X
تبلیغات
رایتل

ایران دانلود

دانلود جدیدترین فایلهای کاربردی

فصل دوم پایان نامه با موضوع اختلال افسردگی

فصل دوم پایان نامه با موضوع اختلال افسردگی

در 56 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اختلال افسردگی

اختلال افسردگی

افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است. عدم موفقیت در تحصیل یا کار، از دست دادن یکی از عزیزان و آگاهی از اینکه بیماری یا پیری توا ن ما را تحلیل می‌برد و غیره از جمله موقعیت‌هایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می‌شوند. اختلال افسردگی صرف نظر از تنوع آن، نسبتاً شایع هستند. بدین معنی که حدود 17% مردم در طول زندگی یک دوره افسردگی حاد پیدا می کنند(هیلگارد[1] ،2007؛ ترجمه ی براهنی و همکاران، 1385). آنچه مورد توافق است اینکه افسردگی اساسی یکی از مهم ترین بیماری های ناتوان کننده است که امروزه تعداد زیادی از مردم جهان را درگیر کرده و توانایی آنها را در عملکرد، تفکر و احساس تحت تاثیر قرار می دهد. از طرفی، شیوع افسردگی به گونه­ای است که آن را به عنوان رایج ترین اختلال و سرماخوردگی بیماری های روانی مطرح کرده اند(روزنهان و سلیگمن، 1995). از نظر تشخیصی نیز، افسردگی یکی از شایع ترین تشخیص ها در اختلال روانی است که تعداد زیادی از افراد با سوابق مختلف در جهان را شامل می­شود(شارپ و لیپسکی[2]، 2002).

به رغم شیوع این اختلال، ارایه ی یک تعریف مشخص از افسردگی آسان نیست. اصطلاح افسردگی، برای افراد عادی حالتی مشخص با غمگینی، گرفتگی و بی حوصلگی و برای یک متخصّص و پزشک، گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخه­های متعدد را تداعی می­کند. تعریف های مختلف افسردگی به نشانه های بسیار متنوعی اشاره دارند که می توانند به گونه های مختلف با یکدیگر ترکیب شوند که این امر گاهی بازشناسی افسردگی را از بین این ترکیب ها بسیار مشکل می کند. اما به هر حال می توان این نکته را پذیرفت که افسردگی در عین حال با نشانه های روانی و جسمانی همراه است و نشانه های جسمانی گاهی چنان بر جدول بالینی سایه می افکنند که مانع بازشناسی افسردگی می­شوند(دادستان،1380).

واژه­ی افسردگی، هنگامی به یک حالت روحی نسبت داده می شود که معانی اصطلاحات عامیانه­ای نظیر«دمغ و پکر بودن» را پیدا کند و با نشانه هایی از قبیل کسالت روان، کمبود انرژی، از دست دادن­چیزی، ناامیدی و احساس بی­فایده­بودن، سبب از دست­دادن علاقه و بدبینی شود(بیابانگرد،1371). البته، اکثر افراد گاهی وقت ها احساس غم و رخوت می کنند و به هیچ کار و فعالیتی حتی به فعالیت های لذت بخش رغبتی ندارند. این موارد، بروز نشانه های خفیف افسردگی و در واقع پاسخ طبیعی آدمی به نشانه هایی در زندگی است. عدم موفقیت، تحصیل یا کار، از دست­دادن عزیز یا آگاهی از اینکه یک مشکل یا بیماری توان آدمی را تحلیل می برد؛ از جمله موقعیت­هایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می شوند. آنچه مسلّم است اینکه، افسردگی زمانی نابهنجار تلقی می­شود که در عملکرد فرد اختلال ایجاد کند و هفته ها بدون وقفه ادامه یابد.

هرجند افسردگی یک اختلال خلقی دانسته می شود، اما درواقع، چهار علامت مختلف هیجانی، شناختی، انگیزشی و جسمانی را نیز دارا است. البته هرچه فرد بیشتر دچار این علائم شده باشد و هرچه شدت این علائم بیشتر باشد، با اطمینان بیشتری می توان در وجود افسردگی فرد نظر داد(هیلگارد، 2001، ترجمه رفیعی و همکاران، ص165). قابل توجه است که اختلال های افسردگی نسبتا شایع هستند و حدود 17% مردم در طول زندگی یک دوره افسردگی حاد پیدا می­کنند(هیلگارد [3]،2007؛ ترجمه ی براهنی، 1385).

بدیهی است که عدم درمان هریک از مشکلات مربوط به سلامت روان از جمله افسردگی، بر شدت آن می­افزاید و به این ترتیب فرایند درمان را دشوارتر کرده و احتمال پیدایش مشکلات عمیق تر وجود خواهد داشت. در این راستا، اﻣﺮوزه برخی از روان درﻣﺎﻧﮕﺮان ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﺎورﻫﺎ و ﺗﻔﻜّﺮ ﻓﺮد را در اﻳﺠﺎد اﻧﻮاع ﻣﺴﺎﺋﻞ روان ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻣﻬﻢ ﻣﻲ­داﻧﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ که ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺧﺘﻼلﻫﺎ از ﺟﻤﻠﻪ اﻓﺴﺮدﮔﻲ، ﺑﺮآﻣﺪه از ﺷﻨﺎﺧﺖﻫﺎی ﻣﻌﻴﻮب ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮری ﻛﻪ وﻗﺎﻳﻊ ﺑﻪ ﺧﻮدی ﺧـﻮدتعیینﻛﻨﻨـﺪه اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ. ﺑﻠﻜﻪ، ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻲدهیم، ﻧﻘﺶ تعیین کننده دارند. اﻓﺴﺮدﮔﻲ، ﻳﻜﻲ از راﻳج ترین اﻧﻮاع ﻧﺎراﺣﺘﻲﻫﺎی رواﻧﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ از ﺷﻨﺎﺧﺖﻫﺎی ﻣﻌﻴﻮب ﺑﺎﺷﺪ. این اﺧﺘﻼل، ﻫﻴﺠﺎنﻫﺎ، اﻓﻜﺎر، و ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ را در ﺑﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻧﻮﻋﻲ اﻏﺘﺸﺎش در ﺧﻠﻖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ درﺟﺎت ﻣﺘﻔﺎوت ﻏﻤﮕﻴﻨﻲ، ﻳأس، ﺗﻨﻬﺎیی، ﻧﺎاﻣﻴﺪی، ﺷﻚ در ﻣﻮرد ﺧﻮﻳﺶ و اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه ﻣﺸﺨﺺ می­شود(گیلبرت[4]، 1999، ترجمه ی جمال زاده، 1389).

از دیدگاه رفتاری، یکی از بارزترین ویژگی های افراد افسرده، تجربه­ی زندگی عاری از خشنودی، رضایت خاطر و احساس موفقیت است. در این دیدگاه، فرد افسرده در اثر فقدان تقویت ناشی از فعالیت معمول، از بسیاری از فعالیت ها کناره گیری می کند(بایلینگ و همکاران، ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، 1389، ص317). چنین به نظر می­رسد که این کناره گیری، در نهایت موجب احساس تنهایی و عدم کارآمدی در فرد افسرده شود. یافته­های پژوهشی نیز بر این نکته تأکید دارند که اختلال افسردگی منشأ هیجانات، افکار، و عملکرد جسمانی متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی[5] همراه است(فریدونی و همکاران، 1391، ص99). از طرفی، از یافته های پژوهشی برمی­آید که خودکارآمدی پایین نیز با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). به همین دلیل، فرایندهای درمان های شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. مطابق مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرض ها یا طرحواره هایی درباره خویشتن و جهان می انجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر گذاشته و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، 1989؛ ترجمه قاسم زاده، 1383، ص226). هرچند، اختلال افسردگی، از اولین اختلال هایی است که درمان شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی به طور رسمی برای درمان آن به کار برده شد. اما براساس این مطالعات، درمان افسردگی به بررسی های بیشتری نیاز دارد.

[1] . Hilgard

[2] . Sharp & Lipsky

[3]. Hilgard

[4] . Gilbert

[5] . loneliness

نظریه های شناختی

نظریه های شناختی، افسردگی را نه بر آنچه انسان ها انجام می دهند، بلکه بر چگونگی دید افراد نسبت به خود یا جهان، تأکید می کنند. یکی از مؤثرترین نظریه های شناختی که توسط آرون بک[1](1976) مطرح گردید، براین مبنا بود که چگونه بیماران افسرده همواره وقایع را با دید منفی و با انتقاد از خود ارزیابی می کنند. به جای موفقیت، انتظار شکست دارند و مایلند شکست های خود را بزرگ و درعوض موفقیت را کوچک جلوه دهند. بک(1991) در ادامه ی مطالعات خود، افکار منفی بیماران افسرده را در سه مقوله ی افکار منفی در باره ی خود، در باره تجربیات فعلی و در باره ی آینده گروه بندی کرد(هیلگارد، 2001، ترجمه رفیعی و همکاران، 1383).

روانشناسی شناختی بک(1991) بر نقش تحریف های شناختی و خطاهایی که با افسردگی همراه است، تأکید بسیار داشت و معتقد بود که چنین تغییراتی تنها بازتاب افت خلقی نیست، بلکه در پیدایش و تداوم اختلال نقش مهم و موثری ایفا می کند. بر اساس این نظریه، منشأ تفکر منفی در افسردگی به بازخوردهایی مربوط می شود که در کودکی و دوره های بعد ی شکل می گیرد. این نوع افکار خلق را پایین می آورد و پایین آمدن خلق، خود احتمال وقوع افکار خودآیند منفی را بالا می برد و بدین ترتیب دور باطلی ایجاد می شود که در جهت تداوم افسردگی عمل می کند(کرک و کیت[2]، 2005). منظور از تحریف‌های شناختی، خطاهای منطقی منظمی هستند که باعث بازنمایی نادرستی از واقعیت‌ها می‌گردند. وجود چنین خطاهایی در فرآیند پردازش اطلاعات بیماران افسرده به همراه سوگیری منفی حافظه در درک آن‌ها از واقعیت‌ها تحریف‌هایی را به وجود می‌آورند. بک (1976) خطاهای شناختی را به شرح زیر خلاصه می‌کند:

1- انتزاع انتخابی: مطابق با این تحریف شناختی بیمار جنبه منفی یک موقعیت را بر گزیده و بر اساس این جزء منفی تمام موقعیت را تفسیر می‌کند مثلاً چون به چشم خود دیدم که پسرم با دوچرخه‌اش تصادف کرد و به شدت زخمی شد و من هرگز به او اجازه ندادم تا دوچرخه سواری را کامل یاد بگیرد. غمگین و افسرده‌ام.

2- استنباط دلخواه: بیمار بدون شواهدی کافی و حتی گاهی با وجود شواهد متضاد در تأیید برداشت منفی خود به نتیجه می‌رسد. مثلاً فردی به دوستش سلام می‌دهد واو در مقابل جواب نمی‌دهد، او چنین برخوردی را به عنوان تأیید بی‌کفایتی خود برداشت می‌کند.

3. تصمیم بیش از اندازه: بیمار با شکست در یک زمینه زندگی‌اش نتیجه می‌گیرد که در تمام تجارب خود شکست خواهد خورد و چنین نتیجه می‌گیرد که من هرگز در امتحان موفق نخواهم شد.

4. بزرگ نمایی و کوچک‌نمایی: بیمار جنبه منفی یک موقعیت را برزگ جلوه می‌دهد و آزار ناشی از بدشانسی و ضعف خود می‌داند در حالی‌که جنبه‌های مثبت را کوچک شمرده و به آنها بی‌توجه است.

5. شخصی سازی: بیمار خود را در بروز حوادثی دخیل می‌داند که هیچ رابطه‌ای با آنها ندارد.

6. تفکر قطبی شده (تفکر مبتنی بر اصل همه یاهیچ):‌ بیمار افسرده افکارش را دو کرانه‌ی یک موقعیت حفظ می‌کند. رویدادها فقط بر حسب خوب یا بد، سیاه و سفید مورد قضاوت قرار می‌گیرند. فرض‌های اساسی این نوع تفکر عموماً با اصطلاحات مطلق نظیر همیشه یا هرگز بیان می‌شوند.

بنابراین، طبق نظریه ی شناختی، افسردگی از دگرگونی های شناختی خاص که در افراد مستعد افسردگی وجود دارد، ناشی می شود. این دگرگونی ها که طرحواره های افسردگی زا[3] نامیده می شود، الگوهای شناختی هستند که داده های درونی و بیرونی را تحت تاثیر تجارب روان زندگی تغییر یافته درک می کنند. آرون بک، یک تریاد شناختی برای افسردگی فرض کرد که مرکب است از 1- نگرش نسبت به خود، برداشت منفی از خود 2- نگرش نسبت به محیط، تجربه ی جهان به صورت متخاصم و پرتوقع 3- در مورد آینده، انتظار، رنج و شکست(کاپلان، 2003). بک(1991) بر این باور است که باورهای غیر منطقی و خودگویی های مخرب، سرچشمه ی همه ی مشکلات روانشناختی است. اما برخلاف روانکاوانی که بیماران را تشویق به بیان افکار و احساس هایشان می کنند تا نسبت به ریشه های رفتاری غیر انطباقی خویش به بینش برسند. به عقیده ی بک و سایر درمانگران شناختی _ رفتاری نیازی نیست که مراجع فرایند های زیربنایی ایجادکننده ی باورهای غیر منطقی و خوگویی منفی را درک کند. وی رویکرد فعال تری نسبت به درمانجویان خویش در پیش می گیرد وسعی می کند به طور مستقیم با رفتارهایی که با شناخت های مخرب ارتباط دارند روبرو شود ودر آنها تغییر ایجاد کند(هافمن، 2003).

قابل توجه است که چندین نظریه ی شناختی در مورد افسردگی وجود دارد که مهمترین و معروف‌ترین آنها نظریه‌های اسنادی مانند درماندگی آموخته شده و نظریه‌هایی هستند که بر جنبه‌های شناختی فشار روانی تأکید دارند. در مجموع، نظریه های شناختی افسردگی، در عین اهمیت قائل شدن برای جنبه های رفتاری و آگاهانه ی افسردگی و قبول نقش یادگیری به عنوان عامل تعیین کننده ی اصلی در ایجاد مظاهر مختلف رفتار افسرده، اولویت را به برداشت ها، باورها و محتویات ذهنی فرد می دهند. به عبارت دیگر واکنش های بدنی- رفتاری حاکی از افسردگی را نتیجه و معلول افکار افسرده می دانند(مهریار، 1386).

[1] . Beck

[2] . Cerck & Keit

[3] . Depressogenic shemata



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 22:02 | چاپ مطلب

فصل دوم پایان نامه روانشناسی درباره درمان شناختی رفتاری اختلال اضطراب اجتماعی

فصل دوم پایان نامه روانشناسی درباره درمان شناختی رفتاری اختلال اضطراب اجتماعی

در 22 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع درمان شناختی رفتاری اختلال اضطراب اجتماعی

درمان شناختی رفتاری

اختلال اضطراب اجتماعی مبتنی بر الگوی هافمن

این درمان بدین منظور طراحی شده است تا مجموعه ی نظام داری از فرضصت ها را برای مراجعان فراهم سازد، به طوری که آنها بیاموزند موقعیتهای اجتماعی تهدید کننده نیستند، خطاهای اجتماعی مهلک و شرم آور نیستند، و نقایص و کاستیها در عملکرد اجتماعی به اندازه ای که پیش بینی می کنند فاجعه آمیز نیستند. در طی جلسات، وظیفه درمانگر این است تا، در حالی که به روش های مختلفی که درمانجو یادگیری این الگوهای جدید را از خود دریغ می کند توجه کند، این فرصتهای یادگیری جدید را نیز برای وی فراهم آورد. درمانگر به عنوان یک مربی خبره عمل می کند، فرصت های یادگیری را تنظیم می کند، درمانجو را برای اتخاذ تفاسیر صحیح از عملکرد جاری خود راهنمایی می کند، و با شوخ طبعی، انگیزه دادن، تشویق کردن و دیگر فنون، زمینه ای را برای مراجع فراهم می کند تا تفاسیر و جایگزینهای جدیدی را در مورد اکثر موقعیتهای اجتماعی ترس آور در معرض آزمایش قرار دهند. در طی پیشرفت درمان، با کمک کردن به مراجعان برای تبدیل شدن به درمانگر خودشان، ماندگاری درمان بیشتر می شود؛ این کار از طریق فهم و به کاربرد تدابیر درمانی بر روی خودشان صورت می گیرد. چنین استقلال عملی در به کار بردن مهارت های درمانی، با فراهم کردن یک الگو از اختلال توسط درمانگر آغاز می شود. این الگو یک راهنما برای دنبال کردن مداخلات فراهم می کند، و به مراجعان کمک می کند ببینند که هر جزء از مداخلات بخشی از یک طرح کلی است که عوامل نگهدارنده اختلال اضطراب اجتماعی را حذف می کند. همچنین این الگو فضایی برای مراجعان فراهم می کند تا به گونه ای به اختلال خود بنگرند که ممکن است به آنها کمک کند تا تلاش های حل مسئله ناکارآمد خود را رها کنند، و به طور متفاوتی به ناهماهنگی و هجوم علائم خود که در لحظات ترس بروز می یابند، پاسخ دهند (هافمن و اتو،2010؛ ترجمه خانزاده، سلطانی و سعیدیان اصل، 1392).

پس از این الگو آموزشی ارائه شد، ابزار اصلی برای تغییر، مواجهه گام به گام است. در اینجا وظیفه ی درمانگر کمک به یادگیری مراجعان از طریق عمل کردن است تا این مواجهه ها را انجام دهند، به اندازه کافی در موقعیت های اجتماعی قرار بگیرند، و به طور منطقی آنچه که در آن موقعیت در حال رخ دادن است را ارزشیابی کنند؛ با این کار بر ترس خود غلبه می کنند و انتظارات غلط آنها تصحیح می شود. اگر مواجهه گام به گام ابزار اصلی یادگیری درمانی باشد، بنابراین هنر تحقیق این یادگیری از توانایی درمانگر ناشی می شود تا این دیدگاه را برای مراجعان فراهم کند که اضطراب اجتماعی شان می تواند با نوعی جدید از تمرینات اجتماعی تغییر کند. این تمرینات اجتماعی، مواجهه های اجتماعی فشرده تر و پی در پی را در بر می گیرد که با یادگیری ارزشیابی بی طرفانه تر و درست تر تجارب ترکیب شده است. بینش حاصل شده از این تمرینات از مداخلات آموزشی و شناختی ناشی می شود و این حس را در مراجعان ایجاد می کند که ممکن است مواجهه اجتماعی در زمان درمان در مقایسه با مواجهه هایی که خودشان انجام می دهند تاثیرات متفاوتی را در بر داشته باشد. توجه به این نکته ضروری است زیرا اکثر مراجعان برای سالها مواجهه های اجتماعی را به سبک خود انجام می دهند و بنابراین برای وارد شدن دوباره به این موقعیتها دودل و مردد هستند.

اگر مراجعان شنسی برای خواند دفترچه پروتکل درمانی درمانگران برای درمان اختلال اضطراب اجتماعی را داشته باشند، با چیزی نظیر موارد زیر مواجهه خواهند شد:

- شما باید یاد بگیرید زمانی که از اضطراب به عنوان معیاری از عملکرد اجتماعی خود استفاده نمی کنید، در موقعیتهای اجتماعی چگونه رفتار کنید.

- شما باید فرصت داشته باشید به مدت کافی در موقعیتهای اجتماعی قرار بگیرید تا به اضطراب اجازه دهید به طور طبیعی از بین برود.



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 20:53 | چاپ مطلب

دانلود مبانی نظری پایان نامه روانشناسی تربیتی با موضوع اختلال اضطراب و هراس اجتماعی

دانلود مبانی نظری پایان نامه روانشناسی تربیتی با موضوع اختلال اضطراب و هراس اجتماعی

در 55 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اختلال اضطراب و هراس اجتماعی

تاریخچه اختلال های اضطرابی

تا سالهای اخیر، اختلال های اضطرابی در مقوله روان آزردگی ها قرار گرفته بود. در خلال قرن نوزدهم، کسانی را که به رغم سلامت ظاهری جسمانی، دارای رفتارهای انعطاف ناپذیر و خود-تخریب گر بودند را به عنوان" روان آزرده" متمایز می کردند. سپس در جریان سالهای پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، دیدگاه ها مبتنی بر پدیدآیی زیست شناختی روان آزدگی جای خود را به دیدگاه های فرویدی مبتنی بر پدیدآیی روانشناختی این اختلال، داد. فروید بر این نکته تاکید کرد که روان آزردگی از علل جسمانی ناشی نمی شود، بلکه ریشه در اضطراب دارد( دادستان،57:1387). واژه اضطراب ترجمه واژه “angst”است که فروید آن را برای ترکیبی از برانگیختگی فیزیولوژیکی و عاطفه منفی به کار برد. او اضطراب نوروتیک را تظاهری از تعارضات ناخودآگاه تلقی می کرد(کنرلی،27:1382). بعدها نظریه پردازان یادگیری اظهار کردند که اضطراب، یک صفت یا خصوصیت شخصیت نیست، بلکه از طریق یادگیری کلاسیک[1]، عامل[2]، یا جانشینی[3] کسب می شود و می تواند در نتیجه خطر محیط واقعی یا خطری خیالی پدید آید ( سادوک و سادوک،171:1388). بدیهی است این عقاید با هم ناهمساز نیستند. اگرچه اضطراب می تواند بازتابی از حالت های درونی نظیر نگرانی های کلی باشد، اما معمولا با رویدادهای استرس زا نیز همراه است و به نظر می رسد برخی از افراد نسبت به آن آسیب پذیرتر از دیگران باشند(کنرلی،27:1382). انتشار سومین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی(DSM-3) در سال 1980، عصر جدیدی برای مفهوم سازی اختلال های اضطرابی و هراس بوده است، در گذشته این اختلال ها در مقوله روان آزردگی ها که شامل نوروزهای اضطراب، هراس و وسواسی جبری بوده است؛ جای می گرفتند. طبقه بندی DSM-4 از اختلال های روانی شامل اختلال وحشت زدگی با یا بدون گذرهراسی، گذرهراسی با یا بدون اختلال وحشت زدگی، هراس اجتماعی، هراس خاص، اختلال وسواسی-جبری، اختلال فشار روانی پس از سانحه، اختلال فشار روانی حاد[4]، اختلال اضطراب منتشر می باشد. در این بخش اختلال های اضطرابی تغییرات بسیاری را داشته اند. تغییرات قابل توجه در این زمینه شامل این موارد می شود: 1) جایگزینی روان آزردگی اضطراب با اختلال وحشت زدگی و اختلال اضطراب منتشر 2) تقسیم کردن روان آزردگی هراس به گذرهراسی، هراس اجتماعی و انواع مختلف هراس خاص 3) شمول مقوله جدید اختلال فشار روانی پس از سانحه و سپس اختلال فشار روانی حاد( شییر[5] و همکاران، 2007).

2-2-2 تعریف اضطراب و اختلال های اضطرابی

اضطراب مفهومی است که تعاریف بسیاری برای آن آورده شده است. در یک جمع بندی کلی می توان اضطراب را به عنوان یک علامت هشدار دهنده و احساسی رنج آور در نظر گرفت که با پاسخ بدنی[6]، هیجانی، و رفتاری به خطر قریب الوقوع دریافت شده، همراه است و فرد را برای مقابله آماده می سازد(دادستان، 61:1387؛ سادوک و سادوک، 165:1388؛ سووینسون[7]، 2006). بنابر این تعریف می توان بین اضطراب و ترس[8] تمایز قایل شد به طوری که ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی و از نظر منشا بدون تعارض است. در حالی که اضطراب واکنش در برابر خطری نامعلوم، خارجی و از نظر منشا دارای تعارض است( دادستان، 61:1387؛ سادوک و سادوک، 165:1388). سابقا، این دو حالت با هم، هم پوشانی داشته است، اما آنها از این جهت از هم متمایز می شوند که ترس اغلب با موجی از برانگیختگی خودمختار که لازمه جنگ و گریز، افکار خطر قریب الوقوع، و رفتارهای گریز است، همراه می باشد و اضطراب اغلب با تنش عضلانی و گوش به زنگی برای خطر آینده و رفتارهای هشیاری و رفتارهای محتاطانه و اجتنابی، همراه است(DSM-5،2013).

هر شخصی در زندگی خود اضطراب را به عنوان یک هیجان بهنجار، تجربه می کند. اضطراب جهت کمک کردن به شخص برای اجتناب از موقعیت های خطرناک و حل مسایل روزمره کاملا مفید است. در بسیاری از موارد اضطراب با حل موقعیت ها، از بین می رود(ریولی[9] و همکاران، 2010). در افراد سالم، اضطراب نقش مهمی را در عملکرد سازگارانه و محافظتی در طول تحول بازی می کند( لابلارت[10] و همکاران، 1999). اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند، مبهم و دلواپسی است که اغلب ممکن است با علایمی همچون بی خوابی، سردرد، دردهای مبهم، سرگیجه و حالت تهوع، مشکلات معده ای و یا دیگر علایم جسمانی؛ بروز پیدا کند. همچنین مشکلاتی از قبیل فقدان تمرکز، خستگی، و کاهش عملکرد موثر در انجام وظایف، نیز ممکن است با اضطراب همراه شود(سووینسون، 2006؛ سادوک و سادوک، 165:1388). اضطراب های روزانه معمولا به صورت موقعیتی، با شدت متوسط و در مدت کوتاهی است.


[1]- classical learning

[2] - operant

[3] - vicarious

[4]- acute stress disorder

[5]- Shear

[6]- physical

[7] -Swinson

[8]- fear

[9] - Reavley

[10]-Labellarte



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 20:12 | چاپ مطلب

مقاله بررسی اختلال دراضطراب

مقاله بررسی اختلال دراضطراب

فهرست:

اضطراب چیست؟

علائم و نشانه های اضطراب

اضطراب در کودکان و نوجوانان

انواع اضطراب

ارتباط اضطراب با بیماریهای دیگر

علل اضطراب

درمان اضطراب

پیشگیری از اضطراب

منابع


قسمتهایی از متن:

اضطراب چیست؟

همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است. اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد

...

اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر
ترکیبى از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:

طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بی‌اشتهایى، سستى، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس
این افراد دچار حملات اضطرابى پیش‌بینى نشده‌اى می‌شوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال می‌ترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بی‌اختیار دست به کارهایى بزنند و یا علائم روانى ـ حسى غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال اضطراب فراگیر نیز در این اختلال مشاهده می‌گردد.

۳ـ ترسهاى اختصاصى یا ساده
شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهاى خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب می‌کند. در این موارد خود فرد متوجه افراطى و غیرمنطقى بودن ترس خویش است.

۴ـ ترس از مکانهاى باز
افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع می‌کنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانى شروع می‌شود و معمولاً این افراد تجربه اضطراب جدایى را در دوران کودکى داشته‌اند...

...



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 05:31 | چاپ مطلب

بررسی میزان اختلال بدشکلی بدن و چاقی روانی در بین دانش‌آموزان (BDD)

نابهنجاری‌ها و اختلالات بد شکلی بدنی(BDD)

چکیده
گرایش بسیار و روز افزون در خصوص نابهنجاری‌ها و اختلالات بد شکلی بدنی(BDD) باعث ایجاد ارزیابی‌ها و مطالعات بسیار شده است.
این پژوهش پیرامون مفاهیم اختلال و رشد و پیشبرد و ابزارهای ارزیابی و نتایج عملکردها مطالعاتی را انجام داده است و در آن به مقایسه شدت بدشکلی هراس بدن بین دانش آموزان پسر و دختر دبیرستان ناحیه چهار مشهد براساس متغیرهای جنس، سن، وزن، پایه تحصیلی، رشته تحصیلی، آخرین معدل تحصیلی، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، تعداد اعضای خانواده چندمین فرزند و تعداد برادر و خواهر پرداخته‌ایم.

روش تحقیق در مطالعة توصیفی و روش نمونه گیری در دسترس می‌باشد. جامعة آماری را ۲۶۰ نفر که ۱۳۰ نفر دانش آموزان دختر و ۱۳۰ نفر دانش آموزان پسر دبیرستانی تشکیل داده‌اند.

ابزار پژوهش پرسشنامه بدشکلی بدنی و چاقی که دارای ۳۳ آیتم می‌باشد ۱۹ سؤال ابتدائی در مورد اختلال دیس فیک و‌۱۴ سؤال بعدی‌در مورد اختلال چاقی در پژوهش استفاده شده است .

تجزیه و تحلیل داده‌ها به وسیلة نرم‌افزار spss انجام شده است و نتیجة پژوهش این بود که این روش تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی) می‌باشد و روش آماری به صورت تصادفی از طریق نمونه‌گیری در دسترس می‌باشد.

فصل اول
کلیات
۱-۱مقدمه
سلامتی از بهترین موهبت‌های خداوندی است. از جمله علل و عواملی که به این سلامتی را هدید می‌کنند بیماریها و اختلالات مختلف هستند که اختلالات بدشکلی هراسی بدنی (body dismorphic disorder و احساس چاقی روانی Body Image از جملة آنها می‌‍باشد.
امروزه یکی از دغدغه‌ها و نگرانی‌های افراد مربوط به ظاهر و شکل بدن خود می‌باشد و به نوعی رسیدگی به وضعیت ظاهری خود را مورد توجه و دقت قرار می‌دهند. اما افراد و گروههای در جوامع مختلف از جمله در ایران وجود دارند که به این موضوع اهمیت و توجه بیشتری می‌دهند و به طور وسواس گونه‌ای وقت زیادی صرف این موضوع می‌کنند.

گرچه BDD به عنوان یک اختلال خوردن، اختلال وسواسی جبری و یا یک اختلال بدشکلی در نظر گرفته شده، اما در هر حال یک اختلال تصور بدنی با تأثیرات اجتماعی – روانشناختی و احتمالاً بیولوژیکی متصور می‌شود. ابزارهای ارزیابی همراه با خصوصیات قابل قبول زیست شناختی به منظور بررسی و مقایسه اختلالات BDD به وجود آمده‌اند. ارزیابی‌ها و نتایج نهایی از بررسی عملکردهای کنترل شده بیان می‌دارد که عملکردهای رفتاری شناختی در BDD می‌تواند به همان اندازة تأثیر نامطلوب نابهنجاری‌های مربوط به اختلال‌های وسواسی سری و پرخوری عصبی باشد.

عمده‌ترین شکایات شامل جنبه‌هایی مثل موی سر و بدن، خصویات صورت، لکه‌های پوستی، ران‌ها، شکم، پستان‌ها، کفل‌ها، و اندام‌های تناسلی می‌باشد. مشخص است که اکثر بیماران دارای چندین علامت بد شکل هستند. در سال‌های اخیر توجه بسیاری به مسائل و موضوعات تصور بدنی مربوط با BDD جلب شده است.

افراد مبتلا به BDD به علت ترس و هراس و نارضایتی که از بدشکلی و ظاهر بدن خود دارند درصدد رفع و از بین بردن آن به پزشکان و متخصصان تغذیه و لاغری و جراحان پلاستیک مراجعه می‌کنند. این گرایش روزافزون در خصوص نابهنجاری‌ها و اختلالات بدشکلی بدنی باعث ایجاد ارزیابی‌ها و مطالعات بسیاری شده است.
۱-۲طرح مسئله و اهمیت آن:

آیا شدت ابعاد مختلف بدشکلی هراسی بدنی وچاقی روانی در بین دانش‌آموزان دختر و پسر دورة متوسطه تفاوت معنی‌داری دارد یا نه؟



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 25 دی 1395 ساعت 10:49 | چاپ مطلب

پایان نامه مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون mmpt

پایان نامه مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون m.m.p.t


چکیده :

هدف از تحقیق حاضر مقایسه ضعف‌روانی در بین زنان دارای اختلالات خانوادگی و زنان دارای زندگی عادی شهرستان ابهر از طریق پرسش ناسر m.m.p.I است که فرضیه عنوان شده عبارت است از اینکه ضعف روانی در بین زنان دارای اختلالات خانوادگی بیشتر از زنان دارای زندگی عادی است جامعه مورد مطالعه زنان حدود سنی 35-30 ساله است که دارای زندگی عادی و دارای اختلالات و مشکل در زندگی هستند که 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده که آزمون بر روی آنها اجرا گردیده و جهت آزمون فرضیه از روش آماری t متغییر مستقل استفاده گردیده که نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که ضعف روانی در بین زنان دارای اختلالات و مشکلات خانوادگی بیشتر از زنان دارای زندگی عادی هستند .

فهرست

عنوان صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق 2

مقدمه 3

بیان مسئله 5

سوال مسئله 6

اهداف تحقیق 6

اهمیت و ضرورت تحقیق 6

فصل دوم: پیشینه و ادبیات تحقیق 8

زمینه تاریخی آسیب شناسی روانی 9

اختلال وسواس-بی اختیاری 19

تعریف 19

شکل گیری وسواس در جریان تحول 25

ضوابط تشخیصی اختلال وسواس-بی اختیاری بر اساس DSMIV 33

دیدگاههای نظری درباره ی اختلال وسواس-بی اختیاری 35

الگوی زیستی شناختی اختلالهای وسواس-بی اختیاری 49

دیدگاه رفتار شناسی طبیعی 52

الگوهای غریزی 54

مکانیزمها و کنشهای فعالیت جانشینی 55

فعالیت های جانشینی در انسان 56

آیینهای وسواسی 57

رهنمودهایی در زمینه درمانگری 59

درمانگری شناختی-رفتاری 63

دارو درمانگری 66

نتیجه گیری کلی درباره شیوه های درمانگری 68

تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور 69

فصل سوم: تعیین روش تحقیق 71

متغییرهای تحقیق 72

جامعه مورد مطالعه 73

حجم نمونه 73

روش نمونه گیری 73

ابزار اندازه گیری در تحقیق حاضر 74

روش تحقیق 75

روش آماری مربوط به فرضیه 76

فصل چهارم: یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها 77

جدول 1-4 : نمرات خام آزمودنی ها از آزمون 78

جدول 2-4 : مقایسه ضعف روانی 81

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 82

بحث و نتیجه گیری 83

پیشنهادات 86

محدودیت 87

ضمائم پرسشنامه m.m.p.I 88

پاسخنامه 94

منابع-ماخذ 95



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 24 دی 1395 ساعت 12:15 | چاپ مطلب

پروپوزال سبک های فرزند پروری والدین در بیماران مبتلا به اختلال بی اشتهایی و پراشتهایی روانی

پروپوزال سبک های فرزند پروری والدین در بیماران مبتلا به اختلال بی اشتهایی و پراشتهایی روانی

عنوان به زبان انگلیسی/(آلمانی، فرانسه، عربی):

تذکر: صرفاً دانشجویان رشته‏های زبان آلمانی،‌فرانسه و عربی مجازند عنوان پایان‏نامه خود را به زبان مربوطه در این بخش درج نمایند و برای بقیه دانشجویان، عنوان بایستی به زبان انگلیسی ذکر شود.

Comparison of positive / negative affectis and parents’ child rearing styles of patient with anorexia nervousa and bulimia nervousa

ب تعداد واحد پایان‏نامه: 6 واحد

ج- بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

بیان مسئله:

امروزه مباحثی همچون تغذیه و ارتباط آن با نگرش های فرد به خود،جهان و آینده مورد نظر بوده و چه بسا همین امر منجربه بروز اختلالاتی در خوردن و تغذیه گردد.با وجود اهمیت آشکاری که این مساله در زندگی افراد دارد و آنگونه که ضرورت این مساله اقتضا می کند، چندان مورد توجه روانشناسان مخصوصا روانشناسان ایرانی قرار نگرفته است(شریفی فرد، امل1377). اختلالات خوردن[1] یکی از اختلالات عصبی و روانی به شمار می رود که آمار مرگ و میر ناشی از آن بسیار زیاد است. و شامل بی اشتهائی عصبی[2] و پر اشتهایی عصبی[3] می باشد(آزاد1385).

بی اشتهائی عصبی به معنی فقدان میل به غذا و تحریک پذیری البته به معنای«عصبی بودن»است. بنابرین این اختلال را می توان روان رنجوری فقدان اشتها نامید. این اختلال حایز نشانه های از قبیل: کاهش افراطی وزن به دلیل روزه داری های افراطی، مشکلات طبی با غذا و ترس شدید از چاق شدن ،ادراک خویش به صورت چاق، علی رغم اینکه وزن کمتر از حد به هنجار بوده، ومبتلایان به پر اشتهایی عصبی کسانی هستند که کنترل برخوردن نداشته و معمولا اضافه وزن افراطی دارند. این افراد دارای ویژگی هایی ازقبیل: وزن در محدوده طبیعی- گر چه ممکن است کمی بیشتر یا کمتر از حد عادی باشد، داشتن اضافه وزن معنی دار، دوره های مکرر خوردن افراطی بدون داشتن کنترل می باشند( محمود علیلو ، 1387).

اختلالات خوردن معمولا تحت تأثیر عوامل مختلفی ایجاد می شود. این عوامل تحت عنوان فشارهای فرهنگی،عوامل زیست شناختی و عوامل روان شناختی طبقه بندی شده اند(محمود علیلو،1387).

مطالعات نشان می دهد که یک عامل ارثی قابل ملاحظه ای در ایجاد اختلالات خوردن نقش دارد. کسانی که در سابقه خانوادگی خود افسردگی ویا می بارگی دارند در مقایسه با دیگران بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات خوردن قرار دارند(به نقل ازمحمود علیلو،1387). وهم چنین در این افراد سطح انتقال دهندگان سروتونین و نوراپی نفرین مانند افسردگی کاهش یافته است(به نقل از آزاد، 1385).

از سویی اختلالات خوردن اغلب نشانه ای از وجود مشکلاتی از قبیل کمال گرائی، فقدان مهارت های ابراز وجود، ویا پایین بودن احساس ارزشمندی است و برای بعضی از افراد مواجهه با فشارهای زندگی خیلی سخت است. بویژه اگر آنها با فشارهای اضافی ناشی از انتظارات زیاد خانواده مواجهه باشند(محمود علیلو،1387). بنابراین انتظارات خانواده، نحوۀ رابطه والدین با فرزندان و به عبارت دیگر سبک های فرزند پروری والدین بر اختلالات خوردن فرزندان تأثیرگذار است. سبک های فرزند پروری روش هایی هستند که والدین در برخورد با فرزندان اعمال می کنند و در شکل گیری و رشد آنان در دوران کودکی و خصائص شخصیتی و رفتاری آن ها تأثیر فراوان وعمیقی دارد (شعاری نژاد، 1364؛ نقل از مومنی و امیری، 1386).


[1] - Eating disorders

[2] - Anorexia nervous

[3]- Bulimia nervous



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 04:56 | چاپ مطلب

پروپوزال سبکهای فرزندپروری و حساسیت به نفرت بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری

پروپوزال سبکهای فرزندپروری و حساسیت به نفرت بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری

عنوان به زبان انگلیسی/(آلمانی، فرانسه، عربی):

Comparesion parenting styles, interpersonal ressurenconsd disgust sensitivity between people with OCD & normal

ب – تعداد واحد پایان‏نامه: 6 واحد

ج- بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

بیان مساله:

اختلال وسواس فکری ـ عملی (OCD)[1] نشانگان عصبی ـ روانپزشکی پیچیده‌ای است که مشخصه اصلی آن، افکار ناخواسته، تکراری و مزاحم (افکار وسواسی) و نیز رفتارهای تکراری و آزاددهنده آیین‌مند (اعمال وسواسی) است که به منظور اجتناب از اضطراب یا خنثی کردن افکار وسواسی انجام می‌شود(سادوک، سادوک[2]،2010؛ ترجمه رضاعی و همکاران، 1390).بعبارتی دیگر اختلال وسواس فکری- عملی اختلال روانشناختی نامتجانس است که به بازگشت تکانه ها، افکار فراهم، تصاویری که اضطراب و استرس در رفتارهای تکراری را فرا می خواند. رفتارهای تکراری در اختلال OCD به منظور کاهش استرس انجام می گیرد(کالاماری و کی روش[3]، 2011).عمل وسواسی می‌تواند یک آیین ذهنی جهت کاهش اضطراب باشد و تفاوت در رفتاری یا فکری بودن نیست، بلکه در اضطراب آفرین یا کاهنده اضطراب بودن است (سادوک، سادوک،2010؛ ترجمه رضاعی و همکاران، 1390). در طی سال‌های اخیر این توجه را می‌توان به افزایش شیوع این اختلال طی سه دهه گذشته نسبت داد. تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که همپوشی قابل ملاحظه‌ای بین اختلال وسواس فکری ـ عملی و دیگر اختلالات روانی وجود دارد (راسموزن و آیزن[4]، 1992). عوامل متعددی در سبب‌شناسی این اختلال مطرح شده‌اند از جمله عوامل زیستی، محیطی، شخصیتی، اجتماعی، شیوه‌های ارتباط والدین و ... (سادوک، سادوک،2010؛ ترجمه رضاعی و همکاران، 1390).در این میان یکی از عواملی که مرتبط با اختلال وسواسی ـ فکری ـ عملی که تحقیقات چندی را نیز متوجه خود ساخته است، سبک‌های فرزندپروری[5] (ویل کاس و همکاران[6]، 2008؛ بلک و همکاران[7]، 2003).بامریند[8] (1971) در زمینه شیوه‌های فرزندپروری تحقیق‌های گسترده‌ای انجام داده و براساس تحقیقاتش، سه شیوه فرزندپروری مقتدرانه، مستبدانه و سهل‌گیرانه را تشخیص داده است که براساس ابعاد گرمی و کنترل با هم در تفاوت هستند. در پژوهشی خانجانی و همکاران (1391) تحت عنوان نقش شیوه‌های فرزندپروری در پیش‌بینی افکار اضطرابی و علایم وسواس فکری عملی، نشان دادند که شیوه‌های فرزندپروری بر علایم اضطرابی و وسواس فکری عملی فرزندان تأثیر دارد. بطوری که والدین دارای شیوه‌های فرزندپروری مقتدرانه، فرزندانی با افکار اضطرابی و علایم وسواس فکری و عملی پایینی داشتند. همچنین ویل کاس و همکاران (2008) در پژوهشی ارتباط بین فرزندپاروری و اختلال وسواس فکری ـ عملی را در فرزندان خانواده‌های در معرض خطر بررسی کردند. نتایج نشان داد که، مراقبت والدین در ابتلا به وسواس فرزندان، به عنوان یک عامل محافظت کننده محسوب نمی‌شود و محافظت بیش از حد مادران با اختلال وسواس فکری و عملی فرزندان مرتبط است. متغیر دیگری که با اختلال وسواس فکری عملی ارتباط تنگاتنگی دارد، اطمینان جویی بین فردی و حساسیت به نفرت است. اطمینان جویی بین فردی در روابط مستقیم و چهره به چهره بین اشخاص یافت می شود.


[1]- Obsessive Compulsive Disorder (OCD)

[2]- Sadok, Sadok

[3] - Calamari & Kyrios,

[4]- Rasmussen & Eisen

[5]- Parenting style

[6]- Wilcox & et Al

[7]- Black, Gaffney, Schlosser & Gobel

[8]- Baumrind



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 04:45 | چاپ مطلب

پروپوزال مقایسه پردازش های حسی –معنایی و ضمنی در اختلال های افسردگی و اسکیزو فرنی

پروپوزال مقایسه پردازش های حسی –معنایی و ضمنی در اختلال های افسردگی و اسکیزو فرنی

عنوان تحقیق به انگلیسی:

Compare sensory processing - the meaning and implications of depression in patients with schizophrenia

پرسش اصلی پژوهش:

1- چه تفاوتی در پردازش های حسی معنایی و ضمنی در اختلال های افسردگی و اسکیزو فرنی وجود دارد؟

بیان مسئله: بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

پردازش حسی شاید اساسی ترین عنصر روان شناختی باشد که زیر بنای چگونگی ادراک و واکنش افراد نسبت به محرکهای محیطی را تشکیل می دهد. مطالعات نشان داده اند که جنبه های مختلف پردازش حسی(ثبت پایین، ساسیت حسی، اجتناب از احساس و جستجوی حسی) با پیامد های منفی بالینی همراه است. سبک پردازش حسی به سازه های بازداری رفتاری(کارور و وایت[1]، 1994) درونگرایی(آیزنگ، 1981و 1991؛ گری[2]، 1981) و کمرویی(کاگان[3]، 1994) ارتباط داده شده است. همبستگی بین سبک پردازش حساسیت حسی با درونگرایی و هیجان پذیری در مطالعه ای توسط آرون و آرون(1997) به دست آمده است. مشخص شده است که آستانه حسی پایین و حساسیت حسی با فوبی اجتماعی(نیل ، ادلمن و گلاشان[4]، 2002)، اختلال شخصیت اجتنابی(مایرز و کارور[5]، 2000) و اضطراب و افسردگی(لیس و همکاران، 2005) استرس ادراک شده و سلامتی روانی کمتر(بنهام، 2006) ارتباط دارد. به ویژه در اختلال اسکیزوفرنی، جنبه ای از اختلال که پیچیدگی و ماهیت متناقض آن را تبیین می کند، نابهنجاریهایی در پردازش حسی[6] است. از یک طرف، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به عنوان افرادی بیش از حد حساس[7] به محرکهای حسی توصیف می شوند، برای مثال مطالعاتی با استفاده از تکنیک هایی نظیر بازداری نهفته[8] یک نارسایی در دروازه حسی[9] در بین افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی آشکار کرده اند، به ویژه برای محرکهایی که فیلتر نشده و از نظر اهمیت به طور مساوی ادراک می شوند(براف[10]، 1993). همزمان با این تحقیقات، شواهد متناقض دیگری نشان می دهند که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بیش از حد بازداری[11] می کنند و زمان واکنش کندتری دارند(استفی و والدمن[12]، 1993) مطالعات زیادی که به بررسی پردازش حسی در اسکیزوفرنی می پردازند، به نتایج زیر دست یافته اند. در زمینه حساسیت حسی توصیفات اولیه مک گی و چاپمن[13](1961) درباره نارسایی توجهی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شامل برخی گزارشات شخصی است که بلند بودن صداها، درخشان بودن رنگ ها، حواس پرتی و بی سازمانی در افراد مبتلا را توصیف می کنند. نارسایی دروازه حسی که به وسیله تکنیک هایی نظیر بازداری پیش از ضربه[14]و بازداری نهفته(براف[15]، 1993؛ مک واود[16] و همکارن، 1993) اندازه گرفته می شود نیز از ناتوانی در فیلتر کردن اطلاعات نامربوط در این اختلال حکایت دارند. ولی بروان و همکاران(2002) در پژوهش خود، هیچ تفاوت معنی داری بین 3 گروه افراد اسکیزوفرنیک، افراد مبتلا به اختلال دو قطبی و افراد سالم از نظر حساسیت حسی پیدا نکردند.

طبق مطالعه براون و همکاران(2002)، اجتناب از احساس در اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بیشتر از گروه بهنجار بود. افراد با اختلال اسکیزوفرنی به طور مکرر در پاسخ دادن و نسبت دادن معنی به محرکها شکست می خورند. عملکرد آنها در تکالیف زمان واکنش مثالی از پاسخ کند شده در اسکیزوفرنی است(استیفی و والدمن[17]، 1993). جستجوی احساس به عنوان بعد چهارم پردازش حسی به نظر نمی رسد که در اسکیزوفرنی افزایش یابد. فقدان احساس لذت در افراد مبتلا به این اختلال پدیده ای متداول است(آندریسون[18]، 1987). زاکرمن آشکار کرد که فقدان احساس لذت حد کرانه در پیوستار جستجوی حسی می باشد و بین این دو متغیر رابطه منفی وجود دارد(مک کان و همکاران، 1990). براون و همکاران(2002) در پژوهش خود آشکار ساختند که گروههای اسکیزوفرنیک و دو قطبی به طور معنی داری نمرات پایین تری در بعد جستجوی حسی به دست آوردند.



[1]. Carver & White,

[2]. Gray

[3]. Kagan

[4] . Neal & Edelman & Glashan

[5] . Mayers & Carver

[6]. Sensory proccesing

[7] . oversensitive

[8]. Latent inhibition

[9]. Sensory gating deficit

[10]. Braff

[11]. overinhibit

[12]. Steffy & Waldman

[13]. Mc Ghie & Chapman

[14] . prepulse inhibition

[15] . Braff &

[16] . McDwod

[17] . Steffy & Waldman

[18] . Andreason



خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 04:43 | چاپ مطلب

پروپوزال مقایسه باورهای ناکارآمدی مذهبی و جهت‌گیری مذهبی در افراد مبتلا به اختلال وسواس و افراد عادی

پروپوزال مقایسه باورهای ناکارآمدی مذهبی و جهت‌گیری مذهبی در افراد مبتلا به اختلال وسواس و افراد عادی


عنوان به انگلیسی:

The comparison of religious Dysfunctional Beliefs and religious orientation in obsessive and normal individuals

بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

اختلال وسواس فکری ـ عملی (OCD)[1] نشانگان عصبی ـ روانپزشکی پیچیده‌ای است که مشخصه اصلی آن، افکار ناخواسته، تکراری و مزاحم (افکار وسواسی) و نیز رفتارهای تکراری و آزاددهنده آیین‌مند (اعمال وسواسی) است که به منظور اجتناب از اضطراب یا خنثی کردن افکار وسواسی انجام می‌شود (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994).

براساس نظام طبقه‌بندی DSM-IV اختلال وسواس فکری ـ عملی یک اختلال محور I بوده و در چهارچوب اختلال‌های اضطرابی طبقه‌بندی شده است. در طبقه‌بندی DSM-IV برعکس DSM-III-R فکر و عمل وسواسی همواره با هم بوده و هیچ یک به تنهایی مشاهده نشده است. به این ترتیب عمل وسواسی می‌تواند یک آیین ذهنی برای کاهش اضطراب باشد و تفاوت در رفتاری یا فکری بودن نیست، بلکه در اضطراب آفرین یا کاهنده اضطراب بودن است (کاپلان، سادوک[2]، 2007). در طی سال‌های اخیر این توجه را می‌توان به افزایش شیوع این اختلال طی سه دهه گذشته نسبت داد. تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که همپوشی قابل ملاحظه‌ای بین اختلال وسواس فکری ـ عملی و دیگر اختلالات روانی وجود دارد. (راسموزن و آیزن[3]، 1992).

عوامل بسیاری در سبب‌شناسی این اختلال مطرح شده است. از جمله عوامل زیستی، محیطی، شخصیتی، اجتماعی، فرهنگی و ... (کاپلان، سادوک، 2007). در این میان یکی از عوامل مهم و مورد توجه، عامل فرهنگی است و یکی از وجوه بسیار مهم فرهنگی، مذهب است. برخی از روان‌شناسان باورها و رفتارهای مذهبی را نمودهایی از آسیب‌شناسی روانی به ویژه اختلال وسواس فکری، عملی به شمار آورده‌اند. فروید[4] (1908؛ نقل از یوسیفوا و لوینتال[5]، 2009) مذهب را یک نوروز وسواس جهان‌شمول توصیف می‌کند و علایم وسواس ـ اجباری را همانند آیین‌های مذهبی می‌داند. بنابراین مذهب و جهت‌گیری مذهبی[6] در اختلال وسواس فکری ـ عملی نقش ویژه ای دارد. جهت‌گیری مذهبی روی‌آورد کلی شخص به ارتباط با موجود متعالی است و به عنوان مجموعه‌ای از اعتقادات، اعمال و تشریفات خاص برای ارتباط با آن موجود متعالی، تعریف می شود. افراد دارای جهت‌گیری مذهبی براساس مذهب خود، دارای اعتقادات و باورهایی هستند که بر نگرش و رفتارهای آنان تأثیر گذاشته و در نتیجه سبک زندگی و رفتار آنان، متأثر از دین‌ورزی و جهت‌گیری مذهبی آنان است (آذربایجانی، 2009). جهت گیری مذهبی دارای دو مولفه جهت گیری مذهبی درونی و جهت گیری مذهبی برونی می­باشد. شخصی که جهت گیری مذهبی درونی دارد، انگیزه هایش را در خود مذهب، می یابد. چنین اشخاصی، مذهب و شخصیت شان یکی می شود. در حالی که اشخاصی که جهت گیری مذهبی برونی دارند، برای رسیدن به اهدافی دیگر به سمت مذهب می روند. به عبارت دیگر به سمت خداوند می روند، بدون این که از خود روی بگردانند (آذربایجانی، 2009).



[1]- Obsessive compulsive disorder (OCD)

[2]- Kaplon, sadok

[3]- Rasmussen & Eisen

[4]- Freud

[5]- Yossifova & Loewenthal

[6]- Religious orientation




خرید فایل



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 04:42 | چاپ مطلب
( تعداد کل: 58 )
   1      2     3     4     5     6   >>
صفحات