزه جویی و جنب و جوش دارد، دیگر منفعل و کم تحرک است و در انی مبحث بر همین جنبه‌ی پدر و پسر بحث شده است.

«بزم و رزم» به عنوان فصل پایانی‌ست که مولف آنها را بهترین مناسبت برای شاعر و پهوان بر می‌شمرد در شاهنامه معمولاً پهلوانان شخصیت‌هایی هستند. جنگجو که به دو کار علاقه‌ی خاص دارند: بزم و رزم.

بزم قالبی است برای بازگو کردن داستان ماجراجویی‌های رزم آوران یعنی جنگیدنشان، و این قالب بهترین مناسبت است برای بیان اقتدار شاهانه از طریق قابلیت‌‌های پهوانی و مهارتهای شاعرانه.

در سخن پایانی، مولف. تلاش فردوسی را تلاش شاعرانه‌ای بر می‌شمرد که یک بار دیگر و بطور کامل حماسه‌ی پهوانان را با کتاب شاهان در هم در آمیخته و وحدت هنرمندانة حاصل از این در آمیختن مدیون کهن‌ترین سنت‌های اساطیری است که بازگو می‌کنند چگونه یک پهلوان، فرد پادشاه ولی نعمت خود را نجات داده است.

(پایان شاعر و پهلوان)

بلور کلام فردوسی، رحیم رضازاده ملک، با همکاری دو انتشارات کلبه و فکر روز، سال 1378.

اثر حاضر بعد از یادداشتی کوتاه پیرامون فردوسی و سبب نظم شاهنامه و شرحی پیرامون دقیقی همراه با ابیلاقی از شاهنامه آغاز شده و به هفت موضوع در شاهنامه می‌پردازد.

دربخش اول با نظر به شاهنامه و پادشاهی جمشید و اقدامات و کارهای انجام گرفته درعصر او طبقات اجتماعی دوران ساسانیان را بر می‌شمرد که در عصر جمشید به چهار دسته‌ی کاتوزیان (زاهدان و عابدان)، نسودیان سپس به نظر محققین و پژوهشگران مختلف که به این موضوع پرداخته‌اند و در جهت یافت ریشه‌ی این واژگان کوشیده‌اند می‌پردازد و در این‌باره به گفتار محققینی چون: میرزا عبدالحسین‌خان بردسیری، پورداوود، معین، بهار را در کنار هم قرار داده و سپس تک تک درباره‌ی هر یک گفتگو می‌نماید.

در بخش دوم به موضوع «تأسیس نورور جمشیدی» می‌پردازد و ابیاتی را که فردوسی در آغاز داستان‌های شاهنامه، در پا پادشاهی جمشید، شهریار پیشدادی، در جایی پس از برشمردن نهادها و کارهای او می‌سراید، می‌آورد. سپس این ابیات را که تعداد آنها 10 بیت بیشتر نبود در چاپ‌های گوناگون شاهنامه‌های مختلف مسکو، ژول مول، بروخیم، رمضانی و امیرکبیر بررسی می‌کند و تفاوتهای گوناگون واژگانی و کاستی و فزونی ابیات را مطرح می‌نماید و در پایان بخش، صورت صحیح و معقول ابیات را به توالی منطقی می‌آورد.

بخش سوم «چو اردیبهشت آفتاب از بره» است که مصرعی از بیتی است که ارجاسب در نامه‌ای خطاب به گشتاسب می‌نویسد:

چو اردیبهشت آفتاب از بره

همی تافتی بر جهان یکسره

مولف نظر پژوهشگران مختلف را در مورد اشکالی می‌آورد که به اذعان آنان در یان بیت وجود دارد به این منظور که این بیت، یک اشکال در تاریخ تألیطف منظومه ایجاد می‌کند. این بیت جزو گشتاسبنامه‌ی دقیقی به حساب می‌آید و چنین می‌نمایاند که در زمان دقیقی و تاریخ نظم شاهنامه‌ی او، ماه اردیبهشت در موقع بودن آفتاب در برج حمل می‌افتاد، در صورتی که در تاریخی که تألیف شاهنامه در آن حدس زده می‌شود اردیبهشت ماه از 7 شور تا 6 جوزا واقع می‌شد.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
برچسب‌ها: مختصری، شاهنامه
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 05:45 | چاپ مطلب

تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه

تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه

فهرست مطالب

فصل اول بررسی کتاب :شاعر و پهلوان در شاهنامه / الگار دیویدسن

فصل دوم بررسی کتاب : بلور کلام فردوسی/ رحیم رضازاده ملک

فصل سوم :بررسی کتاب : قرآن و حدیث در شاهنامه فردوسی/ مجید رستنده

فصل چهارم :بررسی کتاب : حماسه‌ی ایران یادمانی از فراسوی هزاره‌ها / دوست خواه جلیل

فصل پنجم :بررسی کتاب : فرهنگ آرایه‌های ادبی (بیان) در شاه نامه فردوسی: شامل ترکیب‌ها و عبارت‌های کنایی، استعاری، مجازی، اغراق و / پورانداخت برومند

فصل ششم :بررسی کتاب فردوسی«رمان تاریخی»/ ساتم الغ زاده

فصل هفتم :بررسی کتاب ادبیات تطبیقی و شعر کلاسیک فارسی/ الگادیوسن

فصل هفتم :بررسی کتاب بوسه برخاک پی‌حیدر/ علی‌ابوالحسنی (منذر

فصل هشتم بررسی کتاب مایه های دینی و عرفانی در شاهنامه فردوسی/ مرتضی گودرزی

فصل نهم بررسی کتاب بیژن نامه / ایرج وامقی

مقدمه

سالهای سال است که از مرگ خداوندگار خرد و آگاهی می گذرد، سالهای سال است که حکیم بزرگ توس رخ در نقاب خاک کشیده است و جان نورانیش را به عالم بالا پرواز داده است، اما همانگونه که خود می گوید «نمیرم از این پس که من زنده ام »گویی که نمرده است و هنوز هر ایرانی آزاده ای با شنیدن سخن نغزش جانی تازه می گیرد و اندیشة بلند و نیکش را ستایش می کند.

گزیده حاضر نگاهی دارد به ده عنوان کتاب، که طی چند سال اخیر پیرامون فردوسی و شاهنامه انتشار یافته است، ذکر یک نکته اینجا ضروری می نماید و آن اینکه اگر مشت را نمونة خروار بدانیم باید بر افول شاهنامه پژوهی معاصر گریست، چرا که اکثر منابعی که ما به صورت تلخیص ذکر کرده ایم یا مشاهدة دیگر عناوینی که این تحقیق بهانه ای شد تا مطالعه شود و در اینجا نیامده است این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که راستی ماچقدر در کنه مطالب شاهنامه غور کرده ایم و به چه میزان «برره رمز معنی برده ایم» و راستی آیا حق شاهنامه و فردوسی این است؟ گاهی تألیفاتی مشاهده می شود که انسان از این که حتی نام فردوسی بر پشت آنها حک شده است شرمسار می شود. به امید روزی که شاهنامه پژوهی بی هیچ غرضی در خدمت تجلی اندیشه والای فردوسی درآید.

در اینجا لازم می نماید از زحمتها و بزرگواریهای استاد فرزانه جناب دکتر رادفر که بنده را همیشه مورد لطف خویش قرار داده اند سپاسگزاری کنم، باشد که ایشان کاستی های بنده و این نوشته را به دیدة اغماض بنگرند

اینک گزارشی از مقاله‌ی مذکور:

شاملو معتقد است که غول بی شاخ و دمی که فردوسی از ضحاک ساخته معلول حرکت انقلابی ضحاک است که بر نظام طبقاتی جمشید شوریده و جامعه را از نظام طبقاتی عاری کرده و این مخالف ومغایر اعتقادات شاعر توس است و این موضوع زمانی آشکار می شود که ببینیم فریدون بعد از قرارگرفتن در جایگاه شاهی چه می کند. او کشور را به همان نظام طبقاتی پیشین بر می گرداند و جارچیانش فرمان او را به شرح زیر اعلام می‌کنند:

سپاهی نباید که با پیشه ور به یک روی جویند هر دو هنر

یکی کارورز ودگر گرزدار سزاوار هر دو پدیدست کار

چو این کار آن جوید آن کار این پرآشوب گردد سراسر زمین

شاملو با استناد به اینگونه عرایض و گفتارهایی دیگر که در اینجا مجال آوردن آنها نیست در مقاله‌ی موجود در کتاب جمعه اش معتقد می شود که حماسه‌ی کاوه چیزی جز یک عمل ارتجاعی و یک شورش سیاسی به نفع اشرافیت، نیست اشرافیتی که از ضحاک به سختی ضربه خورده و منافع خود را به کلی از دست داده است و فردوسی با پنهان کردن حقیقت کار ضحاک که قیامی مردمی علیه شاه ایران بوده و جلوه گری های زیرکانه‌ی خویش موضوع را قلب نموده است. و ادامه می دهد که اگر چنان زحمتشکی (کاوه) رهبر قیام علیه غیر اشرافی باشد تا جامعه را به سوی اشرافیگری سوق دهد، به منافع زحمتشکان خیانت کرده و خیانت نمی تواند موضوع حماسه قرار گیرد.

شاملو ضحاک را ایرانی یی می خواند که فردوسی برپایه‌ی حس ناسیونالیستی و تقدسی که برای شاهان ایران قائل مزه ایزدی قائل است از او عربی ماردوش ساخته است. وی کل این ماجرا را قلب شده ی ماجرای تاریخی گئومات و داریوش می داند و معتقد است که در آنجا نیز برای اهانت نشدن به شاه ایران، بردیای دروغینی ساخته شده و داریوش بر او می شورد و در حقیقت جنبشی مردمی را به شورش علیه بیگانه تبدیل می کند.

مؤلف با گوشزد نمودن این موضوع که داستان های شاهنامه ساخته خیال و پرداخته‌ی قلم فردوسی نیست به نقد نظریات شاملو می پردازد و در مورد سطر سطر نوشته های شاملو، بر او می تازد و او را به این نکته می آگاهاند که نه شاهنامه یک رمان تاریخی است و نه فردوسی، الکساندر دوما. و در این باره به پاسخی که از سوی فریدون جنیدی به شاملو داده شده بود، همچنین تاریخ ادبیات دوم دبیرستان نظام قدیم (جهت طعنه زدن به شاملو و کم اطلاعی او) استناد می نماید تا به او بفهماند که قبل از فردوسی نیز شاهنامه هایی به نظم و نثر بوده و فردوسی خود نیز در ابتدای شاهنامه اش به این موضوع اذعان نموده است. و آرزو می کند که ای کاش آقای شاملو آنگاه که دوشادوش شن چوی کره ای می جنگید البته در عالم شعر کمی هم به فرهنگ و ادب و تاریخ گرانبهای ایران توجه می نمود تا چنین آبروریزی به بار نیاورد.

مؤلف خاطر نشان می کند که ده سال بعد از نشر این مقاله، در سال 69 شاملو همان سخنان را که سرمنشأشان را در مقاله ای از علی حضوری نقل می کند در بر کلی تکرار می نماید. این بار دکتر باطنی در مقاله ای مستدل سعی در آگاه نمودن شاملو به حقیقت و جدایی راه اسطوره از تاریخ مبنی بر غیر قابل قیاس بودن ضحاک با بریا می نماید.

خلاصه اینکه، مؤلف اسطوره‌ی جمشید و ضحاک را مربوط به دوره‌ی هند و ایرانی می‌داند و به برخی تغییراتی که فردوسی در جنبه‌ی شاعرانه به خداینامه داده اشاره می‌نماید. از آنجا که در اوستا کیومرث اولین انسان است و در شاهنامه اولین پادشاه، پس ضرورت دارد که آلات و ابزار شاهی و تخت و سلطنت را نیز همراه او سازد و وقتی همه‌ی این چیزها برایش درست شود، الگوی اصلی آن دربار ساسانی است و در نتیجه طبقات اجتماعی دوران ساسانی به عینه به آن روزگار منتقل می شوند و دلیل دیگر می‌آورد به اینکه اسطوره همیشه منعکس کننده‌ی اوضاع اجتماعی عصر تدوین خود است و از آنجا که شاهنامه و روایات ملی قطعاً در دورة ساسانی تدوین یافته اند پس انعکاس دهنده‌ی دوران ساسانی هستند.

مؤلف در ادامه‌ی مقاله به پاسخگویی به اشتباهات فاحش یا به قول مرحوم قزوینی «بل افحش» شاملو می پردازد و در مورد عدم انطباق داستان ضحاک و فریدون با ماجرای گئومات و داریوش و تا حدی صحت کودتای مغ گئومات نام علیه بردیا، پاسخ هایی مستدل به او داده است.




خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 24 دی 1395 ساعت 14:08 | چاپ مطلب

شخصیت جمشید در شاهنامه

شخصیت جمشید در شاهنامه

جمشید ، از شاهان‌ اسطوره‌ای ایرانی. در میان‌ شاهان‌ اسطوره‌ای پیشدادی و حتی شهریاران‌ تاریخی ایران‌، جمشید بیش‌ از همه‌ از شکوه‌ و آوازه‌ برخوردار بوده‌ است‌. اخبار و روایات‌ او به‌ تفصیل‌ در کتابهای تاریخی و داستانهای حماسی و افسانه‌های عامیانه‌ نقل‌ شده‌ و تنها شهریار اسطوره‌ای است‌ که‌ در سروده‌های گاهانی از او یاد شده‌ است‌ ( رجوع کنید به اوستا، یسنا ، ص‌ 116). نام‌ او، جم‌، در اوستا به‌ صورت‌ ییما[1] آمده‌ است‌ که‌ همزاد و توأم‌ معنی میدهد ( رجوع کنید به بارتولومه‌ ، ستون‌ 1300). لقب‌ همیشگی او در اوستا [2]به‌ معنای شاه‌ ( رجوع کنید به گرشویچ‌، 1959، ص‌ 331)، در فارسیِ نو به‌ صورت‌ «شید» با واژه جم‌ پیوند خورده‌ و به‌صورت‌ جمشید در آمده‌ است‌ ( رجوع کنید به همو، 1969، ج‌ 2، ص‌ 245؛ مایرهوفر، ص‌ 250). شخصیت‌ اصلی او به‌ دوران‌ هندوایرانی بر میگردد، زیرا در متون‌ هندی نام‌ او به‌صورت‌ ییما آمده‌ و به‌ فرّه‌ ایزدی او اشاره‌ و تقریباً به‌صورت‌ یکی از ایزدان‌ تصور شده‌ است‌. در ریگ‌ودا (کتاب‌ دهم‌، سرودهای 14، 135)، دو سرود مستقل‌ در ستایش‌ از او به‌جای مانده‌ که‌ در آنها از او درخواست‌ شده‌ است‌ تا در مراسم‌ نیایش‌ حضور یابد و بهره خویش‌ را از قربانی دریافت‌ کند ( رجوع کنید به وداها، ریگ‌ودا ، ص‌ 538، 636)، اما در آیین‌ هند باستان‌ هرگز صراحتاً خد[3]ا خوانده‌ نشده‌ است‌، بلکه‌ اغلب‌ او را شاه‌ [4]خوانده‌اند که‌ بر دیار خجستگان‌، که‌ «جهان‌ پدران‌» است‌، فرمانروایی میکند (گریزولد، ص‌ 322؛ خوندا، ص‌ 150). ظاهراً، به‌ مرور، تصور هندوان‌ از او دگرگون‌ شده‌ و ارتباطی که‌ او در سنّتهای هندی، به‌عنوان‌ نخستین‌ میرنده‌، با مرگ‌ داشته‌، سبب‌ شده‌ است‌ که‌ اندک‌اندک‌ هاله‌ای خوفناک‌ پیرامون‌ چهره او پدید آید و سرانجام‌ به‌صورت‌ خدای مرگ‌ در آید ( رجوع کنید به مک‌دانل‌، ص‌ 172). در روایات‌ هندی برای او خواهری همزاد قائل‌ شده‌اند که‌ یامی نام‌ دارد. سرود دهم‌ از کتاب‌ دهم‌ ریگ‌ودا (ص‌ 534 - 535) به‌ گفتگوی عاشقانه این‌ برادر و خواهر توأمان‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌. محققان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ این‌ دو، در اصل‌، نخستین‌ زوج‌ بشر به‌ شمار میرفته‌اند و ادامه نسل‌ آدمیان‌ از ازدواج‌ آنهاست‌ و این‌ اسطوره‌ به‌گونه‌ای که‌ اکنون‌ در دست‌ است‌، حاصل‌ تغییرات‌ بعدی است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به کریستن‌سن‌، 1917ـ 1934، ج‌ 2، ص‌ 4ـ6).



[1] yima

[2] xsaeta

[3] deva

[4] rajan



خرید فایل



ادامه مطلب ...
برچسب‌ها: شخصیت، جمشید، شاهنامه
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 00:36 | چاپ مطلب
( تعداد کل: 20 )
   1      2   >>
صفحات