X
تبلیغات
رایتل

ایران دانلود

دانلود جدیدترین فایلهای کاربردی

دانلود پرسش نامه بهزیستی روانشناختی با فرمت ورد



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 08:11 | چاپ مطلب

دانلود پرسش نامه بهزیستی روانشناختی با فرمت ورد



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 08:11 | چاپ مطلب

دانلود پرسشنامه بهزیستی اجتماعی کییز



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 17:33 | چاپ مطلب

دانلود پرسشنامه بهزیستی روانشناختی با فرمت ورد



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 06:15 | چاپ مطلب

مقایسه نوجوانان تحت تکفل بهزیستی و نوجوانان دارای حمایت و سرپرستی نهاد خانواده به لحاظ مسایل روانی

مقایسه نوجوانان تحت تکفل بهزیستی و نوجوانان دارای حمایت و سرپرستی نهاد خانواده به لحاظ مسایل روانی

اطلاعات مربوط به پایان‏نامه

عنوان تحقیق به زبان فارسی:

مقایسه نوجوانان تحت تکفل بهزیستی و نوجوانان دارای حمایت و سرپرستی نهاد خانواده به لحاظ مسایل روانی

عنوان تحقیق به زبان انگلیسی:

Comparison of adolescents under age kids have the support and supervision of the welfare of the institution of the family in terms of mental-social issues

((Compare dependent adolescents and adolescents being sponsored by the family in terms of mental-sosial damages))

تعداد واحد پایان‏نامه:

بیان مسأله اساسی تحقیق:

ویژگیهای رشد جسمی و دگرگونیهای روانی در دوران بلوغ که با آشکار شدن رشد و شروع تغییرات جسمی در نوجوانان آغاز می شود، سبب آشفتگی ها و دلواپسی ها در آنان می شود . سن بلوغ جنسی دختران دو سال بیشتر از پسران است. در این دوره فعالیتهای غدد تعادل خود را از دست می دهند و استخوانها به آخرین بخش رشد خود نزدیک می شوند. قد بلند می شود و هم آهنگی لازم بین اندامها و عضلات نمایان می شود . قلب به اندازه کافی رشد می کند و به سبب اشتهای زیاد، میل به خورد و خوراک افزون می شود. به همین نوجوان به علت نیاز به کالری بیشتر باید هر روز به قدر کافی از مواد کلسیم دار و پروتئینی استفاده کند. دختران از لحاظ وزن و پسران از حیث قد رشد بیشتری می کند.

اگر چه رشد وزن و قد درختان و پسران بستگی به چگونگی شرایط اقلیمی ، جغرافیایی کشور و محل تولد و نشو و نمای آنان دارد. همه این موارد نکاتی است که نوجوان را متوجه تغییرات ناگهانی در خودش می کند و باعث توجه بیشتر او به خویش می شود. این توجه به خود به هر حال تا مدت زمانی به درازا می کشد که این حالت را در روان شناسی نارسیسیسم یا خود شیفتگی می گویند. این مرحله به هر حال نباید بیشتر از مدت معمول طول بکشد تا که پسندیده و پذیرفتنی نیست و خود نوعی عدم تعادل روانی محسوب می شود.

دختران نوجوان در این دوره بیشتر جلوی آینه قرار می گیرند و از وجود خویش احساس شادی و رضایت می کنند و بعضی از آنان نیز ترتیبی می دهند تا دیگران را متوجه دگرگونیهای خود کنند و به هر حال از نوعی خودنمایی و مورد ستایش قرار گرفتن ارضاء می شوند. این حالت خودشیفتگی در دختران مدت زمان بیشتری دیده می شود و تا پیوند زناشویی آنان به چشم می خورد. به همین جهت نوعروسان حتی اگر دیر هم ازدواج کرده باشند از شوهر خویش انتظار توجه و ستایش دارند و اگر این نیاز آنان برآورده نشود، چه بسا که موجب سستی رشته های پیوند خانوادگی شود و در پاره ای از موارد نیز گسیختگی زندگی مشترک را در بر خواهد داشت.

پسران نوجوان این دوره را بیشتر در خارج از خانه به سر می برند و اکثر اوقات خود را در گوجه و برزن و خیابان با دوستان باب و ناباب می گذرانند و با آنان همگام و چه بسا همدل و همراز می شوند و گاه نیز از مدرسه و درس کناره می گیرند که این خود خطری است جدی تر و بزرگتر که در پیش پای آینده آنان دهان باز می کند. کمترین بی توجهی و سستی مادران و پدران و مربیان می تواند این عزیزان گرانقدر را که سرمایه های واقعی کشورند به گرداب و ژرفنای بدنامی و نیستی رهنمون شود. در این دوره افزون بر تأمین خوراک، پوشاک ، بهداشت و تفریحات سالم ، باید به رشد جسمی نوجوانان پرداخت. پیوسته به روان او که خود مسأله ظریف و باریکتری است دقت سرشاری معمول داشت و برخی از چشم داشتها و نقطه نظرهایش را که معمول و مقدور است برآورده کرد و در موارد غیر عملی و غیر اصولی هم با کمال بردباری و مهربانی با او گفت و شنود پرداخت تا با فهم و درک حال و هوایی نوجوان حساسی و جلب اعتماد هر چه بیشتر او مانع کشانیده شدن او به سوی هر سرابی و یا مکان ناپاکی شد.[1]

هر یک از ما از نخستین روزهای زندگی، دارای خانواده هستیم و در آن کم کم رشد می کنیم و افزون بر زمینه های ارثی که پس از تولد از پدر و مادر خود به همراه داریم هر گونه شناخت و چگونگی برخورد با مسائل ومشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه را نخست از خانواده می آموزیم. روشن است که خانواده ها در هر یک از کشورهای جهانی، حتی در شهرهای مختلف یک کشور، نه فقط از جهت دیدگاه های فرهنگی و اجتماعی و باورهای دینی ، بلکه از حیث اقتصادی و سیاسی نیز یکسان نیستند. در یک شهر هم رفتار تمام والدین با کودکانشان یک جور نیست و هر یک از آنها فرزندانشان را برابر با برداشتهای فکری و با روشهای ویژه خود تربیت می کنند. نیازمندیهایشان را برآورده می سازند و خواسته هایشان را تا سالهای دراز و چه بسا تا پایان عمر، الگوی رفتاری و معیار سنجشهای بد و خوب قرار می‌دهند . تمام روان شناسان و استادان تعلیم و تربیت اعتقاد راسخ دارند که به هر حال ، طرز رفتار و نحوه تربیت و واکنشهای عاطفی خانواده و والدین و اطرافیان ، در چگونگی منش و شخصیت کودک و نوجوان در بزرگی نقش بسزا و تأثیر برجسته ای دارد.

خانه و خانواده کانونی است که کودک را با دنیای ناشناخته بیرون آشنا می‌کند. در رفت و آمدهای خانوادگی کودک طرز گفت و شنودها و نشست و برخاستها را فرا می گیرد و بایدها و نبایدهای زندگی را که اخلاق نامیده می‌شود می آموزد و به خاطر می سپرد، به ارزش کار و پشتکار پی می برد و با پرداختن به کارهای گروهی خانوادگی ، میل اجتماعی بودن آدمیان و سودهای حاصله از آن را در می یابد . محبت خانواده را می چشند و از لذت شیرین آن برخوردار می شود و به صحبت کردن با دیگران تشویق می شود. تلاش پدر و دلسوزیهای بدون چشم داشت مادر را درک می کند، و می آموزد که خود با تلاش و دلسوزی بیشتر برای اطرافیان سودبخش شود. مفهوم کلمه فداکاری، گذشت و دوست داشتن را از مادر و پدر یاد می گیرد و با کششهای عاطفی و واکنشهای فردی و گروهی افراد خانواده و بزرگتران خویش خود می گیرد و جایگاه والدین و مقام خانوادگی و اجتماعی سایر بزرگترهای خود را کم و بیش می فهمد. با نگرش و تیزبینی خاص سنی خویش، خصایص پسندیده را از خصوصیات ناپسند برخی از افراد خانواده و اطرافیانش باز می شناسد و از آنان در کل رفتار و واکنشهای خود تقلید و پیروی می کند. تا آن جا که به تدریج محیط و جامعه و به طور کلی دنیای بیرون از خانه و خانواده اش را با دیدی که خانواده در نظرش ترسیم و تجسم و تجسم کرده است نگاه می‌می‌کند، و با تعمیم آن می اندیشد و باور می کند که همه آن طور زندگی می‌کنند و باید همانطور زندگی کند که خانواده اش زندگی می کنند و به او آن چنان آموخته اند.[2]

خانواده در هر شرایط می تواند شخصیت کودک را رشد دهد و شکوفا سازد و از لحاظ تحصیل دانش و کسب هنر، به نسبت بهایی که بزرگترهای خانواده به علم و هنر می دهند موجبات پیشرفت و ترقی وی را فراهم کنند. چه همان طور که در پیش اشاره شد، در تمام موارد و کلیه مراحل پدرو مادر و بزرگتهای خانواده نخستین الگوی رفتاری و ملاک اولیه اعتباری کودکان و نوجوانان هستند و هر گونه ابزار تمایل والدین به مطالعه و کسب دانش و یا پرداختن به هنر و ورزش چه بسا ذوق فطری کودکان و نوجوانان را بیدار، شکوفا و بارور می کند همان طور که هر گونه نکوهش و یا بی میلی پدران و مادران می تواند عامل کندی، توقف و یا پس رفتگی آنان را در زمینه استعدادهای سرشتی باشد. اسپیرمن[3] عقیده دارد که هر یک از افراد با ضریب هوش مشخصی نسبت به خانواده (اعم از هوش عمومی و تخصصی) متولد می شود که می تواند هر یک از آنها را شکوفا و پربار سازد، یا آنها را به کندی و حتی به صفر برساند.

نوجوانانی که در خانواده های دقیق ا لحاظ رفتاری و متعادل به سر می برند، بهتر می توانند در برابر فراز و نشیبهای زندگی قرار بگیرند وگرههای خویش را بگشایند و بحرانهای نوجوانی و بلوغ را سپری کنند، زیار تعادل روحی خانواده پایه های اصلی بهداشت روانی فرزندان را پی ریزی و کم کم استوار می کند و چنین فرزندانی به سبب داشتن بهداشت روانی مناسب به درس و یادگیری خود بیشتر توجه دارند.

کوتاه سخن اینکه هر چه خانواده ها و نوجوانشان را بهتر درک کنند و با آنان دوست باشند، آرامش و اعتماد به نفس در فرزندانشان بیشتر می شود و نوجوانان در سایه بهره وری از آرامش و اعتماد به دست آمده و با برخورداری از بهداشت روانی مناسب توانایی خواهند یافت که به سادگی از این مرحله حساس بگذرند و به زندگی پرتلاش خود بپردازند.

پاشیدگی خانواده وفاجعه انحلال آن که با از هم گسسته شدن پیوند زناشویی و پاشیدگی خانوادگی و مرگ و میر والدین، آثاری بسیار زیان بار و عمیق بر ذهن و روان بچه ها باقی می گذارد . روان شناسان کودک با مطالعه همه جانبه و بررسی هایی که به عمل آورده اند به این نتیجه رسیدند که کودکانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده و یا والدین خویش را از دست داده اند معمولاً به عوارض زیر دچار می شوند:

1. ترس بدون دلیل 2. بی خوابی 3. بی اشتهایی و اختلال در تغذیه 4. لکنت زبان 5. پرخاشگری و تجاوز به دیگران



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 15:27 | چاپ مطلب

فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پزوهش بهزیستی روان شناختی

فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پزوهش بهزیستی روان شناختی

در 25 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه


بهزیستی روان‌شناختی

امروزه دیدگاه جدیدی در علوم وابسته به سلامت به‌طور اعم و در روان‌شناسی به‌طور اخص در حال شکل‌گیری و گسترش است. در این دیدگاه علمی تمرکز بر روی سلامتی و بهزیستی از جنبه‌ی مثبت، توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی روان‌شناختی می‌باشد (ریف وسینگر، 1998).

مفهوم بهزیستی روان‌شناختی

بهزیستی مفهوم کلیدی و اصلی تفکر گسترده‌ای است که شامل رضایت معمولی فرد از زندگی، احساسات مثبت و فقدان احساس منفی می‌باشد. اولین مؤلفه‌ی آن یک قضاوت شناختی درباره‌ی این است که زندگی فرد چه طور می‌گذرد، مؤلفه بعدی شادکامی فرد در سطوح تجارب شخصی است (داینر، اویشی و لوکاس[1]، 2003).

مفهوم بهزیستی شخصی به انواع ارزیابی‌های گوناگون (مثبت و منفی) افراد از زندگی‌شان اشاره دارد که شامل ارزیابی‌های شناختی و فکری (مانند رضایت از زندگی، رضایت شغلی، علائق و تعهدات) و واکنش‌های عاطفی به حوادث زندگی (مانند لذت‌ها، شادی‌ها، غم‌ها و دل‌تنگی‌ها) می‌باشد؛ بنابراین بهزیستی روان‌شناختی اصطلاحاً چیزی است که برای ارزیابی گوناگونی که مردم از زندگی خود، اتفاقاتی که برای آن‌ها می‌افتد، جسم و ذهنشان و شرایط محیطی که در آن زندگی می‌کنند، دارند. بهزیستی روان‌شناختی به درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف‌شده است. تحقیقات در مورد بهزیستی روان‌شناختی قلمروهایی از شخصیت، انگیزش و عامل‌های شناختی (ادراک، اعتمادبه‌نفس، خوش‌بینی) را نشان داده است که همه‌ی این عوامل در رضایتمندی افراد از زندگی مشارکت دارند (داینر،2006).

ویژگی‌های مهم روانی که فرد واجد سلامت می‌بایست از آن برخوردار باشد، احساس بهزیستی یا رضایتمندی است. احساس بهزیستی اصطلاحاً این‌گونه تعریف می‌شود: احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مختلف است. احساس بهزیستی هم دارای مؤلفه‌های عاطفی و هم مؤلفه‌های شناختی است. افراد با بهزیستی بالا به‌طور عمده‌ای هیجانات مثبت را تجربه می‌کنند و از حوادث و وقایع پیرامون خود ارزیابی مثبتی دارند، درحالی‌که افراد با بهزیستی روان‌شناختی پایین، حوادث و موقعیت زندگی‌شان را نامطلوب ارزیابی می‌کنند و بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می‌کنند (می یرز و داینر[2]، 1995). علاوه بر این افرادی که سطوح بالای بهزیستی را تجربه می‌کنند به‌طور متوسط بیشتر قابل‌اعتماد هستند و همکاری بیشتری با افراد دیگر دارند (تو و داینر[3]، 2008).

بهزیستی روان‌شناختی را می‌توان واکنش‌های عاطفی و شناختی به ادراک ویژگی‌ها و توانمندی‌های شخصی، پیشرفت بسنده، تعامل کارآمد و مؤثر با جهان، پیوند و رابطه مطلوب با جمع و اجتماع و پیشرفت مثبت در طول زمان تعریف کرد. این حالت می‌تواند مؤلفه‌هایی مانند رضایت از زندگی، انرژی و خلق مثبت را نیز در برگیرد (کارادماس،2007).

کارول ریف (1998) از ترکیب مفاهیم مطرح‌شده درزمینه‌ی روان‌شناسی مثبت، به یک مدل چندوجهی بهزیستی روان‌شناختی دست‌یافت که منجر به ساخت مقیاس‌هایی با عنوان مقیاس‌های اندازه‌گیری بهزیستی روان‌شناختی ریف گردید. مدل بهزیستی روان‌شناختی ریف دارای شش بعد است که هر یک از ابعاد چالش‌هایی را در برمی‌گیرد که هر فرد در هنگام سیر به‌سوی کمال، یعنی زمانی که می‌خواهد شایستگی‌ها و استعدادهای خود را به منصه ظهور برساند، با آن‌ها مواجه می‌شود. این شش بعد در ترکیب با یکدیگر بهزیستی پایدار و عمیقی را منعکس می‌سازند که حاصل تحول مثبت فرد از گذشته تا حال می­باشد، به‌عبارت‌دیگر این ابعاد رشد و تکامل دائمی و پیوسته‌ای را منعکس می‌سازند که باور به هدفمند و معنادار بودن زندگی، داشتن توانایی برقراری ارتباط با دیگران، توانایی اداره زندگی شخصی و محیط اطراف و احساس خود تعیین گری را در فرد به وجود آورده است. شش وجه بهزیستی روان‌شناختی عبارت‌اند:

خودآئینی[4] به احساس خود تعیین‌کنندگی، استقلال و آزادی اطلاق می‌شود. فردی که بتواند بر اساس افکار، احساسات و باورهای شخصی خود تصمیم بگیرد، دارای ویژگی خودمختاری است. در حقیقت، توانایی فرد برای مقابله با فشارهای اجتماعی، به این مؤلفه مربوط می‌شود. مؤلفه هدفمندی در زندگی[5]، به مفهوم دارا بودن اهداف درازمدت و کوتاه‌مدت در زندگی و معنادار شمردن آن است. فرد هدفمند نسبت به فعالیت‌ها و رویدادهای زندگی علاقه نشان می‌دهد و به شکل مؤثر با آن‌ها، درگیر می‌شود. یافتن معنی برای تلاش‌ها و چالش‌های زندگی در قالب این مؤلفه قرار می‌گیرد (ریف، لاو، اسکس و سینگر[6]، 1998)، مؤلفه رشد شخصی[7] به گشودگی نسبت به تجربیات جدید و داشتن رشد شخصی پیوسته گفته می‌شود. فردی دارای این ویژگی همواره درصدد بهبود زندگی شخصی خویش از طریق یادگیری و تجربه است (ریف و کی یز، 1995)


[1] Diener, E., Oishi, S., & Lucas, R. E

[2] Myers, D. G., & Diener, E

[3] Tov, W., & Diener, E

[4] autonomy

[5] Purpose in life

[6] Ryff, C. D., Love, G. D., Essex, M. J., & Singer, B

[7] Personal growth...

...

منابع فارسی:

احمدی، خدابخش، شیخ، مهدی و سرابتدی، حسن. (1391). نقش دلبستگی به خدا در تاب‌آوری و سلامت روان والدین کودکان عقب‌مانده ذهنی آموزش پذیر. پژوهش در سلامت روان‌شناختی، 6، 1، 9-1.

اکبری، زهرا. وفایی، طیبه و خسروی، صدر اله. (1389). بررسی رابطه بین سبک‌های دلبستگی و میزان تاب‌آوری همسران جانبازان. طب جانباز،3،10، 17-12.

آقا یوسفی، علی‌رضا و شریف، نسیم. (1389). بررسی همبستگی بین بهزیستی روانی و حس انسجام در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مرکز. پژوهنده، 15، 6، 279-273.

بشارت، محمدعلی. (1387). رابطه نارسایی هیجانی با اضطراب، افسردگی و درماندگی روان‌شناختی و بهزیستی روان‌شناختی. پژوهش‌های نوین روانشناسی (روان‌شناسی دانشگاه تبریز)، 3، 10، 40-17.

بشارت، محمدعلی. صالحی، مریم. شاه‌محمدی، خدیجه. نادعلی، حسین و زبردست، عذرا. (1387). رابطه تاب‌آوری و سخت­کوشی با موفقیت ورزشی و سلامت روانی در ورزشکاران. روانشناسی معاصر،3، 2، 49-38.

بشارت، محمد و عباس پوردوپلانی، طاهره. (1389). رابطه راهبردهای فراشناختی و خلاقیت با تاب‌آوری در دانشجویان. روان‌شناسی اجتماعی (یافته‌های نو در روان‌شناسی)، 5، 14، 124-111.

بهادری خسروشاهی، جعفر و هاشمی نصرت‌آباد، تورج. (1390). رابطه امیدواری و تاب‌آوری با بهزیستی روان‌شناختی در دانشجویان. اندیشه و رفتار (روان‌شناسی کاربردی)، 6، 22،50 -41.

به پژوه، احمد و رمضانی، فریدون. (1384). بررسی رضایت زناشویی والدین کودکان کم‌توان ذهنی و کودکان عادی. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز،22، 4(پیاپی 45)، 81 -72.

ثنایی، باقر. (1378). مثلث سازی و مثلث‌های پاتولوژیک در مشاوره خانواده. مجموعه مقالات همایش سراسر مشاوره، تهران: سازمان بهزیستی.

جعفری، اصغر. ثنایی ذاکر، باقر. پاشاشریفی، حسن و کرمی، ابوالفضل. (1389). مقایسه اثربخشی رویکردهای ارتباطی ستیر و تجربی ویته کر در کاهش وقوع طلاق در زوج‌های متعارض در آستانه طلاق. فصلنامه تازه‌ها و پژوهش‌های مشاوره، 9،34،47-25.

جعفری، عیسی. اسکندری، حسین. سهرابی، فرامرز و دلاور، علی. (1388). اثربخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای مبتنی بر مدل مارلات در پیشگیری از عود و افزایش تاب‌آوری در افراد وابسته به مواد. فراسوی مدیریت، 1، 3، 87 -77...

...



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 18:59 | چاپ مطلب

پیشینه پژوهش و مبانی نظری بهزیستی روان شناختی (فصل دو)

پیشینه پژوهش و مبانی نظری بهزیستی روان شناختی (فصل دو)

در 29صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

بهزیستی روان شناختی

کیفیت زندگی مطلوب، همواره آرزوی بشر بوده و هست. در ابتدا رفاه و طول عمر بیشتر، معنی کیفیت زندگی بهتر را داشت (همکوس، 1982). اما امروزه کیفیت زندگی در نقطه مقابل کمیت، قرار گرفته و با توجه به ابعاد گسترده سلامتی، تعریف می شود و منظور از آن سال هایی از عمر است که همراه با رضایت، شادمانی و لذت بخشی باشد (سلیگمن، 1998) کیفیت زندگی مفهومی پویا و وسیعتر از سلامتی است بر طبق مدل سلامتی، کیفیت زندگی مطلوب باید چند بعد فیزیکی،عاطفی-روانی، اجتماعی، معنوی و شغلی را در بر گیرد. امروزه با پیدایش و گسترش روان شناسی سلامت[1] و روان شناسی مثبت[2]، نگرش درباره اختلالات، از چارچوب پزشکی و مدل تک عاملی خارج شده و محققان معتقدند که بهتر است شکل گیری وگسترش اختلال های روانی را به حساب سبک های زندگی معیوب و کیفیت نازل زندگی افراد گذاشت و در درمان باید به دنبال اصلاح و تغییر در کیفیت زندگی وگسترش توانمندی ها و ایجاد رضایت از زندگی و بهزیستی در افراد و جوامع بود (سلیگمن،2000).

بر همین اساس روان شناسان مثبت گرا با یک رویکرد کل نگر در مقابل رویکرد تشخیصی آماری انجمن روان پزشکی آمریکا، یک نظام طبقه بندی جدید به نام نیرومندی های منش[3] را در شش حیطه، جهت شناسی و طبقه بندی توانمندی هایی که در خلاف بیماری عمل می کنند، مشخص کرده اند و بر اساس آن رویکرد های مداخله‌ای متعددی را بنا نهاده‌اند (انجلا وهمکاران،2004) و معتقدند که به جای تأکید صرف بر آسیب‌شناسی، باید به دنبال فهم کامل گستره تجارب انسان از کمبود، رنج، بیماری تا شکوفایی، بهزیستی و شادمانی باشیم زیرا روان شناسی تنها تمرکز بر بیماری ها و درمان هم متمرکز بر ضعف ها نمی باشد (سلیگمن، 2000).

از لحاظ تاریخی فلاسفه در تئوری های اخلاق به خصوص رویکردهای لذت گرایانه[4] اپیکوری[5]، به طور گسترده به مفهوم شادمانی و بهزیستی پرداخته اند. اما برای اولین باردر سال 1980 داینر[6] اصطلاح بهزیستی روان شناختی و ساختار های مرتبط با آن را به صورت روش‌مند در حوزه روان شناسی بررسی کرد و آن را جایگزین و مترادف شادمانی قرار داد (داینر، 2002؛ به نقل از قاسمی و همکاران، 1390). داینر مطابق با دیدگاه سیکزنت میهالی، در تعریف بهزیستی به تئوری فعالیت اشاره دارد و آن را همانند کارکردی از شخصیت و نگرش های کلی نسبت به محیط و شرایط می داند.

بهزیستی روان شناختی دارای دو جزء شناختی و عاطفی است. بعد شناختی بهزیستی، یعنی ارزیابی شناختی افراد از میزان رضایت زندگی[7] و بعد عاطفی یعنی برخورداری از حداکثر عاطفه مثبت[8] و حداقل عاطفی منفی مؤلفه های شناختی و عاطفی بهزیستی، به همدیگر وابسته و میزان این همبستگی از 10/0 تا 80/0 در نوسان است (لارسون و همکاران، 2008؛ به نقل از قاسمی و همکاران، 1390).

در بعد بهزیستی روان شناختی، تمایزبر اساس تأکید بر تئوری های صعودی – نزولی[9] (بیرونی - موقعیتی) و یا نزولی صعودی[10] (صفات درونی - فرایندها) است. در تئوری های نزولی – صعودی اعتقاد بر این است که رضایت مندی در حوزه های خاص زندگی مانند کار، ازدواج رضایت مندی به صورت کلی در زندگی را به دنبال دارد. اما در تئوری صعودی – نزولی اعتقاد بر این است که یک شخص بدون داشتن رضایت در حوزه های خاص مثلا کار می تواند به صورت کلی رضایت از زندگی را تجربه کند و در بعد عاطفی بهزیستی، نیز برادبون (1976؛به نقل از قاسمی و همکاران،1390) سه نوع استقلال را در بین دو نوع مؤلفه (عاطفه مثبت و عاطفه منفی) مشخص می کند: استقلال ساختاری[11]، علّی[12]، گذرا[13]، استقلال ساختاری یعنی در یک دوره زمانی مشخص، فرد احساسات مثبت و منفی مختلفی را تجربه کند. استقلال علّی یعنی این که عاطفه مثبت و عاطفه منفی متأثر از علت های مختلفی هستند و استقلال گذرا به رابطه بین عاطفه مثبت و عاطفه منفی در یک لحظه زمان اشاره دارد (لاکوس و دینر، 2002). سلامت روانی نیز در این میان نوعی وضعیت ذهنی است که با شماری از متغیر درونی و بیرونی در ارتباط می باشد که می تواند از فقدان بیماری تا احساس رضایت و لذت بردن از زندگی را در بر گیرد (سلیگمن، 2000).

در سالیان اخیر رویکرد آسیب شناسی به مطالعه­ی سلامتی انسان مورد انتقاد قرار گرفته است (صمد زاده ، کیخای و همکاران ،1390) . بر خلاف این دیدگاه که سلامتی را به عنوان نداشتن بیماری تعریف می کند ، رویکرد های جدید بر"خوب بودن" به جای بد یا بیمار بودن "تآکید می کنند ( ریف و همکاران ، 2004 ) ابراز میدارند که ، عدم وجود نشانه های بیماری های روانی ، شاخص سلامتی نیست بلکه سازگاری ، شادمانی ، اعتماد بنفس و ویژگی های مثبتی از این دست نشان دهنده ی سلامت است و هدف اصلی فرد در زندگی ، شکوفا سازی قابلیت های خود است . نظریه هایی مانند نظریه ی خود شکوفایی مازلو ، کارکرد کامل راجرز و انسان بالغ یا بالیدگی آلپورت در شکل بندی مفهوم سلامتی روانشناختی ، این فرض بنیادین را پذیرفته و از آن بهره جسته اند (ریان و دسی ، 2001) .

گروهی از روانشناسان به جای اصطلاح سلامتی روانی از بهزیستی روانشناختی استفاده کرده اند . زیرا معتقدند این واژه بیشتر ابعاد مثبت را به ذهن متبادر می کند (ریف و سینکر،1988؛به نقل از میکائیلی منبع منیع 1389) . در این راستا ، مدل هایی مانند مدل جاهودا ، مدل بهزیستی روان شناختی داینر و مدل شش عاملی بهزیستی روان شناختی ریف تدوین شده اند که در تعریف و تبیین سلامت روانی به جای تمرکز بر بیماری و ضعف بر توانایی ها و داشته های فرد متمرکز هستند . در سالهای اخیر ، گروهی از پژوهشگران حوزه سلامت روانی از روان شناسی مثبت نگر ، رویکرد نظری و پژوهشی متفاوتی برای تبیین و مطالعه این مفهوم بر گزیده اند . انان سلامت روانی را معادل کارکرد مثبت روانشناختی ، تلقی و آن را در قالب "بهزیستی روانشناختی" مفهوم سازی کرده اند . این گروه نداشتن بیماری را برای احساس سلامت کافی نمی دادند ،بلکه معتقدند که داشتن احساس رضایت از زندگی ، پیشرفت بسنده ، تعامل کار آمد و مؤثر با جهان ، انرژی و خلق مثبت پیوند و رابطه مطلوب با جمع و اجتماع و پیشرفت مثبت ، از مشخصه های فرد سالم است .


[1] - Health psychology

[2] - Positive psychology

[3]. Character strengths and virtues

[4]. Pleasure principle

[5]. Epicure

[6]. Diener

[7]. Life satisfaction

[8] Positive affect

[9]. Top-down model

[10]. Down-up model

[11]. Structural independence

[12]. Causal independence

[13]. Momentary independence...

...

منابع فارسی

آقایار، سیروس؛ شریفی درآمدی، پرویز(1385).هوش هیجانی،کاربرد هوش هیجانی درمحیط کار، یادگیری،ارتباطات، انگیزش،رهبری،سازمانها وبیماریهای روانی اصفهان: سپاهان.

افروز، غلامعلی (1385)، مصاحبه و مشاوره با والدین کودکان استثنایی،تهران،دانشگاه تهران.

بازرگان، عباس؛ سرمد، زهره، حجازی الهه (1387)،روشهای تحقیق در علوم رفتاری،تهران،انتشارات آگاه.

البرزی، شهلا؛ البرزی، محبوبه (1385). بررسی رابطه خود مختاری و کیفیت زندگی در دانشجویان استعدادهای درخشان دانشگاه های شیراز. مجله روانشناسی، سال 10، شماره 3، صص 334-321.

بهرامی خوندابی، فاطمه (1383). بررسی رابطه بین خود کنترلی و کیفیت زندگی در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان .دومین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان.

بیابانگرد، اسماعیل (1372)، روشهای افزایش عزت نفس در کودکان ونوجوانان،تهران،انتشارات انجمن اولیاو مربیان.

کرمی نوری، رضا (1381). ناباروری روانی و اجتماعی با بهزیستی روانشناختی. فصلنامه پزشکی. دوره 2، ش 52.

سازمان بهداشت جهانی(2004). سلامتی روان . درکی نو و امیدی نو ترجمه : اکبری، محمد اسماعیل . تهران موسسه فرهنگی ابن سینا.

نریمانی، محمد و احدی ، بتول(1390). اثر بخشی آموزش های ذهنی و تنظیم هیجان بر بهزیستی روانشناختی. مجله علوم پزشکی کرمانشاه. دوره 2، ش 59.

بیانی، علی اصغر؛ کوچکی، محمد؛ علی، بیانی (1387). روایی و پایایی بهزیستی روان شناختی ریف؛ مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران؛ 14 ؛35- 28...

...



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 18:59 | چاپ مطلب

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهزیستی روانشناختی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهزیستی روانشناختی

در 25 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

مفهوم بهزیستی روان‌شناختی

اغلب اوقات بهزیستی روان‌شناختی به بهزیستی ذهنی[1] اشاره دارد، اما ممکن است با آن متفاوت باشد. بهزیستی برحسب کیفیت و کمیت مؤلفه‌هایی تعریف می‌شود که بر اساس آن افراد زندگی خود را لذت‌بخش می‌بینند؛ به‌عبارت‌دیگر، اینکه افراد چگونه زندگی خود را ارزیابی می‌کنند، به بهزیستی مربوط می‌شود. بهزیستی ذهنی به این حقیقت اشاره دارد که افراد قادر هستند تعیین کنند که آیا به زندگی خوشایند که وابسته به معیارهای موفقیت است رسیده‌اند یا خیر. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بهزیستی شامل تعدادی مؤلفه است و اکثر پژوهشگران آن را یک مؤلفه در نظر می‌گیرند و برای ارزیابی آن از چند مؤلفه استفاده می‌کنند. این مؤلفه‌ها به رضایت و شادکامی ‌مربوط می‌شوند. ارزیابی این مؤلفه‌ها کلی (مانند رضایت از کار) و چندبعدی (مانند عاطفه‌ی مثبت در مقابل عاطفه‌ی منفی) است (دینر، 2000).

هرچند واژه‌های ذهنی و روان‌شناختی زمانی که با بهزیستی همراه می‌شوند، اغلب به‌جای هم بکار برده­می‌شوند، کیس (2002) بیان کردن که این دو واژه به دو حقیقت کاملاً متفاوت اشاره دارند. اولاً کیس[2] (2002) اظهار کردند که بهزیستی ذهنی این دیدگاه سنتی را در برمی‌گیرد که بهزیستی «ارزیابی زندگی بر اساس رضایت و تعادل بین عاطفه مثبت و منفی» است. دوماً، بهزیستی ذهنی بر اساس شادکامی، موفقیت خوشایند و پرهیز از درد تعریف‌شده است. کیس (2002) بیان کردند که بهزیستی روان‌شناختی «ادراک درگیری مثبت با چالش‌های موجود زندگی» است. در این حوزه، بهزیستی روان‌شناختی بر اساس معنا، درک نفس و سطح عملکرد مشخص می‌شود.

در تلاش برای فهم و ارزیابی بهتر بهزیستی روان‌شناختی، ریف (1989، 1995) یک مدل چندبعدی را ارائه داد که بیانگر نظریه‌ی بهزیستی است. مدل ریف برای حل این مشکل به وجود آمد که پژوهش‌های قبلی در ارزیابی واقعی بهزیستی با شکست مواجه شده بودند (ریف، 1989). با در نظر گرفتن مشکلات در تعیین ویژگی‌های اساسی بهزیستی روان‌شناختی مثبت در حوزه‌های پژوهشی، ریف (1989؛ 1995) ارزیابی جامعی از بهزیستی روان‌شناختی ارائه داد. ریف (1989) به پژوهش در مورد روان‌شناسی بالینی و رشد همانند پژوهش در مورد سلامت روان پرداخت. با استفاده از دیدگاه روانی – اجتماعی اریکسون[3]، کار نیوگارتن[4] روی تغییر شخصیت در بزرگ‌سالی و دیدگاه آلپورت[5] در مورد رسش، ریف (1989) شش بعد بهزیستی روان‌شناختی را مشخص کرد. این شش بعد شامل احساس استقلال، تسلط بر محیط، رشد شخصیتی، روابط مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی و خویشتن پذیری می‌شوند (ریف 1989؛ 1995).


[1].subjective well-being

[2].Keyes

[3].Erikson

[4].Neugarten

[5].Allport

...

با توجه به نقش بسزایی که بهزیستی در ابعاد مختلف زندگی روانی-اجتماعی و حتی جسمی فرد دارد، بدیهی است که هر یک از این ابعاد و مؤلفه‌ها سهم زیادی در بهبود وضعیت روانی و اجتماعی شخص دارند، با این مقدمه کوتاه، به بررسی هر یک از مؤلفه‌ها می‌پردازیم.

2-3-2-1 معنویت[1]

مؤلفه معنویت نقش مهمی در بهزیستی روان‌شناختی ایفا می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر یک همپوشی بین بهزیستی روان‌شناختی و جنبه‌هایی از معنویت وجود دارد. اکثر روانشناسان حتی کسانی که در حوزه بهزیستی کارکرده‌اند تا حدود زیادی بعد معنوی بهزیستی انسان را نادیده گرفته‌اند. تنها در سال‌های اخیر در مورد اینکه مذهب و معنویت چگونه وجوه مختلف سلامت جسمانی و روانی را تحت تأثیر قرار می‌نهد، تحقیقات وسیعی صورت گرفته ست. چنین تحقیقاتی اهمیت مذهب و معنویت را به‌عنوان منبعی برای مقابله با وقایع تنیدگی زای زندگی، روشن ساخته است. (پالانت[2] و لائه[3]، 2002).

معنویت ممکن است از طریق تدارک یک چهارچوب برای تفسیر و توصیف تجارب زندگی و به‌موجب آن فراهم کردن نوعی احساس انسجام و به هم‌پیوستگی وجودی، در بهزیستی روان‌شناختی مشارکت کند. از طرف دیگر، سازه مذکر از طریق تجربه معاشرت ب دیگران که احتمالاً منجر به داخل شدن در یک سیستم حمایتی بزرگ‌تر می‌گردد، بهزیستی روان‌شناختی را افزایش می هد. این مسئله می‌تواند به ارزیابی قابل‌کنترل بودن عوامل تنیدگی زا کمک نماید و لذا ممکن است پریشانی هیجانی کمتری تجربه گردد (وسیسنگ[4]، 1994) به نظر می‌رسد معنویت ازنظر تأثیر روی 4 حوزه اثرات تنیدگی را تعدیل کند: هیجان، شناخت، رفتار، تعالی و کمال. به عقیده کمپبل بهزیستی وابسته به ارضای سه نوع اصلی از نیازهاست. . ...


[1]spirtuality

[2]Pallant

[3]Lae

[4]Wissing

...

2-7 پیشینه پژوهش

2-7-1پژوهش‌های داخلی و خارجی

- مرعشی و همکاران در سال (1391) در پژوهشی که تحت عنوان «تأثیر آموزش هوش معنوی بر بهزیستی روان‌شناختی، اضطراب وجودی و هوش معنوی، در دانشجویان دانشکده نفت اهواز» انجام دادند، نتایج تحلیل واریانس‌های چند متغیری بیانگر افزایش معنی‌دار تمام مؤلفه‌های بهزیستی روان‌شناختی (شامل پذیرش خود، هدف و جهت‌گیری در زندگی، رشد شخصی، تسلط بر محیط، استقلال و خودمختاری و روابط مثبت با دیگران) و هوش معنوی و کاهش اضطراب وجودی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه است.

- کیومرثی و ابوالقاسمی (1389) در پژوهش نشان دادند که هوش معنوی با کیفیت زندگی در نمونه‌ ای از بیماران که دارای سندرم روده تحریک‌ پذیر بودند رابطه مثبت و معناداری دارد.

- غلامی، پاشا و سودانی (1388) در پژوهش خود که با هدف بررسی اثربخشی معنا درمانی به شیوه گروهی برافزایش امید به زندگی و سلامت عمومی بیماران دختر نوجوان تالاسمی ماژور شهر اهواز انجام دادند. از بین 110 نفر بیمار 46 نفر که پایین‌ترین نمره در آزمون سلامت عمومی و پایین‌ترین نمره در آزمون امید به زندگی میلر را به دست آوردند را به‌ صورت تصادفی در دو گروه 23 نفری گروه آزمایش و گواه جایگزین کردند؛ که گروه آزمایشی طی 10جلسه یک‌ ساعته فنون معنادرمانی آموزش داده شدکه بعد از یک ماه آزمون پیگیری انجام داده شد که نشان داد آموزش معنا درمانی باعث افزایش امید به زندگی و سلامت عمومی بیماران تالاسمی‌ شده است.

- در پژوهشی حسینیان، سودانی، مهرابی زاده هنرمند (1388) به بررسی اثربخشی معنی درمانی بر امید به زندگی بیماران سرطانی بیمارستان اهواز پرداختند. در این پژوهش که از نوع نیمه آزمایشی با گروه گواه بوداز بین 45 بیمار مبتلابه سرطان 40 نفر که نمره پائینی را در آزمون امید به زندگی میلر را کسب کردندانتخاب شدند. 20نفر (در دو گروه 10 نفری) و 20 نفر به‌عنوان گروه گواه که آموزش معنادرمانی در 10 جلسه 45دقیقه‌ای روی گروه آزمایشی صورت گرفت که بعد از تجزیه‌ و تحلیل داده‌ ها به‌ طور معناداری امید به زندگی بیماران تحت آموزش افزایش‌ یافته بود.

- کاویانی، جواهری و بحیرایی (1384) برای اولین بار پژوهشی تحت عنوان بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارآمد، افسردگی و اضطراب بیماران سرطانی با پیگیری 06 روزه را در ایران انجام دادند. نتایج این پژوهش حاکی از اثرگذاری شناخت درمانی مبتنی بر شناخت درمانی بر کاهش اضطراب و افسردگی و نیز کاهش افکار خودآیند منفی و نگرش ناکارآمد این بیماران بود.

- امی و پارک[1] (2010) در پژوهشی که به بررسی 309 بیمار قلبی در مرکز پزشکی دانشگاه میشیگان انجام دادند به نتایج مهمیدر مورد اهمیت و نقش مثبت اعتقادات معنوی دست یافتند.


[1]. Amy & Park

...



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 15:53 | چاپ مطلب

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهزیستی ذهنی (فصل دوم)

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهزیستی ذهنی

در 40 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

تعریف بهزیستی ذهنی

بهزیستی ذهنی، یک مفهوم شخصی و فردی است و بر حسب ارزیابی افراد از زندگی خودشان تعریف می‌شود (دینر[1] و همکاران، 1996). در واقع ارزیابی افراد از زندگی خودشان در حوزه‌های مختلف زندگی مانند بهزیستی هیجانی، بهزیستی روان‌شناختی و بهزیستی اجتماعی است. بهزیستی هیجانی به تعادل بین عاطفه مثبت و منفی اطلاق می‌شود. بهزیستی روان‌شناختی، عمدتاً ملاکی شخصی و خصوصی برای ارزیابی فردی از کنش‌های روانی فرد است، اما بهزیستی اجتماعی عمدتاً ملاکی عمومی و اجتماعی برای ارزیابی کنش‌های اجتماعی افراد در طول زندگی‌شان و در تعامل با دیگران محسوب می‌شود (کی یز[2]، 1998).

عناصر بهزیستی ذهنی

بنابراین، بهزیستی ذهنی دارای سه عنصر اصلی است: دو عنصر هیجانی «یعنی تجربه مکرر عاطفه یا هیجان مثبت، تجربه نامکرر و اندک هیجان یا عاطفه منفی» و نیز یک عنصر شناختی «ارزیابی افراد از رضامندی از زندگی که شامل رضایت افراد از جنبه‌های مختلف زندگی مثل رضایت زناشویی، رضایت شغلی و. . .» می‌باشد. طی 40 سال اخیر، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به مفهوم‌سازی، اندازه‌گیری و مطالعه ابزارهای اندازه‌گیری سلامت روان از طریق تحقیقات بهزیستی ذهنی پرداخته‌اند (کی یز، 2003).

بهزیستی ذهنی شامل طیف گسترده‌ای از رگه‌ها و ویژگی‌های ذاتی و محیطی است. لیبومیرسکی، شلدوم و اسچکاد[3] (2005)، مدلی تلفیقی یا التقاطی ژنتیک- شخصیت یا مدل عوامل جمعیت شناختی- محیطی را برای بهزیستی و شادمانی ارائه دادند که شامل مجموعه عوامل ژنتیکی، عوامل و شرایط محیطی و نیز فعالیت‌ها و تمرین‌های ارادی و انتخابی است که طبق فرمول زیر تدوین شده است (لیبومیرسکی و همکاران، 2005):

رفتارهای ارادی + عوامل محیطی + عوامل ژنتیکی= بهزیستی

عوامل مؤثر بر بهزیستی

نخستین عامل مهم و عمده در تعیین بهزیستی افراد، عوامل ژنتیکی است. تعیین کنند‌ه‌های ژنتیکی در طول عمر افراد ثابت، در طول زمان پایدار و نسبت به تغییر یا کنترل ایمن هستند. این عامل به تنهایی 50 درصد از کل واریانس بهزیستی را به خود اختصاص داده است (لیبومیرسکی و همکاران، 2005).

هم‌چنین طی مطالعه‌ای که بر روی دوقلوها در سن 20 تا 30 سالگی انجام شد، میزان همبستگی بازآزمایی تقریباً 50 درصد بود، مهم‌تر این که میزان همبستگی در مطالعات بازآزمایی شادمانی دوقلوهای یک تخمکی در زمان‌های مختلف 80 درصد بوده است (اسنایدر و لوپز[4]، 2002).


[1]Diener

[2]Keyes

[3]Lyubomirisky, Sheldon & Schkade

[4]Snyder& Lopez

...

2-3- پیشینه‌ی پژوهشی

2-3-1- پیشینه‌ی خارجی

مایک اشمیت[1] (2013)، در پژوهشی به بررسی رابطه بین بهزیستی ذهنی و کیفیت هوا در شهر برلین آلمان پرداخته است. نتایج نشان داده است که O3 تأثیر منفی قابل توجهی در رضایت از زندگی دارد، علاوه بر این رضایت از زندگی با نگرانی‌های زیست محیطی بسیار تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

استوارت[2] و همکاران (2013)، در پژوهشی با عنوان مقایسه اجتماعی رو به پایین و بهزیستی ذهنی در سال‌مندی: نقش مدیریت کنترل درک شده پرداختند. تجزیه و تحلیل رگرسیون ارتباط معنی داری بین مقایسه اجتماعی رو به پایین و کنترل درک شده حاصل برای سه بعد بهزیستی ذهنی (رضایت از زندگی، استرس درک شده، و نشانه‌های افسردگی) است.Follow-up analyses revealed that downward social comparison was associated with greater subjective well-being at low levels of perceived control; but was unrelated to subjective well-being at high levels of perceived control. تجزیه و تحلیل نشان داد که مقایسه اجتماعی رو به پایین با بهزیستی ذهنی بیشتر در سطوح پایین کنترل درک شده همراه بود.

ردی و جیشانکار[3] (2012)، در پژوهشی با عنوان بهزیستی ذهنی و رضایت شغلی نشان دادند که بهزیستی ذهنی زنان و مردان تفاوت معنی داری ندارد، رضایت شغلی زنان و مردان تفاوت معنی داری دارند (مردان رضایت شغلی بیشتری دارند) و هم‌چنین بهزیستی ذهنی و سطح رضایت شغلی با هم رابطه رابطه دارند به طوری که بهزیستی ذهنی بالاتر موجب رضایت شغلی می‌گردد و بالعکس.

المالکی و همکاران[4] (2012)، در پژوهشی با عنوان کیفیت زندگی کاری پرستاران در بخش مراقبت‌های بهداشتی اولیه در منطقه جازان، عربستان سعودی نشان دادند که پاسخ دهندگان از زندگی کاری خود ناراضی هستند. ...


[1]Maike Schmitt

[2]Stewart, Chipperfield, Judith, Joelle, Heckhausen, Jutta

[3]Reddy K. Jayashankar

[4]Mohammed J Almalki, Gerry FitzGerald and Michele Clark

...



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 15:40 | چاپ مطلب

پایان نامه رابطه بهزیستی روانشناختی،بهزیستی روانی با سلامت روان دانشجویان دانشگاه پیام نور

پایان نامه رابطه بهزیستی روانشناختی،بهزیستی روانی با سلامت روان دانشجویان دانشگاه پیام نور

پایان نامه رابطه بهزیستی روانشناختی،بهزیستی روانی با سلامت روان دانشجویان دانشگاه پیام نور

قسمتی از متن:

مقدمه:

سلامت روان یکی از مهم­ترین عومل مؤثر در ارتقا و تکامل انسان­ها محسوب می­شود. این امر به ویژه در دانشجویان ودانش­آموختگان از اهمیت بسیاری برخوردار است.ازآنجا که دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان فردای هر کشور می­باشند، بنابراین سلامت روانی آنان از اهمیت ویژه­ای برخوردار است .دوره تحصیلی دانشگاه به­واسطه حضور عوامل متعدد، می­تواند دوره­ای فشارزا باشد. به­عبارتی ورود به دانشگاه، مقطعی بسیار حساس در زندگی نیروهای کارآمد و فعال در هر کشور است و غالباً با تغییرات عمده­ای در زندگی فرد، به­خصوص در روابط اجتماعی و انسانی آنها همراه است. قرارگرفتن در چنین شرایطی، غالباً با فشارها، نگرانی­ها و هیجان­های خاص این دوره توأم بوده، عملکرد و بازدهی افراد و در نهایت، سلامت روانی آنها را تحت تأثیر قرار می­دهد و با توجه به تشدید سطوح استرس در دوره تحصیلات دانشگاهی می­توان انتظار داشت درصدی از دانشجویان در معرض خطر ابتلا به بیماری­های روانی قرار گیرند . روش­های مقابله با تغییرات زندگی و تنش­های حاصل از این تغییرات در افراد مختلف و برحسب موقعیت­های گوناگون، متفاوت است. بنابراین، افراد باید بتوانند شیوه­های مؤثری اتخاذ نمایند تقریباً 60 سال پیش سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف کرد(سازمان بهداشت جهانی،2001 و 2004). جاهودا(1958) از نداشتن بیمار روانی به عنوان معیار سلامت روانی انتقاد و به جای آن معیارهای چندگانه را برای سلامت روانی ارائه کرد. متاسفانه تا مدتها پیشرفت قابل ملاحظه ای در کاربرد این دیدگاههای در قلمروهای علمی و عملی مشاهده نشد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی1را نیز در بر می گیرد. اغلب روانپزشکان، روان شناسان و محققان بهداشت روانی جنبه های مثبت سلامت را نادیده می گیرند. تلاش هایی که در جهت گذر از الگوهای سنتی سلامتی صورت گرفته گر چه زمینه لازم را برای تلقی سلامت به عنوان حالتی از بهزیستی(نه صرفا نبود بیماری) فراهم ساخته ولی کافی نیست. البته الگوهای جدید سلامت نیز به طور عمده بر ویژگیهای منفی تاکید دارند و در آنها ابزارهای اندازه گیری سلامت اغلب با مشکلات بدنی(تحرک2، درد3، خستگی و اختلالات خواب)، مشکلات روانی (افسردگی4، اضطراب5 و نگرانی) و مشکلات اجتماعی(ناتوانی در ایفای نقش اجتماعی، مشکلات زناشویی) سروکار دارند. در دهه گذشته ریف6 و همکارانش(1926) 6 الگوی بهزیستی روانشناختی یا بهداشت روانی مثبت را ارائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی روانشناختی از 6 عامل تشکیل می شود. پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت به خود) رابطه مثبت با دیگران(برقراری روابط گرم و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری(احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی) ، زندگی هدفمند ( داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن) رشد شخصی(احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط(توانایی فرد در مدیریت محیط). الگوی ریف به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفته است. ریف این الگو را بر اساس مطالعه متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه گیری کرد.

از ویژگیهای عمده انسان آگاهی او از رفتار خود و برخوداری وی از نیروی تفکر است، انسان می تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور مختلف از نیروی تفکر خود استفاده کند، اما انسان همیشه از آنچه که انجام می دهد آگاه نیست، به سخن دیگر گاهی انسان عملی را انجام می دهد که اما از انگیزه رفتار خود یا هدف آن رفتار آگاه نمی باشد. وقتی والدین برای اولین بار با این حقیقت روبرو می شوند که کودکشان استثنایی است واکنش آنها پیامد هایی خواهد داشت، وجود کودک معلول ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط یک یک افراد خانواده با هم و هریک از آنها با کودک معلول وارد می سازد و همین اثرات ناخوشایند چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه قابلیت حل نیابند ضایعات جبران ناپذیری بر روان والدین، سایر نوباوگان خانواده خصوصاً کودک معمول باقی می گذارد. واکنشهای شایع والدین ممکن است به صورت احساس گناه1 ناکامی و محرومیت2 انکار واقعیت یا کتمان حقیقت3 اضطراب و نگرانی باشد میلانی فر(1347) این قبیل واکنشها تا زمانی که به کنترل در نیایند و تعدیل نشوند نه فقط سلامت روانی اعضای خانواده را به مخاطره می اندازند بلکه نوع تعامل و ارتباط اعضای خانواده و کودک معلول ذهنی یا جسمی را پیچیده می سازد و در نهایت موجب اضمحلال انرژی روانی و دیگر توانمندیهای آنان می شوند.

بیان مسأله:

سلامت روانی یکی از مباحث مهمی است که در رشد و بالندگی خانواده و جامعه موثر می‌باشد. سازمان بهداشت جهانی2(2004) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می‌کند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های روانی، کنترل عوامل موثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است(میلانی فرد، 1386).

آموزش‌های روان شناختی شامل آموزش مهارتهای زندگی و آموزش ابراز وجود درمانهای روان شناختی مانند رفتار درمانی و انواع فنون روان درمان و توان بخشی مانند مشکلات ادراکی و شناختی از جمله مداخله‌های روان شناختی تلقی می شوند همچنین مداخله‌های روان شناختی شامل هر گونه اقداماتی است که روان شناسان و مشاوران به منظور پیشگیری درمان و کاهش مشکلات روان شناختی افراد بکار می برند. هدف نهایی این مداخله‌ها کمک به افراد برای درک بهتر خود و جهان پیرامون، افزایش قابلیت و توانمندی سازگاری و ارتقای سلامت روانی است(یوسفی 1387).

به منظور کاهش مشکلات در رابطه با بروز نقایص جسمی و ذهنی معمولاً در هر جامعه به دو اقدام اساسی می پردازند: قدم اول سعی و کوشش هرچه بیشتر در امر پیشگیری از معلولیت و جلوگیری از بروز نقایص ذهنی و جسمی یا در اختیار گذاردن راه حلهای و رهنمود های لازم ازطریق کتب و مقالات و برنامه های رادیویی، تلویزیونی و غیره بر جامعه و سازمانهای ذیصلاح تا درصد بروز اینگونه عوارض را تا حد امکان کاهش دهند. اقدام اساسی دوم ایجاد امکانات لازم رفاهی و توانبخش مناسب جهت ارائه خدمات به کودکان معلول خانواده آنهاست. یکی از مفاهیم اصلی مدل سلامت بهزیستی است. مدل سلامت سه نوع بهزیستی هیجانی، بهزیستی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی را با هم ترکیب کرده ومفهوم جامع و کامل از بهزیستی را هم که جنبه عاطفی(بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کاربردی(بهزیستی روانشناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد به وجود آورده اند. سلامت روانی دارای 13 نشانه است که 2 نشانه مرتبط با بهزیستی هیجانی 5 نشانه مرتبط با بهزیستی اجتماعی و 6 نشانه مرتبط با بهزیستی روانشناختی است. بهزیستی روانشناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. ودارای مولفه های 1- خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیرامون فرد و ...)2- رشد شخصی(داشتن رشد مداوم و ...)3- روابط مثبت با دیگران(داشتن روابط گرم و ...)4- هدفمندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی)5-پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و ...) 6- تسلط بر محیط (توانایی انتخاب و ایجاد محیطی مناسب و...) می باشد. همچنین والدینی که دارایی عزت نفس بالایی می باشند سلامت روانی بهتر بهزیستی روانشناختی بهتری نسبت به والدینی دارند که دارای عزت نفس پایین می باشد. با توجه به مطالعات در ایران و این که در استان سیستان و بلوچستان مشابه این تحقیق انجام نگرفته لذا لزوم انجام چنین تحقیقی در استان ضروری به نظر می رسد و خصوصاً در آینده نیز می توان از نتایج این تحقیق نیز در مراکز مشاوره، آموزشگاههای استثنایی و مدارس عادی، سازمان بهزیستی، کلینیک های سلامت روان جهت خدمت رسانی استفاده کرد. با توجه به موضوع تحقیق، سئوال اصلی تحقیق را چنین طرح می کنیم: آیا بین بهزیستی روانشناختی ، بهزیستی روانی با سلامت روانی دانشجویان رابطه ای وجود دارد؟



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 02:19 | چاپ مطلب
( تعداد کل: 46 )
   1      2     3     4     5   >>
صفحات