X
تبلیغات
رایتل

ایران دانلود

دانلود جدیدترین فایلهای کاربردی

ترجمه مقاله سیاست های تجاری،منافع اقتصادی و سیاست های خوب در راستای توسعه کشورمدل اقتصادی سیاسی CAFTADR

ترجمه مقاله سیاست های تجاری،منافع اقتصادی و سیاست های خوب در راستای توسعه کشور:مدل اقتصادی سیاسی CAFTA-DR

چکیده

کشورهای در حال توسعه به طور فزاینده ای اقتصاد خود را بر مبنای تجارت آزاد نموده اند. تحقیقات در مورد سیاست های تجاری در کشورهای توسعه یافته در یک فرایند از پایین به بالا با شناسایی ترجیحات اقتصادی گروه های داخلی متمرکز شده است. ما کمتر در مورد توسعه کشورهای جهان مطمئن هستیم. همچنین ما تجزیه و تحلیل چگونگی تاثیر متغیرهای سیاسی و اقتصادی را دررفراندوم که تحت تاثیر CAFTA-DR بود انجام دادیم و به یک توافقنامه تجارت بین المللی رسیدیم. ما پشتیبانی کمی برای مدل استاپلر سامونلسون از ترجیحات اقتصادی را پیدا نمودیم. اما حمایت بیشتر برای مدل های خاص بوده است. ما همچنین اثرات انزوای احزاب سیاسی را در همه پرسی را دریافتیم و کنترل برای بسیاری از عوامل اقتصادی را پیدا نمودیم و همچنین چگونگی حداقل تاثیرگذاری بر یک رای دهنده را بررسی نمودیم و این تفاوت برای عبور از CAFTA-DR بوده است. سیاست یعنی احزاب با استفاده از قدرت سازمانی خود نشانه ها و پیامها ا برای رای دهندگان ارائه می کنند که تحت تاثیر این تصمیم مهم سیاست های تجاری بوده است. نظریه ها در مورد سیاست های تجاری نیاز به محاسبات از بالا به پایین در عوامل سیاسی همراه با منافع اقتصادی دارد.

مقدمه:

در اکتبر سال 2007،کاستاریکا اولین رفراندوم عمومی خود را در مورد موافقتنامه تجاری در یک کشور در حال توسعه را اجرا نمود که در ان تصمیم گیری در رابطه با سرنوشت این کشور وتجارت آزاد با جمهوری دومینیکن مرکزی (CAFTA-DR) بوده است که در سال 2004 بین 5 کشور مرکزی در امریکا مورد امضا مشترک قرار گرفته بود. که این پنج کشور شامل کاستاریکا،الساوادور،گواتمالا،هندوراس، و نیکاراگوئه بوده است. در این همه پرسی تصویب با مشارکت 59.2% از جمعیت واجد شرایط بوده است. برخلاف تصاویر از آراء قوه مقننه بر CAFTA-DRدر ایالات متحده ،موضوع بسیار برجسته و سیاسی در کاستاریکا بوده است. استدلال موجود در مورد تنظیمات سیاست های تجاری منحصر به فرد و تمرکز تا حد زیادی در نظرسنجی عمومی داشته است. و انتخابات برای انجام تجارت به عنوان یک مسئله کلیدی بوده است. و رای دادن قانونی از عوامل مهم بوده که همه آنها اقدامات غیرمستقیم از تنظیمات عمومی ار داشته اند. در هیچ یک از این موارد عموم مردم به طور مستقیم کنترل نتیجه را برای فرایند سیاست های تجاری نداشته اند. در این همه پرسی،رای دهندگان تصمیم گرفتند که آیا کاستاریکا قراردادهای همکاری تجاری را رد کند یا تایید کند. رفراندوم یک فرصت منحصر به فرد برای در نظر گرفتن نقش سیاست های داخلی را فراهم می کند که رد شکل دادن به چگونگی تنظیمات رای دهندگان بیش از شکل گیری سیاست های تجاری بوده است. سه مدل متضاد در شکل گیری اولیت های سیاسی تجاری وجود دارد. در مدل های پایین به بالا فرض براین است که افراد تنظیمات را براساس شرایط خاص خود تشکیل می دهند. یک نوع معمول از مدل پایین به بالا در اقتصاد سیاسی تطبیقی و بین المللی با این اصل است که فرض می شود که رای دهندگان محاسبه پیامدهای اقتصادی و سیاسی رای گیری را در مورد پیامدهای اقتصادی شخصی براساس تغییر سیاست ها می دانند. در مقابل،تحقیقات اخیر در اولویت های فردی نشان می دهد که رای دهندگان پاسخ به مسائل CAFTA-DR براسا نظرات خود در عوامل غیراقتصادی مانند اجتماعی،قومی یا ناسیونالیسم می دانند. این مدلهای برا بازیگران سیاسی منجر به ترک اثرات تغییر سیاست شده و تحقیقات جدید تر نشان می دهد که عوامل اقتصادی نقش مهمی در شکل دادن ترجیحات فردی را بازی می کنند. روس بالا به پایین،با این حال نشان دهندهاین است که اغلب رای دهندگان تنظیمات نامشخص داشته اند و یا انها می توانند توسط نخبگان سیاسی تحت تاثیر قرار بگیرند که به دلیل موقعیت عمومیو منابع و اطلاعات بوده ودارای ظرفیت تاثیرگذاری برافکار عمومی می باشد. البته هردو فرایند به طور همزمان ممکن است رخ دهد که ممکن است به دلیل تاثیرنخبگان و شرایط عمومی بسیار سخت باشد. ما با استفاده از داده های جدید و انواع روش ها به بررسی کسانی که از CAFTA-DR حمایت یا مخالف می کنند،می پردازیم. ما در مقابل به پیش بینی ارائه شده توسط این دو مدل اقتصادی با تنظیمات سیاست های تجاری پرداخته ایم که نشان می دهد که عوامل خاص در مدل ارائه شده خیلی بهتر از آنهایی استکه استاپلر سامونلسون انجام داده است. کنترل برای انواع تنظیمات مختلف اقتصادی با این استدلالاست که سیاست به ویژه حزب های سیاسی ،نقش اساسی را در چگونگی تحت تاثیر قرار دادن این رفراندوم ها هستند. ما نشان دادیم که احزاب با استفاده از دانش در مورد عواقب توزیع سیاست برای مخاطبان متفاوت است. ما به این ترتیب به توضیح تمرکز بر سیاست های تجاری در ترجیحات مردم با روش پایین به بالا پرداختیم و همچنین از مدل بالا به پایین برای نخبگان استفاده نمودیم که در این جا شامل رهبران دولت و احزاب بوده و می تواند تنظیمات عمومی ار شکل دهد. در حالی که رای دهندگان به احتمال زیاد در عملهای اقتصادی خود منافع شخصی را دنبال می کند،این برای سیاستمداران برای نفوذ در رابطه با چگونگی رای ذهندگان در راستای موافقتنامه موثر بر منافع اقتصادی خود می باشد. موافقت نامه های اقتصادی مانند CAFTA-DR پیچیده هستند و عواقب توزیعی متفاوتی دارند. سیاستمداران می تواند عواقب مختلف سیاست را با تاکید بر مخاطبان مختلف برای ساخت یا از بین بردن آنها منجر به پشتیبانی از توافق شود. بنابراین ما استدلال می کنیم که هردو از پایین به بالا و بالا به پایین باید در شکل سیاست ها ارائه شود. مقاله ما برای اولین بار با پس زمینه CAFTA-DR اقدام نموده تست که فراهم کننده قرادادهای همکاری است. دوم اینکه ما در مورد موارد بالا به پایین و پایین به بالا با جزئیات بحث می کنیم. ما در دو مدل مرکزی بررسی تنظیمات تجارت و سیاست را که برگرفته از نظریه های اقتصادی است را بررسی می کنیم که شامل پیش بینی متضاد رائه شده توسط هکسر اوهلین (H0) و دیگری مدل تجارت ساخته شده براساس مدل استپلرسامونلسون (SS) با شد و این توسط مدل عامل خاصی از ریکاردو (RV) ارائه شده است. مدل عامل خاص پیش بینی می کند که در صادرات احتمال بیشتری برای حمایت از CAFTA-DR وجود دارد. پس از آن فرضیه ما د مورد تنظیمات رای دهندگان برای CAFTA-DR و نقش نخبگان سیاسی است که با استفاده از نظریه راه های احزاب می باشد. بسیاری از افراد سیاسی می توانند نشانه ها و قالب پیام ها برای رای دهندگان ارائه کنند. اما آنها ممکن است تنها زمانی موفق شوند که به خوبی ساماندهی شده و به اندازه کافی پیام های خود را به طور موثر و گسترده ارائه نمایند. در نهایت در ترکیب از پایین به بالا و بالا به پایین می توان تمرکز برروی چگونگی پیام نخبگان سیاسی اقدام نمود. ما فرضیه را با استفاده از سه روش متفاوت از منابع داده بررسی می کنیم. در ابتدا ، ما یک فرضیه را مورد حمایت و مخالفت از سوی CAFTA-DR را در کاستاریکا با استفاده از سطح و سوالی رفراندوم بررسی می کنیم. کنترل ویزگی های اقتصادی در کمترین سطح تجمع جغرافیایی ممکن است که به ما نشان دهد چگونه احزاب به خوبی سازمان یافته می توانند به صورت بهتر از داده ها استاده کنند و شرایط نفوذ به رای دهندگان را در احزاب کمتر توسعه یافته داشته باشند. تاثیر تغییرات در احزاب اصلی در نتایج همه پرسی ،با توجه به ظرفیت های مختلف سازمان برای نفوذ بوده که بک عامل کلیدی است که در شناسایی اثرات آنها موثر است. سپس،تجزیه و تحلیل بررسی سطح در حال حاضر،کمتر مستعد ابتلا به استنتاج محیطی مسئله می شود. در نهایت،مدارک کیفی در مورد اینکه چگونه احزاب سیاسی و سیار فعالان اجتماعی می توانند پیام های خود را در قالب پشتیبانی برای مکانیزم از فرضیه های مارا داشته باشند،ارائه می شود. شناسایی اثرات سببی از احزاب سیاسی دشوار است و به این ترتیب ،ما برروی انواع شواهد از جمله بررسی اثرات ثابت مدل برای کنترل متغیرهای حذف شده و بررسی شواهد اقدام می کنیم. ما با ارائه تجزیه و تحلیل سیستماتیک به روز در این دیدگاه منحصر به فرد در سیاست های جمعی در اطراف سیاست های تجاری می پردازیم. استنتاج های ما فراتر از کاستاریکا گسترش یافته است و به ویژه برای موجی از کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار گرفته است که شرایط دموکراسی و آزادسازی تجارت را در سال 1980 داشته اند



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 17:29 | چاپ مطلب

ترجمه مقاله سیاست های تجاری،منافع اقتصادی و سیاست های خوب در راستای توسعه کشورمدل اقتصادی سیاسی CAFTADR

ترجمه مقاله سیاست های تجاری،منافع اقتصادی و سیاست های خوب در راستای توسعه کشور:مدل اقتصادی سیاسی CAFTA-DR

چکیده

کشورهای در حال توسعه به طور فزاینده ای اقتصاد خود را بر مبنای تجارت آزاد نموده اند. تحقیقات در مورد سیاست های تجاری در کشورهای توسعه یافته در یک فرایند از پایین به بالا با شناسایی ترجیحات اقتصادی گروه های داخلی متمرکز شده است. ما کمتر در مورد توسعه کشورهای جهان مطمئن هستیم. همچنین ما تجزیه و تحلیل چگونگی تاثیر متغیرهای سیاسی و اقتصادی را دررفراندوم که تحت تاثیر CAFTA-DR بود انجام دادیم و به یک توافقنامه تجارت بین المللی رسیدیم. ما پشتیبانی کمی برای مدل استاپلر سامونلسون از ترجیحات اقتصادی را پیدا نمودیم. اما حمایت بیشتر برای مدل های خاص بوده است. ما همچنین اثرات انزوای احزاب سیاسی را در همه پرسی را دریافتیم و کنترل برای بسیاری از عوامل اقتصادی را پیدا نمودیم و همچنین چگونگی حداقل تاثیرگذاری بر یک رای دهنده را بررسی نمودیم و این تفاوت برای عبور از CAFTA-DR بوده است. سیاست یعنی احزاب با استفاده از قدرت سازمانی خود نشانه ها و پیامها ا برای رای دهندگان ارائه می کنند که تحت تاثیر این تصمیم مهم سیاست های تجاری بوده است. نظریه ها در مورد سیاست های تجاری نیاز به محاسبات از بالا به پایین در عوامل سیاسی همراه با منافع اقتصادی دارد.

مقدمه:

در اکتبر سال 2007،کاستاریکا اولین رفراندوم عمومی خود را در مورد موافقتنامه تجاری در یک کشور در حال توسعه را اجرا نمود که در ان تصمیم گیری در رابطه با سرنوشت این کشور وتجارت آزاد با جمهوری دومینیکن مرکزی (CAFTA-DR) بوده است که در سال 2004 بین 5 کشور مرکزی در امریکا مورد امضا مشترک قرار گرفته بود. که این پنج کشور شامل کاستاریکا،الساوادور،گواتمالا،هندوراس، و نیکاراگوئه بوده است. در این همه پرسی تصویب با مشارکت 59.2% از جمعیت واجد شرایط بوده است. برخلاف تصاویر از آراء قوه مقننه بر CAFTA-DRدر ایالات متحده ،موضوع بسیار برجسته و سیاسی در کاستاریکا بوده است. استدلال موجود در مورد تنظیمات سیاست های تجاری منحصر به فرد و تمرکز تا حد زیادی در نظرسنجی عمومی داشته است. و انتخابات برای انجام تجارت به عنوان یک مسئله کلیدی بوده است. و رای دادن قانونی از عوامل مهم بوده که همه آنها اقدامات غیرمستقیم از تنظیمات عمومی ار داشته اند. در هیچ یک از این موارد عموم مردم به طور مستقیم کنترل نتیجه را برای فرایند سیاست های تجاری نداشته اند. در این همه پرسی،رای دهندگان تصمیم گرفتند که آیا کاستاریکا قراردادهای همکاری تجاری را رد کند یا تایید کند. رفراندوم یک فرصت منحصر به فرد برای در نظر گرفتن نقش سیاست های داخلی را فراهم می کند که رد شکل دادن به چگونگی تنظیمات رای دهندگان بیش از شکل گیری سیاست های تجاری بوده است. سه مدل متضاد در شکل گیری اولیت های سیاسی تجاری وجود دارد. در مدل های پایین به بالا فرض براین است که افراد تنظیمات را براساس شرایط خاص خود تشکیل می دهند. یک نوع معمول از مدل پایین به بالا در اقتصاد سیاسی تطبیقی و بین المللی با این اصل است که فرض می شود که رای دهندگان محاسبه پیامدهای اقتصادی و سیاسی رای گیری را در مورد پیامدهای اقتصادی شخصی براساس تغییر سیاست ها می دانند. در مقابل،تحقیقات اخیر در اولویت های فردی نشان می دهد که رای دهندگان پاسخ به مسائل CAFTA-DR براسا نظرات خود در عوامل غیراقتصادی مانند اجتماعی،قومی یا ناسیونالیسم می دانند. این مدلهای برا بازیگران سیاسی منجر به ترک اثرات تغییر سیاست شده و تحقیقات جدید تر نشان می دهد که عوامل اقتصادی نقش مهمی در شکل دادن ترجیحات فردی را بازی می کنند. روس بالا به پایین،با این حال نشان دهندهاین است که اغلب رای دهندگان تنظیمات نامشخص داشته اند و یا انها می توانند توسط نخبگان سیاسی تحت تاثیر قرار بگیرند که به دلیل موقعیت عمومیو منابع و اطلاعات بوده ودارای ظرفیت تاثیرگذاری برافکار عمومی می باشد. البته هردو فرایند به طور همزمان ممکن است رخ دهد که ممکن است به دلیل تاثیرنخبگان و شرایط عمومی بسیار سخت باشد. ما با استفاده از داده های جدید و انواع روش ها به بررسی کسانی که از CAFTA-DR حمایت یا مخالف می کنند،می پردازیم. ما در مقابل به پیش بینی ارائه شده توسط این دو مدل اقتصادی با تنظیمات سیاست های تجاری پرداخته ایم که نشان می دهد که عوامل خاص در مدل ارائه شده خیلی بهتر از آنهایی استکه استاپلر سامونلسون انجام داده است. کنترل برای انواع تنظیمات مختلف اقتصادی با این استدلالاست که سیاست به ویژه حزب های سیاسی ،نقش اساسی را در چگونگی تحت تاثیر قرار دادن این رفراندوم ها هستند. ما نشان دادیم که احزاب با استفاده از دانش در مورد عواقب توزیع سیاست برای مخاطبان متفاوت است. ما به این ترتیب به توضیح تمرکز بر سیاست های تجاری در ترجیحات مردم با روش پایین به بالا پرداختیم و همچنین از مدل بالا به پایین برای نخبگان استفاده نمودیم که در این جا شامل رهبران دولت و احزاب بوده و می تواند تنظیمات عمومی ار شکل دهد. در حالی که رای دهندگان به احتمال زیاد در عملهای اقتصادی خود منافع شخصی را دنبال می کند،این برای سیاستمداران برای نفوذ در رابطه با چگونگی رای ذهندگان در راستای موافقتنامه موثر بر منافع اقتصادی خود می باشد. موافقت نامه های اقتصادی مانند CAFTA-DR پیچیده هستند و عواقب توزیعی متفاوتی دارند. سیاستمداران می تواند عواقب مختلف سیاست را با تاکید بر مخاطبان مختلف برای ساخت یا از بین بردن آنها منجر به پشتیبانی از توافق شود. بنابراین ما استدلال می کنیم که هردو از پایین به بالا و بالا به پایین باید در شکل سیاست ها ارائه شود. مقاله ما برای اولین بار با پس زمینه CAFTA-DR اقدام نموده تست که فراهم کننده قرادادهای همکاری است. دوم اینکه ما در مورد موارد بالا به پایین و پایین به بالا با جزئیات بحث می کنیم. ما در دو مدل مرکزی بررسی تنظیمات تجارت و سیاست را که برگرفته از نظریه های اقتصادی است را بررسی می کنیم که شامل پیش بینی متضاد رائه شده توسط هکسر اوهلین (H0) و دیگری مدل تجارت ساخته شده براساس مدل استپلرسامونلسون (SS) با شد و این توسط مدل عامل خاصی از ریکاردو (RV) ارائه شده است. مدل عامل خاص پیش بینی می کند که در صادرات احتمال بیشتری برای حمایت از CAFTA-DR وجود دارد. پس از آن فرضیه ما د مورد تنظیمات رای دهندگان برای CAFTA-DR و نقش نخبگان سیاسی است که با استفاده از نظریه راه های احزاب می باشد. بسیاری از افراد سیاسی می توانند نشانه ها و قالب پیام ها برای رای دهندگان ارائه کنند. اما آنها ممکن است تنها زمانی موفق شوند که به خوبی ساماندهی شده و به اندازه کافی پیام های خود را به طور موثر و گسترده ارائه نمایند. در نهایت در ترکیب از پایین به بالا و بالا به پایین می توان تمرکز برروی چگونگی پیام نخبگان سیاسی اقدام نمود. ما فرضیه را با استفاده از سه روش متفاوت از منابع داده بررسی می کنیم. در ابتدا ، ما یک فرضیه را مورد حمایت و مخالفت از سوی CAFTA-DR را در کاستاریکا با استفاده از سطح و سوالی رفراندوم بررسی می کنیم. کنترل ویزگی های اقتصادی در کمترین سطح تجمع جغرافیایی ممکن است که به ما نشان دهد چگونه احزاب به خوبی سازمان یافته می توانند به صورت بهتر از داده ها استاده کنند و شرایط نفوذ به رای دهندگان را در احزاب کمتر توسعه یافته داشته باشند. تاثیر تغییرات در احزاب اصلی در نتایج همه پرسی ،با توجه به ظرفیت های مختلف سازمان برای نفوذ بوده که بک عامل کلیدی است که در شناسایی اثرات آنها موثر است. سپس،تجزیه و تحلیل بررسی سطح در حال حاضر،کمتر مستعد ابتلا به استنتاج محیطی مسئله می شود. در نهایت،مدارک کیفی در مورد اینکه چگونه احزاب سیاسی و سیار فعالان اجتماعی می توانند پیام های خود را در قالب پشتیبانی برای مکانیزم از فرضیه های مارا داشته باشند،ارائه می شود. شناسایی اثرات سببی از احزاب سیاسی دشوار است و به این ترتیب ،ما برروی انواع شواهد از جمله بررسی اثرات ثابت مدل برای کنترل متغیرهای حذف شده و بررسی شواهد اقدام می کنیم. ما با ارائه تجزیه و تحلیل سیستماتیک به روز در این دیدگاه منحصر به فرد در سیاست های جمعی در اطراف سیاست های تجاری می پردازیم. استنتاج های ما فراتر از کاستاریکا گسترش یافته است و به ویژه برای موجی از کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار گرفته است که شرایط دموکراسی و آزادسازی تجارت را در سال 1980 داشته اند



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 17:20 | چاپ مطلب

تاریخ احزاب سیاسی ایران

تاریخ احزاب سیاسی ایران

قسمتهایی از متن:

چکیده: نگاهی بر تاریخچه احزاب سیاسی در ایران که از سالهای مشروطه با تشکیل حزب اجتماعیون عامیون به رهبری حیدر عمو اوغلی اشکال سازمان یافته ای بخود گرفت، تا به امروز بیانگراین مهم است که تشکیل احزاب در کشور دارای موانع ساختاری، تاریخی، فرهنگی و قانونی جدی است.

فراز و فرود ساخت یابی و ساخت شکنی احزاب، سازمانها و گروه های سیاسی درایران خواه در دوره مشروطه، خواه دوره پهلوی ها و خواه در عصر جمهوری اسلامی، همگی نشانگر ضرورت آسیب شناسی شکل گیری احزاب سیاسی در ایران می باشد. دراین راستا مطالعات نسبتا متنوع و گاه جسته گریخته ای صورت گرفته است که چندان نیز وافی مقصود دلیل یابی و مسئله شناسی عدم شکل گیری و نهادینه شدن تحزب یا پلورالیزم سیاسی نبوده است. بدین معنا که هنوز پرسش های بسیاری بدون پاسخ دقیق باقی است: چرا با همه قدمت ۱۰۰ ساله احزاب سیاسی سوسیالیست، آزادیخواه، ملی گرا، و حتی دینی، هنوز در ساختار حزبی با مشکلات عدیده سازمانی، و کنشی روبرو هستیم؟ مهمترین مسائل آسیب شناختی تحزب و سازمانگرایی سیاسی درایران برای ایجاد و ساماندهی مشارکت سیاسی در جامعه ایران امروز چیست؟

طرح مسئله

بیش از یکصد سال از تاسیس اولین حزب بمعنای امروزین آن درایران می گذرد و سلسله احزاب متعددی درطول این سده اخیر تشکیل، رشد و افول کرده است. دراین رهگذر برخی از احزاب به نقش های تاریخی خواسته یا ناخواسته ای نیز پرداخته اند که سیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. بااینحال، ساختار و شاکله دستگاه حزبی درایران هنوز مبتلابه مسائل و مصائب چندی است: از نظر درونی، تمرکزگرا، ناپایدار، آسیب پذیر و رابطه مدار است وکمتر به ضوابط حزبی و انضباط سازمانی اقتدا کرده است. از نظر بیرونی نیز متصل به طبقه اجتماعی خاصی نبوده و با گرایش نخبه گرایانه یا توده گرا فقط توانسته است در برهه هایی به نقش آفرینی بپردازد. همچنین ساختار غیردمکراتیک قدرت و نهاد سیاست درایران در طول عصر مشروطه، دوران پهلوی ها و جمهوری اسلامی زمینه شکوفایی و رشد و فراگیر سازی سازمان و سازوکار نهاد حزبی بعنوان ابزار دمکراتیزه کردن و مدنی شدن حقوق سیاسی وشهروندی را تضعیف کرده است.

از اینرو مسئله محوری دراین مقاله تمرکز بر این موضوع است که پس از گذشت یکصد سال و وقوع چندین شبه جنبش و انقلاب در ایران و طلوع و افول احزاب خرد و کلان بسیار هنوز حزب بمعنای مدرن، با سازوکارهای دمکراتیک، پایدار و موثر در جامعه ایران وجود ندارد. ...

...

براساس قانون اساسی و قانون احزاب مصوب سال ۱۳۶۰ حزب عبارت است از: "

ماده ۱ - حزب ، جمعیت ، انجمن ، سازمان سیاسی و امثال آنها تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و
توسط یک گروه اشخاص حقیقی معتقد به آرمان ها و مشی سیاسی معین تأسیس شده و اهداف ، برنامه ها و رفتار آن به صورتی به اصول اداره کشور و خط مشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران مربوط باشد .
ماده ۲ – انحمن ، جمعیت ، اتحادیه صنفی و امثال آن تشکیلاتی است که بوسیله دارندگان کسب یا پیشه یا حرفه و تجارت معین تشکیل شده ، اهداف ، برنامه ها و رفتار آن بگونه ای در جهت منافع خاص مربوط به آن صنف باشد .
ماده ۳ - انجمن اسلامی هر واحد اداری ، آموزشی ، صنفی ، صنعتی و یا کشاورزی تشکیلاتی است مرکب از اعضای داوطلب همان واحد هدف آن شناختن و شناساندن اسلام ، امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ و گسترش انقلاب اسلامی باشد .

ماده ۴ – انجمن اقلیتهای دینی موضوع اصل ۱۳ قانون اساسی تشکیلاتی است مرکب از اعضای داوطلب همان اقلیت دینی ، که هدف آن حل مشکلات و بررسی مسایل دینی ، فرهنگی ، اجتماعی و رفاهی ویژه آن اقلیت باشد .

ماده ۵ – منظوراز کلیه گروه های مذکور در موارد بعدی این قانون احزاب ، جمعیتها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده موضوع اصل ۲۶ قانون اساسی می‌باشد ( قانون فعالیت احزاب، ۱۳۶۰(.

هم اینک درساختار رسمی داخل کشور، ۳۹ حزب، ۲۳ جمعیت، ۳۴ انجمن اسلامی، ۲۱ جامعه اسلامی، ۱۸ کانون اسلامی، ۲۳ مجمع اسلامی و درکل ۱۵۸ سازمان یا حزب وجود دارد! که البته اگر مجموع اعضا و هواداران این احزاب و گروه های سیاسی را بتوان احصا کرد به ده برابر رقم کل آن نیز نمی رسد ! درتحلیل وضعیت این ساختار باید اذعان داشت "ما حزب‌هایی هم داریم که من نام آن‌ها را احزاب فرصت‌طلب، موج‌سوار و مفت‌سوار می‌گذارم. این احزاب، آن‌هایی هستند که در آستانه‌ی انتخابات مانند قارچ ظهور می‌کنند و در آسمانی بی‌ابر غرش کرده، رعد و برق می‌زنند و سعی می‌کنند رأی جمع‌کنند. پس از انتخابات نیز دیگر اثری از آن‌ها دیده نمی‌شود. اگر به تاریخ بعد از انقلاب نگاه‌کنیم، بسیاری از این احزاب را می‌بینیم که با شناسنامه و مجوز یا بدون آن، حضور پیدا کردند، اما امروز دیگر حتی در زمان انتخابات‌ هم نامی از آن‌ها نمی‌بینیم. آن‌ها می‌خواهند در زمان محدود، سهمی بگیرند و به‌نفع دیگری کنار روند و حتی نه با اهدافی در حد گرفتن پست که تنها یارانه‌ی احزاب و پول کاغذ بگیرند. من به این‌ دسته، حزب نمی‌گویم. این‌ها درواقع پارازیت نظام حزبی در ایران هستند و به‌عنوان طفیلی این نظام رشد می‌کنند" ( حجاریان،۱۳۸۵). ...

...



خرید فایل



ادامه مطلب ...
برچسب‌ها: تاریخ، احزاب، سیاسی، ایران
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 18:46 | چاپ مطلب

تحقیق تأثیر یهودیان در شکل گیری رویدادهای مهم سیاسی نیم قرن اول هجری

تحقیق تأثیر یهودیان در شکل گیری رویدادهای مهم سیاسی نیم قرن اول هجری

مختصری از بخشهایی از متن:

مهمترین مسأله در بررسی یهودیان در مسائل سیاسی نیم قرن اول هجری، فعالیت آنها به عنوان گروه های فشار حامیان و مشاور خلفا و توطئه گران سیاسی قابل بررسی است.

هدف یهودیان به دست گرفتن قدرت و حکومت نبود بلکه می خواستند به حکومتگران تأثیر بگذارند در اصطلاح سیاسی به این گروه ها «گروه های فشار» و‌«ذینفع»[1] یا «لابی»[2] گفته می شود. این گروه ها تشکیلاتی غیرسیاسی هستند که هدفشان گرفتن قدرت و اعمال قدرت نیست بلکه در حال که خارج از قدرت باقی می‌مانند، آن را متأثر می‌سازند و بر آن فشار وارد می کنند. گروه های فشار جامعه اسلامی در نیم قرن اول هجری از نظر نیرو، اندازه، میزان نفوذ و تأثیر و منافعشان متفاوت بودند. اما یکی از مهمترین آنها یهودیان تازه مسلمان بودند. آنها می کوشیدند تا برای پیش برد منافع خود بر حکومت تأثیر بگذارند.

توجه: افکار عمومی در نظام سیاسی صدر اسلام از جمله مسائلی بود که یهودیان تازه مسلمان در نظر داشتند و با اثر گذاران بر افکار عمومی خصوصاً از طریق قصاص، غیرمستقیم بر حکومت ابوبکر، عمر و عثمان و امویان تأثیر گذاردند. آنها این کار را از طریق تبلیغات دروغین توسعه دادند.

دو مسأله در بررسی رابطه این افراد با نظام سیاسی وقت قابل بررسی است یکی میزان نفوذی که آنها بر تصمیم گزیدگان اعمال کردند و دوم شیوه های اعمال این نفوذ و جهت گیری آن.

این دو مسأله در موفقیت آنها برای نفوذ بر تصمیم گیرندگان سیاسی اهمیت بسیاری داشت. در این زمینه منابعی که آنها در اختیار داشتند این امکان را برایشان میسر می کرد که تأثیری بر فرایند تصمیم گیری بگذارند. یک عاملی یا منبع مهم برای آن این بود که خواسته های آنها با ارزش های مسلط جامعه هماهنگ بود و حداقل در تعارض با آن نبود.

ماهیت نظام سیاسی حاکم پس از رحلت پیامبر(ص) و نوع تصمیمات سیاسی که در هر مرحله فرایند سیاسی گرفته می شد از نگرش ها، ارزش ها، ایدئولوژی ها و الگوی رفتاری جامعه متأثر بود. و فرهنگ مهمترین گزینه ای بود که زندگی سیاسی را شکل می داد. وفاداری مذهبی، قومی، محلی، تعهد نسبت به ارزش ها یا نهادهای دیگر و… همه نقش مهمی در رفتارهای سیاسی افراد داشت. یهودیان با تبلیغات و حربه ای خاص فرهنگی و پتانسیل جامعه عرب در پذیرش افکار جاهلی و بازگشت به برخی از آداب و رسوم جاهلیت، به عنوان الگوی جامعه جدید، نفوذ سیاسی خود را بر دستگاه خلافت تقویت کردند و ارزش های جامعه را به سمت قوم محوری، تعصب، بی تفاوتی، قصه گویی، عامه گویی، سنت ستیزی و ا جتهاد محوری هدایت کردند و تأثیر مهمی بر فرهنگ سیاسی داشتند.

فرهنگ سیاسی نشان دهنده سطح آگاهی و اداراک طبقاتی مختلف، گروه های اجتماعی و افراد از قدرت و سیاست بود و در شکل گیری و عملکرد حکومت وقت مؤثر بود. و نظام های ارزشی نقش مهمی در رفتار سیاسی داشت.

این نظام کلیت منسجم و به هم پیوسته ای از موضوعات حیات مادی و معنوی بود که فرد، گروه یا طبقه اجتماعی ارزش منفی و مثبت معینی به آن می داد و همین ارزش ها متقابلاً فعالیت آنها را کنترل می کرد و در جهت خاصی هدایت می شدند. با تغییر فرهنگ سیاسی و نظام ارزشی موجود یهودیان بر اوضاع سیاسی نیم قرن اول هجری مسلط شدند.


[1] -interst groups , prssure roups.

[2] -loby.

...

نقش یهودیان در قتل عمر

کعب برنامه قتل عمر را ردیف کرد و به او گفت ای عمر سه روز دیگر می میری و در تورات آمده است که در جهنم ایستاده ای و نمی گذاری کسی وارد شود[1].

به نظر می رسد کعب الاحبار ابولوءلوء را تحریک نموده است تا شر عمر را از سر یهودیان رفع کند. «برای دستگیری ابولوءلوء رفتند و او را با سه نفر دیگر دیدند که یکی از آنها کعب بود. هر سه نفر را کشتند جز کعب را[2]»

کعب در زمان عمر و به دستور او اسلام آورده بود حال چگونه ممکن بود با قاتل عمر نشست و برخاست کند؟

در تاریخ ابن اثیر آمده است پس از اینکه ابولوء لوء برای دادخواهی از اربابش مغیره بن شعبه نزد عمر رفت و گفت که خراج را از من زیاده می ستاند عمر توجهی نکرد و ابولوءلوء او را تهدید کرد عمر به منزل خود بازگشت و گفت این غلام مرا تهدید کرد. روز بعد کعب الاحبار نزد عمر رفت و گفت امیرالمؤمنین وصت کن که تا سه روز دیگر خواهی مرد. عمر پرسید از کجا می دانی؟‌کعب گفت این را در کتاب خدا دیده ام که تورات باشد. عمر پرسید آیا نام عمر در تورات آمده؟ گفت خدا داند که نه ولی صفت تو ذکر شده و روزگار تو گذشته در حالی که عمر هیچ مرض و دردی نداشت روز دیگر باز نرد عمر رفت و گفت عمر از عمر تو دوروز مانده و باز روز بعد گفت دو روز گذشت و یک روز مانده[3]. کعب قبلا نیز به عمر خبر داده بود که به زودی به قتل می‌رسد او گفته بود:‌

«اجدک فی التورات تقتل شهیداً» و عمر گفته بود ؟؟ لی بالشهاده و أنا بجزیره العرب[4]»، من و شهادت چه سر و کار آنهم در اینجا یعنی جزیره العرب.

عمر در حال احتضار بود که کعب بر او وارد شد چون عمر او را دید گفت:

«تو عدنی کعب ثلاث اعدها و لا شک ان القول ما قال لی کعب

و مابی خدارالموت انی المیت ولکنی حذرالذنب ؟؟ الذنب[5]»

«کعب مرا سه بار تهدید کرد بدون شک گفته کعب همان است که واقع شد من از مرگ وحشتی ندارم و از آن دردی نمی‌جویم. اما از گناه می ترسم و حذر می کنم که گناهان من یکی در پی دیگری می رسد و کعب به او گفت آیا به تو خبر ندادم که شهید هستی[6].


[1] - طبری، تاریخ ، ج 1 ، ص 464.

[2] - پاکنژاد، یهود و قریش، ص 86.

[3] - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، المجلد الثالث، ص 50.

[4] - ؟؟،همان مأخذ،‌ابن شبه، تاریخ مدینه،‌ج 3 ص 392، ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ، ج 5 ص 243.

[5] - سیوطی، تاریخ الخلفا،‌ص 51.

[6] - ؟؟ ، همان مأخذ، ج 1 ص 40، ابن سعد،‌همان مأخذ، ج 3 ص 343.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 12:13 | چاپ مطلب

بررسی رابطه سیاسی ایران و سوریه پس از انقلاب( با منابع کامل انگلیسی و فارسی )

بررسی روابط سیاسی ایران و سوریه بعد از انقلاب اسلامی ایران

فصل اول (کلیات)

  1. 1. طرح و تبیین موضوع ……………..…………………………………………………………………2
  2. 2. ادبیات موضوع ………………………………………………………………………………………3
  3. 3. علل انتخاب موضوع…………………………………………………………………………………3
  4. 4. سؤال اصلی و سؤالات فرعی…………..…………………….…………………………………….3
  5. 5. فرضیه های تحقیق ………………………….……...…………………….…………………………4
  6. 6. تعریف مفاهیم …………………………………………………………….………………………….4
  7. 7. متغییرها …………………………………………….………………………………...……………….5
  8. 8. روش‌تحقیق ………………….……………….………………………………………………………5
  9. 9. موانع و محدودیتهای تحقیق ………………….……………………………………………………5
  10. 10. سازماندهی تحقیق …………………………………….………………….……………….…………6

یادداشتهای فصل اول ………………………………………………………………………………………..7

فصل دوم (اصول و اهداف سیاست خارجی ایران و سوریه)

بخش اول مبانی نظری سیاست خارجی …………...……………………………………………………8

  1. 1. روشهای مطالعه سیاست خارجی …………………………………………………………………8
  2. 2. سطح تحلیل ……………………...…………………………………………………………………12
  3. 3. عوامل مؤثر درتعیین سیاست خارجی…………………………………………………………. 14

بخش دوم

1. اصول واهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ………….…………………………21

2. ابزارهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ……………………………………………23

3. اصول و اهداف سیاست خارجی جمهوری عربی سوریه…………….……………………... 25

4. ابزارهای سیاست خارجی جمهوری عربی سوریه…….……………………………………… 30

5. بررسی تطبیقی سیاست خارجی ایران و سوریه …..………………………………………….30

یادداشتهای فصل دوم ………...……………………………………………………………………………32

فصل سوم (پیشینه روابط ایران و سوریه 1979ـ 1946)

بخش اول ـ روابط ایران و سوریه از1979- 1946……………………………………………………

بخش دوم ـ عوامل تأثیر گذار بر روابط ایران و سوریه

1. عوامل تأثیر گذار بر سردی روابط دو جانبه (1973ـ 1946)………………………………………

الف ـ روابط ایران و اسرائیل ………………………………………………………………………………

ب ـ مشکلات داخلی سوریه و ایدئولوژی رادیکال بعث ……………………………………………..

2. عوامل تأثیر گذار بر بهبود نسبی روابط دوجانبه (1979ـ 1974)………………………………..

الف ـ شرایط منطقه ای …………………………………………………………………………………….

ب ـ شرایط بین المللی ……………………………………………………………………………………..

ج ـ به قدرت رسیدن حافظ اسد و پایان بحران داخلی …………………………………………………

د ـ مرگ جمال عبدالناصر و افول ناسیونالیسم عربی ……………………………………………………

نتیجه گیری فصل سوم ………………………………………………………………………………………

یادداشتهای فصل سوم ………………………………

فصل چهارم (روابط ایران و سوریه 1988ـ 1979)

بخش اول ـ انقلاب اسلامی ایران…………………………………………………………………………

1. انقلاب اسلامی ایران و مواضع سوریه …………………………………………………………….

2. جنگ ایران و عراق و موضع گیریهای سوریه ……………………………………………………

بخش دوم

1. دلایل حمایت سوریه از ایران در جنگ ……………………………………………………………

الف ـ دیدگاهها و مواضع ایران در مورد بحران خاورمیانه …………………………………………..

ب ـ اختلافات عراق و سوریه و تأثیر آن بر روابط ایران و سوریه…………………………………..

ج ـ اتحاد ایران و سوریه …………………………………………………………………………………

2. تهاجم اسرائیل به لبنان و تأثیر آن بر روابط دو جانبه……………………………………………..

3. تنش های سوریه ـ ایران در لبنان ………………………………..…………………………………

4. دلایل تغییر موضع تاکتیکی سوریه در طول جنگ ………………………………………………..

5. قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل و مواضع سوریه ………………………………………

نتیجه گیری فصل چهارم ……………………………………………………………………………………..

یادداشتهای فصل چهارم ………………………………………………………………………………………

فصل پنجم (روابط ایران و سوریه 2001ـ 1989)

بخش اول ـ روابط سیاسی ایران و سوریه ………………………………………………………………

1. پایان جنگ تحمیلی و سیاست جدید ایران ……………………………………………………….

2. روابط ایران و سوریه (2001ـ 1989)………………………………………………………………

بخش دوم ـ عوامل تأثیر گذار بر روابط ایران و سوریه پس از جنگ

1. پیمان طائف ومواضع ایران و سوریه ………………………………………………………………

2. حمله عراق به کویت و مواضع ایران و سوریه …………………………………………………..

3. کنفرانس صلح مارید و مواضع ایران و سوریه …………………………………………………..

4. اختلافات ایران و امارات متحده عربی و موضع گیری سوریه ………………………………..

5. تهاجم ترکیه به شمال عراق و مواضع ایران و سوریه ……………………………………………

6. پیمان استراتژیک ترکیه ـ اسرائیل و مواضع ایران و سوریه ……………………………………..

7. اختلافات ترکیه ـ سوریه و نقش ایران ……………………………………………………………

نتیجه گیری فصل پنجم ………………………………………………………………………………………

یادداشتهای فصل پنجم ………………………………………………………………………………………

فصل ششم (نتیجه گیری)………………………………………………………………………… 152

یادداشتهای فصل ششم ….………………………………………………………………….…… 156

منابع و مآخذ………………………………………………………………………………………………157

====================================================

مقدمه :

خاورمیانه به عنوان منطقه ای استراتژیک جایگاه عمده و حساسی در رقابتهای دو ابر قدرت شرق و غرب در دوران جنگ سرد داشت و نقش یک محرک را در مداخلة ابر قدرتها ایفا می کرد . پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی شوروی نه تنها این منطقه اهمیت خود را از دست نداده بلکه بر اهمیت آن نیز افزوده شده است . لذا درک و شناخت صحیح از تحولات منطقه خاورمیانه ، برای ایران که خود در این منطقه قرار دارد ضروری و آگاهی از عملکرد دولتهای منطقه نیز در این راستا می باشد .

سوریه به دلیل موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ، یکی از مهم‌ترین کشورهای خاورمیانه محسوب می شود که توانسته است در چند دهة اخیر نقش مهمی را در روند تحولات منطقه ای ایفا نماید . بدین لحاظ این کشور جایگاه ویژه ای را در سیاست خارجی ایران که اولویت اصلی را در روابط خارجی بر همکاری با کشورهای اسلامی و غیر متعهد می دهد ، به خود اختصاص داده است و نیاز هست که شناخت بیشتری نسبت به آن پیدا کرد . ایران و سوریه به عنوان دو کشور خاورمیانه ای غیر همسایه توانسته اند در دو و نیم دهة اخیر بیشترین هماهنگیها را در روند تحولات منطقه ای و جهان اسلام کسب نمایند و به عنوان الگویی برای دیگر کشورهای منطقه در همکاریهای دو جانبه مطرح شوند حال پرسش اصلی این است که چه عواملی در بهبود و گسترش روابط دو جانبه مؤثر بوده است؟ علت هماهنگی در اکثر تحولات منطقه ای چه بوده است که توانسته روابط این دو کشور را به عنوان الگویی برای سایر کشورها در مناسبات دوجانبه تبدیل کند ؟ این پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود . ابتدا روابط و مناسبات سیاسی دو کشور در دوران قبل از انقلاب اسلامی را مرور خواهیم کرد تا سیمای اصلی همکاری و الگومندی در روابط بعد از انقلاب روشن شود . سپس عوامل تأثیر گذار را در همکاری و روابط دو جانبه با تأکید بر عوامل منطقه ای تجزیه و تحلیل می کنیم هر چند که ممکن است واقعیت امر چیزی غیر از تحلیل های عرضه شده باشد ، زیرا اصولاً همیشه بسیاری از اطلاعات تا زمان مشخصی محرمانه باقی می ماند و دسترسی به بعضی اطلاعات هیچ گاه امکان پذیر نمی باشد .

در پایان با اعلام و اذعان به وجود نقایص و کاستی در رساله ، از زحمات اساتید محترم و بزرگوار جناب آقای دکتر اصغر جعفری ولدانی در سمت استاد راهنما و جناب آقای دکتر غلامعلی چگنی زاده در سمت استاد مشاور ، تشکر و قدردانی می شود که حضرت علی (ع) فرموده است : من علمنی فقر صیرنی عبداً .

1ـ طرح و تبیین موضوع :

مطابق با اصل 152 قانون اساسی جمهوری اسلامی ، سیاست خارجی ایران بر اساس "نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری ، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور ، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر ابر قدرتهای سلطه گرو روابط صلح آمیز با دول غیر محارب استوار است . بنابراین ازدیدگاه قانون اساسی رابطه با دول غیر محارب مجاز شمرده شده است . همچنین طبق اصل 154 قانون اساسی ، جمهوری اسلامی سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همة مردم جهان می شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند .

پس علاوه بر رابطه با دول غیر محارب ، برقراری رابطه با کشورهایی که از لحاظ مواضع سیاسی به ایران نزدیک می باشند در دستور کار سیاست خارجی این کشور قرار دارد .

سوریه که در این ردیف ازکشورها قرار دارد جایگاه ویژه ای را در سیاست خارجی ایران به خود اختصاص داده است به طوری که از آن به عنوان کشور دوست و برادر یاد می شود . وقوع انقلاب اسلامی در ایران و سقوط شاه ـ متحد استراتژیک اسرائیل در منطقه ـ باعث خشنودی سوریها که خود را متولی مبارزه با اسرائیل می دانستند ، شد و به حمایت از این انقلاب پرداختند .

از دید انقلاب اسلامی ، اسرائیل به عنوان پایگاه استعمار در منطقه و موجودی نامشروع و غیر قانونی در قلب جهان اسلام ، می بایست از بین برود و مبارزة عملی و همه جانبه این امر را محقق می سازد . در این راستا ایران با کشور مصر به خاطر سازش با اسرائیل و خیانت به آرمان فلسطین و اعراب قطع رابطه نمود . همچنین سفارت اسرائیل در تهران را تعطیل و آن را به سازمان آزادیبخش فلسطین واگذار نمود .

این گونه اقدامات عملی و حمایتهای سیاسی ایران از مواضع اعراب و فلسطینیان ، سوریه را در عملی کردن تز خود مبنی بر برابری استراتژیک با اسرائیل مصمم تر کرد ؛ به علاوه بروز حوادث و رویدادهای بعدی منطقه از جمله جنگ ایران و عراق و حملة اسرائیل به لبنان در سال 1982 ، سبب گردید که دو کشور ایران و سوریه تماسهای بیشتری را با هم در جهت حل مسائل پیش آمده داشته باشند که همین موارد زمینة تداوم گسترش روابط را علیرغم اختلاف سلیقه در بعضی مسائل فراهم آورد .

بنابراین هدف پژوهش ، بررسی علل گسترش روابط سیاسی ایران و سوریه بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران می باشد . و سعی براین است که ضمن روشن کردن این عوامل به تقویت آن و الگو سازی با توجه به شرایط و موقعیت دیگر کشورها در روابط با یکدیگر پرداخته شود تا شاهد تحقق روابط دوستانه میان کشورهای منطقه و جهان اسلام باشیم .

2ـ ادبیات موضوع :

علیرغم حساسیت و اهمیت موضوع یکی از نکته های جالب توجه در ارتباط با آن کم توجهی محققان و پژوهندگان این رشته به این مسأله می باشد و کمتر تحقیق و کتابی در این زمینه یافت می شود که به طور دقیق و موشکافانه به بررسی روابط پیچیدة ایران و سوریه پرداخته باشد . در این ارتباط تنها گزارشها و مقالاتی به چشم می خورد که بیشتر به مسألة صلح و اقدامات سوریه و بررسی سطحی روابط ایران و سوریه و البته با دیدگاه وزارت خارجه ای پرداخته است .

...

مبانی نظری سیاست خارجی

در مطالعة روابط بین الملل سه مرحله را می توان از هم تفکیک کرد . بر همین اساس به سه گونه نیز می توان این مطالعه را انجام داد . یکی از بعد تاریخی یعنی مطالعه حوادث و رویدادهای بین الملل که اولین مرحله در راه شناخت موضوع و جمع آوری داده هایی است که در مراحل بعد عناصر اولیة قضایا و استنتاجات را تشکیل می‌دهند و بی شناخت آنها هیچ قدمی فراتر نمی توان نهاد . دوم جمع بندی وریشه یابی و برقراری رابطه بین عناصر فوق یعنی داده های تاریخی است که خود موضوع جالب و مهمی در مطالعات بین المللی را تشکیل میدهد و سومین مرحله از بعد نظری به موضوع می نگرد یعنی باید شناخت را تئوریزه کرد . در این مرحله شناخت ماهوی روابط بین الملل هدف اصلی مطالعه است .(1)

بر این اساس نیاز به استفاده از تئوری در شناخت بسیار مهم می باشد . نظریه یا تئوری ، بیان منسجم وسیستماتیک شناخت ما از واقعیت است . بنابر این برای نظریه پردازی باید ابتدا به جمع آوری و سیستماتیزه کردن عناصر شناخت خود از موضوع بپردازیم و سپس با برقراری رابطه به‌ویژه رابطه علّی بین عناصر مختلف شناخت به تبیین ماهوی قضیه و اینکه چرا موضوع مورد بحث بدین‌گونه است و نه به گونه ای دیگر بپردازیم . اگر به چنین شناختی دست یابیم قائدتاً باید قادر به پیش بینی تحولات آتی موضوع نیز باشیم . اما نباید فراموش کرد که کمال مطلوب در تئوری با واقعیت تئوری همیشه یکی نیست و کمتر اتفاق می افتد که تئوری را در همه ابعاد و پیچیدگی آن بیان کند . اگر قرار بود که واقعاً تئوری مجموعه ای از قضایای منسجم و سیستماتیک در تبیین یک واقعیت باشد قائدتاً باید در روابط بین الملل نیز با یک یا دو تئوری بیشتر سروکار نداشته باشیم : زیرا چنین تئوری باید شمائی توضیحی از این روابط، ساختار و تحولات آن بدست دهد و عوامل تعیین کننده آن را دقیقاً روشن سازد در حالی که در این زمینه با دهها تئوری روبرو هستیم . (2)

در این بخش ، ابتدا اشاره کوتاهی داریم به روشهای مطالعه سیاست خارجی ، سطح تحلیل در سیاست خارجی و متعاقب آن ، عوامل مؤثر در تعیین سیاست خارجی که آنها را مورد بررسی قرار می دهیم . ....



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 08:17 | چاپ مطلب

نقش دانشجو در تحولات سیاسی اجتماعی

نقش دانشجو در تحولات سیاسی اجتماعی

ایران در یک قرن اخیر با تحولات جدی سیاسی- اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو بوده است و آموزش مدرن حضور قشر دانشجو در این عرصه را تثبیت کرده است. نقش جنبش دانشجویی در این تحولات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- ابتدا اگر بعضی از خصایص عام یک دانشجو، حداقل در شرایط کنونی را برشماریم شاید بتوانیم به ترکیب، ویژگیها، جایگاه تاریخی و نقشی که می‌توانست در تحولات اجتماعی داشته باشد اشاره کنیم.

به عقیده من سه خصلت مهم را در مورد «دانشجو» می‌توان در نظر گرفت. یکی عنصر جوانی است. وقتی صحبت از عنصر جوانی می‌شود باید وجه غالب در نظر گرفته شود. بعضی از متفکران اعتقاد دارند که اگر در تریکب جمعیتی یک جامعه 15 درصد جوانان حضور داشته باشند، نشانه وجود بحران در آن جامعه است. وقتی ما به وضعیت پیش از انقلاب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تقریباً بالاتر از 50 درصد جمعیت جامعه ما را جوانان تشکیل می‌دادند و در سال 77، یعنی 20 سال پیش از انقلاب نیز جمعیت ایران به جهات سنی جوانتر شده است و این نشانه‌ای از بحران است.

یک جمعیت جوان - گذشته از بحران- به یک آرمان گرایی توجه دارد. جوان بودن جامعه به ویژه در جامعه ما که دوران گذارش خیلی طولانی شده و توسعه لازم را به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیدا نکرده، منجر به پیدایش آرمانگرایی بسیار جدی و وسیعی در قشر جوان می‌شود و طبعاً این عناصر می‌تواند در دانشجو و در دانشگاه خود را لحاظ کند. پس یک عنصر اجتماعی که به صورت مستقیم با تحولات سیاسی و اجتماعی ما سروکار دارد، همین قضیه است.

عنصر دوم که باید به آن اشاره شود این است که دانشجو با مسئولیت عام خود به جهات اقتصادی و اینکه هزینه‌اش از طرف خانواده یا دانشگاه تامین می‌شود، این فرصت را می‌یابد که چندان در قید محافظه کاری ملموس جامعه گرفتار نشود. این امر همچنین باعث می‌شود که دانشجو و ویژگیهای اصلاح‌گرایی و انقلابی داشته باشد. باید اشاره کرد که عدم محافظه‌کاری اقتصادی وجه غالب در دانشجویان است و گرنه طبیعی است که قشر وسیعی از دانشجویان ما این ویژگی را نداشته باشند.

عنصر سومی که به نقش خود دانشجو و دانشگاه بر می‌گردد، ارتباط و شناختی است که جوان وقتی وارد دانشگاه می‌شود با حوزه‌های معرفتی پیدا می‌کند.

وقتی این سه مورد را با یکدیگر جمع کنیم و در قالب عنصر دانشجو در نظر بگیریم، حالتی کلی و خاص به آن می‌بخشیم.

در جوامعی که دچار بحران هستند از جمله جامعه پیش از انقلاب و امروز، دو عنصر در ترکیب این سه عامل مطرح است که می‌تواند نقش اصلی را داشته باشد: یکی عنصر آرمانگرایی و دوم عنصر انقلابی‌گری یا اصلاح‌گری. ما برای آرمانگرایی و اصلاح‌گری وجه تمایز قائل هستیم، چرا که همیشه و همواره این دو بر هم منطبق نیستند.

- به خصایص عام و خاص اشاره کردید. آیا این خصایص تابع شرایط و تحولات زمانی هم می‌توانند باشند یا اینکه ثابت و پایدار هستند؟

- عناصر جوانی، آشنایی با معرفت جدی و بحث عدم محافظه‌کاری اقتصادی است. حقیقت این است که این دو خصلت آمیزه‌ای از خصلت فرااصلی و بومی‌گری است. این طبیعی است که در یک جامعه «باز» مثل جوامع اروپایی یا آمریکایی. برخورد با معرفتهایی که دانشجو در دانشگاه می‌آموزد (اعم از علوم انسانی یا غیر آن) متفاوت با شاکله‌ای که در جامعه وجود دارد، نیست. این بدان معناست که این جوامع با جوامع ما تفاوت زیادی دارند. وقتی فردی که ریشه‌های سنتی دارد از محیط نسبتاً سنتی وارد دانشگاه می‌شود، قطعاً دچار تعارض‌های جدی با محیط جدید خواهد شد. اگرچه مسئله دانش می‌تواند برای هر فردی تازگی داشته باشد، ولی این بومی بودن فرهنگ است که می‌تواند بر عنصر جوانی تاثیر بگذارد. اگر بعضی از جوانان را که امکان تظاهرهای گروهی اعم از محافل علمی، ورزشی، سیاسی و اجتماعی برایشان مهیا باشد در نظر بگیریم، می‌بینیم که تفاوت زیادی با جوامع بسته دارند. جوانی که در جامعه بسته زندگی می‌کند مجبور است سرریزهایش را در محیط دانشگاه متوقع سازد.

- به نکته‌ای اشاره کردید که جوان از یک جامعه سنتی وارد یک جامعه نو می‌شود. آیا این مسئله تحول‌زاست یا بحران‌زا؟

- جوامع سنتی که با مولفه‌های مدرن برخورد می‌کنند، نفس عملشان بحران‌زاست، اما این بحرانها می‌توانند در درون متضمن تحولات مثبت هم باشند.

- ... چرا و چگونه؟

- مولفه‌های موجود در سنت و مولفه‌های موجود در مدرنیته- اعم از بحثهای تکنولوژیکی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و بحثهای بین‌المللی- همواره با یکدیگر سازگار نیست.

نمی‌خواهم از یک موضع رادیکال برخورد کنم و بگویم این دو با یکدیگر یک وجه متضاد را تشکیل می‌دهند، ولی دست کم باید بپذیریم که این دو مولفه با یکدیگر سازگار نیستند و عدم سازگاری یعنی بحران. حال این بحران چگونه می‌تواند از دل بحران عناصر متحول سازنده بیرون آید، به نیروهای بالقوه‌ای بستگی دارد که در جامعه چه به جهت زمینه‌های اجتماعی و لایه‌بندی اجتماعی و چه به جهت توان فکری وجود دارند.

- در مقاطع مختلف، جنبش دانشجویی یک دسته خواسته‌های ثابت و متغیر با توجه به شرایط روز داشته است. به نظر شما درخواستهای ثابت جنبش دانشجویی (مثل سهیم شدن در قدرت و آزادی در انتخاب) یک مسئله صنفی است یا یک خواست اجتماعی است؟

- اگر به این مسئله به شکل عمومی نگاه شود لازم نیست مشترکاتی خواسته شود. برای مثال جنبش دانشجویی 1968 فرانسه مشترکاتی با وضع ایران دارد ولی در اصل قضیه متفاوت است. اگر بخواهید به شکل دقیق به این پرسش پاسخ دهم، ناگزیرم مطلبی را به اختصار توضیح دهم: آیا محیط دانشگاه به نوعی می‌تواند اعتراض را در خود متبلور کند یا نفس دانش و آگاهی است که به تبلور اعتراض منجر می شود؟

گروههایی مثل مکتب فرانکفورت را در نظر بگیرید، آنها بیشتر به این قضیه معطوف هستند که نفس دانش «باید» هم دارد؛ یعنی اگر بدانید آزادی چیست، طبعاً متمایل به آزادیخواهی هم می‌شوید. پس در اینجا یک بحث معرفتی مطرح است. آیا نفس دانستن به نوعی «بایدها»یی را هم بر انسان تحمیل می‌کند؟ وقتی می‌گویم «باید» را بر انسان تحمیل می‌کند نمی‌خواهم یک رابطه جبری را نتیجه بگیرم. صحبت این است که نمی‌توان با مقوله آزادی آشنا بود و به هیچ عنوان و در هیچ زمینه و شانی «آزادیخواه» نبود. ولی در اینکه چگونه آزادیخواهی شکل بگیرد و چه مسائلی را بتواند در درون خود بگنجاند، قطعاً بخش اختیار و اراده افراد می‌تواند سهیم باشد.

بحث دیگر این است که آیا نفس وضعیت دانشگاه (یعنی محیط دانشگاه) نوعی اعتراض را به همراه دارد؟ به نظر می‌آید در جوامعی مانند ما این قضیه بسیار قوی است. یعنی دانشجو در محیطی قرار می‌گیرد که با محیط بیرونی خودش سازگار نیست و دانشجو را به اضطراب، تنش و یا نوعی عصیان سیاسی- اجتماعی دچار می‌کند. در نتیجه به نظر نمی‌آید همه قضیه یک امر صنفی باشد. دانشجو ممکن است خواهان خوابگاه بهتر و آموزش بهتر باشد که این مسئله را به شکل خاصی صنفی می‌گوییم، ولی وقتی که بحثهای جدی‌تر (مثل آزادی و عدالت اجتماعی) و یا گفتگوهایی را که بین فرهنگها برقرار می‌شود در نظر بگیریم، اجزایش دیگر صنفی نیست.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 17:31 | چاپ مطلب

پایان نامه تاثیر رویکرد اعتدال گرایی نخبگان بر فرهنگ سیاسی عقلانی شهروندان در جمهوری اسلامی ایران

پایان نامه تاثیر رویکرد اعتدال گرایی نخبگان بر فرهنگ سیاسی عقلانی شهروندان در جمهوری اسلامی ایران

این پژوهش با موضوع تاثیر رویکرد اعتدال­گرائی نخبگان سیاسی بر فرهنگ سیاسی عقلانی شهروندان جمهوری اسلامی ایران به بررسی و تعریف نخبگان سیاسی و رویکردهای آنان از حیث رویکردهای افراط گونه و تفریط­منشانه و سپس با توصیف رابطه ی نخبگان سیاسی با جمهوری اسلامی ایران و بررسی و تبیین آثار فرهنگ سیاسی و مولفه های آن در پی رسیدن به چگونگی ارتباط این مولفه ها و نقش و تاثیرآن ها بر یکدیگر می­پردازد، در این پژوهش سعی خواهد شد با استفاده از منابع و ماخذ معتبر در گزینش مطلب به ارتقا پژوهش کمک گردد. این پژوهش با بررسی های تاریخی و علمی در ابعاد سیاسی و اجتماعی تاریخ ایران، از اهمیت مهم اجماع سیاسی نخبگان سیاسی بر شهروندان می باشد که هرجا در طول تاریخ نخبگان سیاسی معتدل اقدام به اجماع نظر درباره­ی مسائل نموده اند، شهروندان نیز عاقلانه تر رفتار کرده اند، و رویکردهای افراطی نخبگان سیاسی نیز نتایج عکس در تاریخ سیاسی داشته است.

فهرست مطالب

چکیده. 1

مقدمه. 2

فصل اول: کلیات پژوهش... 3

1-1- بیان مسأله4

1-2- علل انتخاب موضوع6

1-3- پیشینه و سابقه پژوهش6

1-4- پرسش اصلی و بنیادی پژوهش8

1-5- پرسشهای فرعی پژوهش9

1-6- مفروض یا مفروضات پژوهش9

1-7- فرضیه پژوهش9

1-8- مفاهیم9

1-9- متغیرها10

1-9-1- متغیر مستقل10

1-9-2- متغیر وابسته10

1-10- روش پژوهش10

1-11- سازماندهی پژوهش11

فصل دوم: نقش نخبگان سیاسی در جمهوری اسلامی ایران.. 12

2-1- نخبگان سیاسی13

2-1-1- تعریف نخبه سیاسی13

2-1-2- مقوله نخبگان در تفکر سیاسی15

2-1-3- نقش نخبگان سیاسی در تحولات اجتماعی16

2-1-4- نظامهای دموکراتیک و مساله گردش نخبگان19

2-1-5- رویکردهای نخبگان22

2-2- افول اعتدال و پیدایش رادیکالیسم(سابقه تحولات در ایران و جهان اسلام)32

2-3- توصیف رابطه ی نخبگان با حکومت جمهوری اسلامی ایران33

2-3-1- آغاز جنگ و وضعیت نخبگان36

2-3-2- وضعیت نخبگان در زمان اصلاحات و اصول گرا40

فصل سوم: فرهنگ سیاسی ایرانیان.. 49

3-1- فرهنگ سیاسی50

3-1-1- تعریف فرهنگ سیاسی50

3-1-2- تشریح مفهوم فرهنگ سیاسی51

3-1-3- فرهنگ سیاسی ایران53

3-1-4- مؤلفه های فرهنگ سیاسی ایران56

3-1-5- فرایند تحول گفتمانی در فرهنگ سیاسی ایران62

3-1-6- رویکرد اقتدارگرا به حوزه ی سیاست در فرهنگ سیاسی ایران66

3-2- عقلانیت79

3-2-1- تعریف عقلانیت79

3-2-2- تعریف عقلانیت از منظر ماکس هورک هایمر80

3-2-3- عقلانیت در اسلام:80

3-3- قانون مداری80

3-3-1- تعریف قانون مداری80

3-3-2- پیشینه ایرانیان در قانون مداری81

3-3-3- قانون گریزی84

3-3-4- کارکرد قانون، متضمن حقوق مردم یا منافع زمامداران84

3-3-5- پشت پرده قانون مداری85

3-3-6- تفکیک دو اصطلاح، " حکومت قانون " با " حکومت از طریق قانون " :87

3-4- فرهنگ سیاسی و قانون مداری در ایران94

3-4-1- مفهوم حاکمیت قانون95

3-4-2- حاکمیت قانون از منظر تاریخی95

3-4-3- برداشت های متنوع از حاکمیت قانون96

3-4-4- مبانی حاکمیت قانون98

فصل چهارم: تاثیر اعتدال گرایی نخبگان بر فرهنگ سیاسی-عقلانی شهروندان جامعه. 100

4-1- اعتدال گرایی نخبگان و جامعه101

4-2- تحلیل فرهنگ ایرانیان107

4-3- تجربه تاریخی تحولات سیاسی ایران از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون109

4-4- ادبیات جامعه متاثر از هیات سیاسی114

4-4-1- آثار سوء گفتارهای غیرمتعارف سیاسیون بر جامعه114

4-5- تاثیر اعتدال گرایی نخبگان بر فرهنگ سیاسی-عقلانی شهروندان جامعه115

4-6- تحلیل گفتمان اعتدال در جمهوری اسلامی ایران116

فصل پنجم: نتیجه گیری.. 123

5-1- نتیجه گیری124

یافته های پژوهش... 125

پیشنهادات... 126

پیشنهادات پژوهش126

پیشنهادات به محققان آتی126

فهرست منابع.. 127

الف) منابع فارسی127

ب) منابع لاتین134

فهرست جــداول

جدول 2-1-تعریف اعتدال از منظر نخبگان سیاسی و اجتماعی26

جدول 2-2- تیپولوژی ارزشها و کنشهای دو دسته کنشگران مورد بررسی براساس ایدهآل تایب و بری47

فهرست اشکــال

شکل2-1- تعریف عملیاتی مفاهیم گرایش سیاسی و نخبگان سیاسی ایران بر اساس ابعاد، مولفه ها و شاخصها48



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 17:21 | چاپ مطلب

مقاله بررسی نقش مطبوعات در توسعه سیاسی در 42 صفحه ورد قابل ویرایش

مقاله بررسی نقش مطبوعات در توسعه سیاسی در 42 صفحه ورد قابل ویرایش

سیرتحول تاریخی توسعه سیاسی:

مقوله توسعه سیاسی از اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 درچارچوب مطالعه سیاستهای تطبیقی مورد توجه دانشمندان علوم سیاسی قرارگرفت. از دوران پس از جنگ جهانی دوم نسبت به روند توسعه سیاسی و دگرگونیهای اجتماعی برخوردی خوشبینانه شده و محققین تحت تأثیر موفقیت ها و رونق اقتصادی که نصیب غرب بویژه آمریکا شده بود این مقوله را از بعد مثبت و امیدوارکننده مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. بهرحال علی رغم اینکه در دهه های 40 و 50 به ابعاد اقتصادی توسعه سیاسی توجه می شد، ولی از اواخر دهه 1960 محققین علوم سیاسی به پارامترهای اجتماعی و سیاسی بیش از عوامل و شاخصهای اقتصادی بها دادند. درمراحل بعد مفهوم توسعه سیاسی به نحوی از انحا بامقوله فرهنگ سیاسی گره خورد. زیرا گروهی از دانشمندان براین نظر بودند که چنانچه از طریق تجزیه و تحلیل فرهنگ سیاسی جوامع بتوان به متغیرهایی دست یافت که این عناصر را درجهت بهره گیری از تواناییهای نظام برای پاسخگویی بیشتر نسبت به نیازهای جامعه بکار انداخت، می‌توان به تحقق توسعه سیاسی مطلوب امیدوار شد.

بنابراین فرهنگ سیاسی بعنوان یک عامل تأثیر گذار درفرآیند توسعه سیاسی جوامع ممکن است از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت بوده و از ساختارهای اجتماعی – سیاسی جوامع متاثر شده باشد. بطور کلی منظور از فرهنگ سیاسی نظام اعتقاداتی است که درباره الگوهای کنش و واکنش متقابل و نهادهای درونی شده سیاسی گفتگو می کند. فرهنگ سیاسی درباره وقایع که درجهان سیاست رخ می دهد صحبت نمی‌کند، ولی درباره اعتقادات و نظریاتی که درخصوص چنین رخدادهایی ابراز می‌شود صحبت می راند. چنین اعتقاداتی دارای گونه های متفاوت است. ممکنست «تجربی» باشد. بدین معنی که درباره آنچه که به وقوع می پیوندد ابراز می‌شود، یا ممکنست بعد «بیانی» باشد، بدین معنی که جنبه عاطفی و احساسی داشته باشد. از دهه 1970 برخی از محققین، توسعه را بیشتر از بعد بیرونی مورد توجه قرار دارند. از این دوران به بعد این مقوله عمدتاً درچارچوب نظریات «توسعه نیافتگی» و نیز «استقلال و وابستگی» عنوان شد.

بسیاری معتقدند که فرآیند نوسازی وتوسعه سیاسی خاص کشورهای توسعه نیافته یا دولتهایی است که هنوز مرحله «ملت سازی» را طی می کنند. «ایزن شتات» معتقد است که نوسازی سیاسی از قرن 17 دراروپای غربی آغاز شد و سپس به سایرکشورهای اروپایی و قاره آمریکا سرایت کرد.

بسیاری از دانشمندان معتقدند برغم وجود عوامل متفاوت فرهنگی، تاریخی و سنتی، دیر یا زود جوامع جهان سوم راهی را طی خواهند کرد که جوامع صنعتی غرب درقرون گذشته پیموده اند. دربرخی از مطالعات مزبور این تصور قوت می‌گیرد که جوامع صنعتی غرب نقش «رهبری» را برعهده دارند، در حالیکه کشورهای درحال توسعه تابعان بی چون و چرا هستند.

مطالب ذکر شده درمورد توسعه سیاسی از یک مشکل عام گرایی توسعه سیاسی رنج می برد. زیرا در واقع یک الگوی تک خطی و ثابت را مطرح می سازد که کشورهای دیگر و بویژه درحال توسعه و جهان سوم جهت نیل به توسعه سیاسی مجبور به عبور از محل تعیین شده هستند. این موضوع یک سری تعصبات مفهومی را توسط غربی ها در مورد توسعه سیاسی بیان می کند. بدین صورت که به واقعیات زندگی اجتماعی و سیاسی و پیچیدگی های دگرگونی های مستمر جوامع جهان سوم حساسیت اندکی را نشان می دهند. درمواقعی نیز که به این واقعیات و پیچیدگی ها پی می برند، سعی می کنند که آنها را بر مبنای تجارب تاریخی، اجتماعی و سیاسی کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی توضیح دهند.

ازسوی دیگر تعصبات ارزشی ناشی از خطای دو قطبی شدن «نسبت گرایی» و «نوگرایی» در توصیف توسعه سیاسی نقش دارد. براین اساس «نوگرایی» در زمینه اقتصاد و صنعت و سیاست بعنوان یک پدیده مثبت تلقی می شود؛ درحالیکه «سنت گرایی» به عقب ماندگی تعبیر می شود. بنابراین نوگرایی از ویژگی های جوامع صنعتی پیشرفته به شمار می رود.

الف- گروه های نخستین:

1-خانواده : خانواده به عنوان یک نهاد نخستین منبع یادگیری اجتماعی کودک است. خانواده گرایشهای سیاسی و اساسی کودک را به نحو بارزی تحت تأثیر قرار می‌دهد. و یکی از نهادهای کلیدی در انتقال فرهنگ سیاسی به نسل بعد محسوب می‌شود. نقش خانواده درجامعه پذیری از دو عامل مهم ناشی می شود. اول اینکه، خانواده برزندگی کودک بویژه درسالهایی که خویش سیاسی کودک درحال رشد و شکل گیری است نقش تقریباً انحصاری دارد.

دومین عامل، پیوند محکمی است که بین اعضای خانواده و روابط بین آنها وجود دارد که آکنده از احساسات و عواطف انسانی است که در سایر نهادهای نخستین دیده نمی شود.

2-گروههای همسن: تأثیر قابل ملاحظه ای که گروههای همسن درزمینه جامعه پذیری دارند از دو عامل مهم ناشی می شود که عبارتند از اول: دسترسی گسترده گروههای همسن به اعضای خود و دوم روابط عاطفی فی مابین و توام با احساس بین اعضای گروه.

گروههای همسن در حین آنکه گرایشهای سیاسی اعضای خود را شکل می دهند درهمان حال اعضای خود را با ساختها و نهادهای دومین در جامعه پیوند می دهند. زیرا آنها ساختهای خود کفا نیستند وتنها بعنوان واسطه عمل می کنند و اعضاء را با شبکه ارتباطی جامعه پیوند می دهند.

3-مدرسه، آموزش و یادگیری سیاسی: مدرسه بوسیله آموزش به دو طریق در توسعه و پیشرفت خویش سیاسی نقش دارد. یکی اینکه با ایجاد تجربیاتی در شخص در زمینه جامعه پذیری سیاسی، گرایشهای کسب شده درگذشته را شکل می بخشد. دوم اینکه آموزش مدرسه ای و سواد آموزی درک شخصی از جهان سیاست را بهبود می بخشد و تحلیلهای او را از امور سیاسی شکل می دهد.

ب-گروهای دومین :

گروههای دومین درواقع نقش واسطه بین افرادو دولتمردان را برعهده دارند وهر چه میزان پیچیدگی جامعه بیشتر بوده و توسعه یافته تر باشد، تعداد گروههای مورد نیاز به همان اندازه بیشتر خواهد بود و وظایف اجتماعی و سیاسی مهمتری را برعهده خواهند داشت. دریک تقسیم بندی کلی، گروههای دومین شامل موارد زیر است.

1- گروههایی که صرفاً به منظور اهداف سیاسی و بعضاً‌ بخاطر تعلیم سیاسی تأسیس شده اند.

2- گروههایی که غرض از تأسیس آنها اهداف سیاسی نیست ولی بطور جنبی در مسایل سیاسی شرکت می جویند و درخلال سایر فعالیتها به آموزش سیاسی اقدام می کنند و به بسیج نیروها دست می زنند. مانندگروههای مذهبی، اتحادیه ها و انجمنهای شغلی وسازمانهای برادری و ..

مشروعیت سیاسی :

مشروعیت به معنای ظرفیت نظام سیاسی برای ایجاد و حفظ اعتقاد به این اصل است که نهادهای سیاسی موجود در جامعه ازصحت عمل برخوردار بوده تأسیس نهادهای مزبور به منظور رفع نیازهای جامعه می باشد. مشروعیت نظامهای سیاسی معاصر بیشتر معلول موفقیت آنها در حل و فصل اختلافات درونی سیستمها و ازمیان بردن تفرقه درجامعه است.

زمانی یک حکومت مشروع است که ارزشها و اندیشه های عموم مردم با ارزشها و اندیشه های نخبگان جامعه در تضاد نباشد مردم حکومت را از آن خود بدانند و حکومت نیز بطور نهادی شده و قانونی، خود را درمورد عملکردش دربرابر مردم پاسخگو بداند. مشروعیت سیاسی تابع کلیدی توسعه سیاسی است و تکامل سیاسی یک جامعه را روان می کند. تقارن منابع هیئت حاکمه با منابع و مصالح عمومی مردم، نشانه با اهمیتی از درجه اجماع نظری، نهادی شدن ارزشها میان اقشار جامعه و آرامش روابط مردم و حکومت است. بنابراین درهر جامعه‌ای، معیاراندازه گیری مشروعیت سیاسی با جامعه دیگر متفاوت می شود. از این نقطه نظر، تنوع مشروعیت متناسب با فرهنگ حاکم برجامعه طبقه بندی می شود.

از دیدگاه دیگر، مفهوم مشروعیت سیاسی تنها به قانونی بودن قدرت سیاسی و منطبق بودن با ارزشهای حاکم محدود نمی شود. بلکه به کیفیت ارتباط بین حکومت کنندگان و حکومت شوندگان نیز گسترش می یابد.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

سیر تحول تاریخی توسعه سیاسی................................................................... 1

مفهوم توسعه سیاسی ..................................................................................... 3

شاخصهای توسعه سیاسی ............................................................................. 9

الف.ساخت اجتماعی ......................................................................................... 10

ب.ساخت سیاسی ............................................................................................. 11

ج.فرهنگی سیاسی............................................................................................. 12

د.رفتاری سیاسی.............................................................................................. 13

ه.فرآیند سیاسی................................................................................................ 14

جامعه پذیری سیاسی....................................................................................... 15

الف.گروههای نخستین ..................................................................................... 17

ب.گروههای دومین........................................................................................... 18

مشروعیت سیاسی ........................................................................................... 20

مشارکت سیاسی............................................................................................... 21

مطبوعات و توسعه سیاسی.............................................................................. 22

ارتباطات سیاسی............................................................................................... 22

نقش مطبوعات و توسعه سیاسی ..................................................................... 26

جامعه پذیری سیاسی و مطبوعات.................................................................... 30

مطبوعات و دموکراسی..................................................................................... 21

مطبوعات وایجاد مشروعیت ............................................................................ 32

نقش مطبوعات درایجاد مشارکت..................................................................... 33

نقش مطبوعات درایجاد فضای عمومی ........................................................... 34

منابع.................................................................................................................. 36





خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 06:33 | چاپ مطلب

مقاله بررسی موانع ساختاری توسعه سیاسی در عربستان سعودی در 42 صفحه ورد قابل ویرایش

مقاله بررسی موانع ساختاری توسعه سیاسی در عربستان سعودی در 42 صفحه ورد قابل ویرایش

طرح مسئله (مقدمه):

جامعة توسعه یافته، جامعه ای است که در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژی و سیاسی دچار تحول و دگرگونی شده است. در حوزة سیاسی جامعة نوساز و توسعه یافته دارای ویژگیهای خاصی از جمله تغییر فرهنگ سیاسی مردم و دگرگونی روابط مبتنی بر قدرت، تغییر ساختارها و پیدایش نهادهای اجتماعی، سیاسی جدید و تغییر در بنیانها و سیستم حقوقی روبه روست. توفیق در امر توسعه موجب تمایز کشورها از یکدیگر با عناوینی چون کشورهای توسعه یافته یا پیشرفته و کشورهای توسعه نیافته یا عقب مانده می‎شود. اکثر کشورهای توسعه نیافته به ضرورت توسعة سیاسی پی برده اند. چرا که تحولات عمومی جهان، دگرگونیهای اقتصادی- اجتماعی، شهری شدن، گسترش و پیچیدگی ارتباطات در جهان امروزی و افزایش سطح سواد و فرهنگ جوامع و … جملگی عامل رشد و آگاهی سیاسی مردم شده و تقاضا برای مشارکت سیاسی را افزایش می دهند. در صورتیکه ساختارهای سیاسی جوامع همگام با افزایش رشد و آگاهی سیاسی به بسط و افزایش امکانات پاسخگویی نپردازند، ثبات سیاسی جوامع به مخاطره می افتد. اگر بین تحولات اقتصادی، اجتماعی با تحولات سیاسی هماهنگی و همگامی وجود نداشته باشد، تضاد و تعارض شدیدی در جوامع ایجاد می‎شود که می‎تواند موجبات فروپاشی نظامهای سیاسی را فراهم نماید. از این رو اکثر کشورها، با ساختارهای سیاسی سنتی به ضرورت ایجاد توسعه و نوسازی سیاسی ولو به ظاهر پی برده و درصدد ایجاد تغییرات سیاسی برآمده اند. زیرا توسعة سیاسی وضعیتی است که در آن یک نظام سیاسی با اتخاذ سیاستهای روشن و کارشناسانه و ایجاد نهادهای مؤثر برای پاسخگویی به نیازهای جامعه ظرفیت سیاسی خود را افزایش بدهد. در چنین نظامی مشارکت افراد، انفکاک ساختاری و حاکمیت قانون دیده می‎شود و دموکراسی شیوة رسوم حکومتی آن جامعه بوده است. در پادشاهی عربستان سعودی خصوصاً در چند سالة اخیر یک سلسله رفرمها و تحولات جدید در جهت تجدیدبنای ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیده می‎شود. اقدامات و اصلاحات مزبور قاعدتاً می بایست تغییر ساختارها و ثبات سیاسی عربستان از شکل سنتی به فرهنگی مدرن را منجر و باعث توسعة سیاسی عربستان شود اما در واقع چنین نشده است.

فرضیة تحقیق:

ساخت سیاسی عربستان و روابط مبتنی بر قدرت هیأت حاکمه در عربستان مانع اصلی توسعة سیاسی بوده است. چرا که ساختار سیاسی عربستان سنتی می‎باشد. بنابراین کلیة اقدامات و اصلاحات انجام شده قاعدتاً می بایست با نگرش سنتی توأم باشد نه اصلاحاتی عمیق و بنیانی.

سؤال اصلی:

موانع ساختاری توسعة سیاسی در عربستان سعودی کدامند؟

سؤالات فرعی:

1- توسعة سیاسی چیست؟

2- نقش عوامل اجتماعی و بین المللی در عدم توسعه سیاسی عربستان چیست؟

3- نقش حکومت در این راستا چه می باشد؟

هدف تحقیق:

این پژوهش می‌خواهد نشان دهد که باورهای سنتی (اندیشه ها و فرهنگ سنت گرایانه) چگونه می‎تواند مانع توسعة سیاسی گردد.

موانع و مشکلات تحقیق:

عدم وجود منابع تخصصی کافی و موردنیاز در کتابخانه ها در خصوص ساختار سیاسی عربستان سعودی و به روز نبودن، علمی نبودن و عدم جامعیت آنها.

سازماندهی تحقیق:

در فصل اول به تعریف توسعة سیاسی، شاخصهای توسعه و برداشتهای مختلفی که از مفهوم آنان وجود دارد پرداخته و سپس موانع سه گانه در توسعة سیاسی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

فصل دوم به بررسی موانع موجود در راه توسعة سیاسی عربستان که مربوط به جامعة مدنی است، می پردازد. در این فصل ابتدا موانع اجتماعی نظیر: وهابیت، فرهنگ سیاسی زنان در عربستان، مطبوعات، طبقة متوسط عربستان مورد بررسی قرار می‎گیرد. و در قسمت دوم همین فصل به موانع خارجی یا بین المللی توسعة سیاسی عربستان پرداخته خواهد شد.

در فصل سوم حکومت به عنوان مانع توسعة سیاسی فرض شده است. در این قسمت بررسی ساخت قدرت در عربستان سعودی، ابزارها و شیوه های اعمال قدرت، بررسی ایدئولوژی وهابیت به عنوان ابزار و نفت مهمترین ستونی که بنیان نظام آل سعود بر آن استوار است مورد بحث قرار می‎گیرد. در قسمت بعدی همین فصل روند اصلاحات سیاسی در عربستان بررسی خواهد شد در این رابطه حوزة جامعه و محیط بین المللی و حکومت به عنوان اصلی ترین مانع توسعة سیاسی مطرح می‎شود. و در بخش پایانی به ارائه نتیجة نهایی از بحث و تطابق مباحث تئوریک با مباحث تاریخی و عملی خواهیم پرداخت.

روش تحقیق:

روش جمع آوری اطلاعات این پژوهش منابع کتابخانه ای می‎باشد.

اهمیت تحقیق:

این پژوهش می‌خواهد نشان دهد که چه عواملی مانع توسعه سیاسی است و چگونه می‎توان به توسعة سیاسی رسید.

ج- مانع خارجی یا بین‌المللی:

یکی از عوامل مهم عدم توسعة سیاسی در سطح بین‌المللی وابستگی یک کشور به کشور دیگر است. ساخت اجتماعی عربستان در قسمت اول فصل دوم به عنوان مانع توسعه سیاسی مورد بررسی قرار گرفت. در خصوص کارکرد جامعه در مسیر توسعه سیاسی باید به مسائل مختلفی اشاره کرد که عبارتنداز : گروههای اجتماعی و فرهنگ سیاسی و مذهب. تفکر وهابیت از زمان به وجود آمدنش همواره با هر گونه اصطلاحات چه در جنبه‌های سیاسی و یا غیر سیاسی مخالفت ورزیده و با آن تضاد داشته است . در حال حاضر نیز سه جریان مختلف مذهبی ( وهابی) در عربستان وجود دارد که جریان اول و دوم با هر گونه دگرگونی و اصلاحات سیاسی و به وجود آمدن نهادهای سیاسی برای مشارکت مردم مخالفند.

فرهنگ سیاسی عامة عربستان، فرهنگ اطاعت از شخص حاکم است. در یک فرهنگ سیاسی که مردم از آگاهی سیاسی ضعیفی برخوردارند و حکومت نیز خودکامه است عملاً مردم در سرنوشت خود دخالتی ندارند. واین رژیمهای سیاسی هستند که در حوزه‌ها و مسائل تصمیم‌گیرنده و اجرا کننده‌اند. و دیگر مردم و نظراتشان محلی از اعراب ندارد.

در عربستان علی الرغم وجود گروههای اجتماعی نظیر طبقة متوسط از فعالیت این گروهها در صحنة‌ سیاسی اثر چندانی به چشم نمی‌خورد. صرف نظر از ساخت قدرت سیاسی که مانع از تشکیل گروهها است. وجود گروههای غیر رسمی به دلیل فقدان روحیه عملکرد دسته جمعی و آگاهی سیاسی، امکان جبهه‌بندی در برابر ساخت خودکامه حکومت و مشارکت در زندگی‌ سیاسی را نیافته‌اند. از دیگر فعالیتهای طبقة متوسط عربستان این است که در جامعه‌ای منظم و سازمان یافته تشکیل نیافته‌اند و در تمام سطوح کشور پخش هستند. ساختار حکومت عربستان به عنوان مانع توسعة محور بحث بعدی پژوهش بود که در آن به بررسی ساختار نظام سیاسی عربستان، پایه‌های قدرت، پشتوانه مالی و فکری این نظام پرداخته است. ساخت سیاسی قدرت حاکمه به دلیل ویژگیهای سنتی آن که ضامن دخالت در همه حوزه‌ها ومطلق العنان بودن می‌باشد قاعدتاً مخالف وجود و تحمل هر نوع شریکی در قدرت است. از این روعلی الرغم به وجود آمدن کابینه در نظام اداری، تحولات اخیر و به وجود آمدن نهادهای به ظاهر دموکراتیک در کشور همچون پارلمان و قانون اساسی یا نظام اساسی، در عمل اجازه دخالت و مشارکت آنان در قدرت سیاسی داده نمی شود. و ابزارهایی چون نیروهای مسلح، مذهب و بروکراسی دولتی برای اجرای سیاستها به صحنه می‌آیند. در مجموع باید گفت که مطابق تعاریف و شاخصهای ارائه شده از توسعه یافتگی، عربستان سعودی کشوری توسعه نیافته از نظر سیاسی به معنای اخص کلمه است و عوامل متعددی بر سر راه توسعه سیاسی این کشور وجود دارد.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 06:28 | چاپ مطلب

مقاله بررسی مشارکت سیاسی در جهان سوم در 21 صفحه ورد قابل ویرایش

مقاله بررسی مشارکت سیاسی در جهان سوم در 21 صفحه ورد قابل ویرایش

مشارکت سیاسی در جهان سوم

به طور معمول شارحان دموکراسی فرض را بر این می‌گذارند که مشارکت جمعنی در سیاست و میزان منزلت انسانی یک رابطه مستقیم و علی وجود دارد. به عبارت دیگر، طراحی خط کشی‌های عمومی برای بالا بردن میزان منزلت انسانی در جامعه،عمدتا از طریق شرکت در انتخابات و برخورد با وسایل ارتباط جمعی، محصولی همچون افزایش مشارکت جمعی در فرآیند سیاسی دارد.

در این فصل این اندیشه را به گونه‌ای که در سیاست جهان سوم به کار می‌رود، بررسی می‌کنیم و در این مسیر به ویژه علاقمندیم ارتباط میان مشارکت جمعی در سیاست و خط‌مشی‌های عمومی در کشورهای جهان سوم را آشکار سازیم. اگر در بسیاری از کشورهای در خانلش توسعه افزانیش مشارشکت سیاسی موحب ارتقاء منزلت انساننی نشده باشد، مطمئنا اعتبار مبانی نظریی دموکراسی در برخی از محیط‌های جهان سومی مورد تردبد قرار می‌گیرد. به علاوه اگر دریابیم که چنین حالتی وجود دارد،‌ باید بپرسیم که چرا ظاهرا رابطه میان مشارکت جمعی و منزلت انسانی دست کم در مورد شکل حکومت کشورهای جهان سوم شهروندانی که از نظر سیاسی حرفه‌ای نیستند چگونه ارتباط خود را با حکومت برقرار می‌کنند و این ارتباط به چه نحو بر خط‌مشی‌های عمومی تاثیر می‌گذارد.

ابعاد مشارکت سیاسی:

اصطلاح «مشارکت سیاسی» برای افراد متقاوت با توجه به فرهنگ سیاسی خاصی که دارند معنای بسیار متفاوتی دارد. در این نوشتار مات همان معمایی را که دانشمندان علم سیاست ساموئل. پ. هانتینگتون و حو آن‌ام. نلسون ارائه داده‌اند به کار می‌بریم: مشارکت سیاسی یعنی «فعالیت شهروندان عادی به منظور تاثیرگذاری بر تصمیم‌گیری حکومت» مشارکت سیاسی خصوصا با فعنالیت یا رفتار قابل مشاهده و آشکار ارتباط دارد. در فصل سوم حالات درونی زودگذرتر بازیگران سیاسی یا بازیگران سیاسی یا نگرش‌های سنتی و نوگرائی را بررسی کردیم.در فصل حاضر با بررسی اعمالی که شهروندان برای تاثیرگذاری بر تصمیمات حکومت انجام می‌دهند، به عملکرد واقعی نظام‌های سیاسی نزدیک‌تر می‌شویم. در اینجا رفتار شهروندان عادی یعنی افرادی که سیاست حرفه آنها نیست و تنها به عنوان نوعی مشغولیت یا به صورت ادواری به رفتار سیاسی می‌پردازند، مورد توجه ما است. ما تنها فعالیت‌هائی را بررسی می‌کنیم که به منظور تاثیرگذاری یا تغییر برهی اعمال و تصمیم‌های احتمالی سازمان‌های دولتی انجام می‌شود. بسیاری از رویدادها آثار سیاسی دارند حتی اگر این آثار ناخواسته باشند. دامنه این رویدادها ممکن است از یک بلای طبیعی مانند زلزله تا عملی مانند اعتصاب یا تحریم باشد که به منظور تاثیر بر سایر جنبه‌های جامعه انسانی انجام می‌گیرد و ناخواسته به حوزه سیاسیت کشانده می‌شود. ولی ما بررسی خود را محدود به آن دسته فعالیت‌هایی می‌کنیم که آشکارا به وسیله بازیگر برای تاثیرگذاری بر خط‌مشی دولتی انجام می‌شوند. این تعریف شامل همه شکل‌های فعالیت از جمله رفتار پرخاشگرانه و غیر پرخاشگرانه و اعمال قانونی و غیرقانونی می‌شود که هدف آن‌ها تغییر خط‌مشی عمومی باشد.

افزایش مشارکت: بعد نهادی

مشارکت سیاسی مقوله ای است که افراد در آن وارد می شوند، و نهادهای سیاسی صرفاً به مثابه زمینة روانشناختی و فرهنگی‌یی است که افراد در قالب آنها در زندگی سیاسی و سایر عرصه های اجتماعی به کنش و واکنش با یکدیگر می پردازند. برای مثال وقتی می گوئیم حزب سیاسی معینی از یک نامزد خاص دفاع می‌کند و یا خواستار خط مشی مشخصی است، در واقع نوعی خلاصه گویی کرده ایم. حزب به عنوان یک نهاد نمی‌تواند از چیزی دفاع و یا آن را درخواست کند، بلکه این فعالیت ها توسط افراد خاصی که به نام حزب صحبت یا عمل می کنند انجام می شود. این امر امتیازی است که سایر اعضا حزب به طور سمبلیک از طریق واگذاری نقش معینی (مثلا ریاست حزب) به این افراد اعطا کرده اند. بنابراین، هرچند که عمل به وسیله افراد انجام می شود،‌ چارچوب نهادینی که افراد در آن به عمل می پردازند بسیار حائز اهمیت است،‌ زیرا این چارچوب بر چگونگی واکنش دیگران نسبت به رفتار آنها قویاً تأثیر می گذارد.

تجربه کشورهای صنعتی اروپای غربی و آمریکای شمالی حاکی از آن است که صنعتی شدن موفقیت آمیز هم محرک رشد نهادهای مردمی نظیر احزاب سیاسی، اتحادیه های کارگری و دیگر گروه های ذینفوذ و رسانه های ارتباطی است و هم نیازمند رشد این نهادها. ولی رهبران سیاسی کشورهای جهان سوم در تلاش برای بسیج گروه های سنتی و ایجاد پیوندهای مستحکمی میان آنها و نظام سیاسی مدرن با مشکل عمده ای رو به رو هستند. در فصل سوم به برخی از مشکلات اشاره کردیم که این رهبران سیاسی هنگام طراحی نهادهای مردمی برای تبدیل شخصیت های سنتی با کمترین گسستگی به افراد مدرن با آنها روبه رو هستند.

شاید مهم ترین دلیل اینکه چرا وسائل ارتباط جمعی نمی توانند مردم روستاها را بسیج کنند آن است که در ده یا حومة شهرها کار مردم از طریق منبع واحد قدرت تنسیق می‌یابد. اینجاست که با نظام حامی- پیرو که در زندگی سیاسی مردم محلی در کشورهای جهان سوم بسیار متداول است روبرو می شویم. جلوتر دریافت هایی دربارة نحوه اجرای سیاست در زندگی روزمره مردم سنتی به دست خواهیم آورد. در حال حاضر فقط مشاهده می کنیم که رهبر سیاسی یا حامی در هر دهکده، قبیله یا حومة شهر همانگونه که چیزهای باارزش دیگر را کنترل می کند، وسایل ارتباط جمعی را نیز عملاً تحت کنترل خود دارد. آنچه که این مردم از رسانه های گروهی می دانند معمولا همان چیزی است که حامی مایل است که آنها بدانند. برای مثال رابرت ردفیلد متوجه شد که در چام کوم که یک دهکده دوردست در مکزیک است تنها 2 یا 3 مرد که یکی از آنها کدخدای ده بود به طور مرتب روزنامه می خواندند: «دانشی که افراد دیگر در ده چام کوم از موضوعات گزارش شده یا درج شده در این روزنامه ها داشتند تا حد زیادی از طریق کدخدا به آنها می رسید. وی روزنامه ها را خوانده و محتوای آنها را در شب هنگام که مردان در میدان ده گرد هم می نشستند برای آنها تشریح می کرد.»



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 06:26 | چاپ مطلب
( تعداد کل: 478 )
   1      2     3     4     5      ...      48   >>
صفحات